تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1336

مساهمون:

ص١٣٣٦

[ سوره عبس ]

بنام خداى بخشاينده مهربان 80 / 1 روى ترش كرد و اعراض نمود ( 1 ) 80 / 2 بسبب آنكه بيامد پيش او نابينا ( 2 ) 80 / 3 و چه چيز خبردار كرد ترا شايد وى پاك مىشد ( 3 ) 80 / 4 يا پند مىشنيد پس نفع مىدادش آن پند شنيدن ( 4 ) 80 / 5 اما كسى كه توانگر است ( 5 ) 80 / 6 پس تو بسوى او اقبال مىكنى ( 6 ) 80 / 7 و زيان نيست بر تو در آنكه پاك شود ( 7 ) 80 / 8 و اما كسى كه بيامد پيش تو شتابان ( 8 ) 80 / 9 از خداى ترسان ( 9 ) 80 / 10 پس تو از وى غفلت مىكنى ( 10 ) 80 / 11 نى نى هر آئينه اين آيات قرآن پند است ( 11 )
شرح

سورة عبس

مكّيّة و هى اثنتان و اربعون آيةبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ- آورده‌اند كه عبد اللّه بن ام مكتوم رضى اللّه عنه ، به مجلس پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم آمد و آن حضرت به دعوت صناديد قريش باسلام مشغول بود ابن ام مكتوم به جهت عمى كه داشت آن حال را ندانست كه نزد حضرت صلى اللّه عليه و سلّم كسى نشسته است و با وى سخن مىگويد قطع سخن كرده آن حضرت از قطع كلام ملول شده روى مبارك ترش كرد و ازو اعراض نمود جبرئيل عليه السلام آيت آورد كهعَبَسَ وَ تَوَلَّىترش كرد روى خود را و روى بگردانيدأَنْ جاءَهُ الْأَعْمىبه‌آنكه آمد بسوى او نابينا يعنى عبد اللّه ذكر اعمى اشعار است بعذر او در قطع كلام برسيد انام عليه الصلاة و السلاموَ ما يُدْرِيكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّىو چه چيز ترا دانا كرد شايد كه ابن ام مكتوم پاك شود از آثامأَوْ يَذَّكَّرُيا پند گيردفَتَنْفَعَهُ الذِّكْرىيا پند گيرد پس سود دارد او را پند دادن توأَمَّا مَنِ اسْتَغْنىاما آن‌كس كه توانگرى دارد يعنى بىنيازى مىكند از ايمانفَأَنْتَ لَهُ تَصَدَّىپس تو براى او رو مىآرى يعنى برو اقبال مىكنى از بهر حرص بر ايمان آوردن اووَ ما عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّىو نيست بر تو وزر و و بال بر آن كه آن مستغنى پاك نشود باسلام چه بر تو بلاغ است و بسوَ أَمَّا مَنْ جاءَكَ يَسْعىو اما آنكه مىآيد بسوى تو مىشتابد در طلب تعليم يعنى ابن ام مكتوموَ هُوَ يَخْشىو او مىترسد از خداى يا از آزار كفار بسبب آمدن نزد توفَأَنْتَ عَنْهُ تَلَهَّىپس تو ازو رو گردانيده به ديگران مشغول مىشوى منقول است كه چون جبرئيل عليه السلام اين آيت مىخواند بشره مبارك آن حضرت صلى اللّه عليه و سلّم متغيّر مىشد در لباب آورده كه يك ساعت نرگس ديده آن سرو جويبار رسالت صلى اللّه عليه و سلّم بىآب و تاب شد به مثابه كه مىرفت و راه نمىديد و نزديك بود كه رنگ روى مباركش ديوارهاى مكّه را مشرق سازد امام زاهد رح فرمود كه سيّد عالم صلى اللّه عليه و سلّم از عقب عبد اللّه رفت و او را بازگردانيد و به مسجد بازآورد و رداى مبارك خود بگسترانيد و وى را بر ان نشاند و بعد از ان هرگاه كه وى را ديدى گرامى داشتى و گفتى مرحبا به من عاتبنى فيه ربى و دو بار او را در مدينه خليفه ساخت وقتى كه به غزوه مىرفت و بيايد دانست كه اين صورت از حضرت رسالت‌پناه صلى اللّه عليه و سلّم خطا نبود چه به حكم اجتهاد اين عمل بجاى آورد و كراهت او از سوى ادب ابن ام مكتوم بود كه سخن بر وى قطع كرد و ليكن معذور بود بسبب عمىكَلَّا إِنَّها تَذْكِرَةٌحقا كه اين آيات قرآنى پند است مر خلق را .