تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1337

مساهمون:

ص١٣٣٧
80 / 12 پس هر كه خواهد ياد كند قرآن را ( 12 ) 80 / 13 هر آئينه قرآن ثبت است در نامهاى گرامى ( 13 ) 80 / 14 بلندقدر پاك كرده شده ( 14 ) 80 / 15 بدست نويسندگان ( 15 ) 80 / 16 بزرگ‌منش نيكوكردار ( 16 ) 80 / 17 لعنت كرده شده آدمى را چه بلا ناسپاس است خدا ( 17 ) 80 / 18 از چه چيز آفريدش ( 18 ) 80 / 19 از نطفهء منى آفريدش پس اندازه معين كردش ( 19 ) 80 / 20 بازره برآمد آسان نمودش ( 20 ) 80 / 21 باز بميراندش پس در گور كردش ( 21 ) 80 / 22 باز وقتى كه خواست زنده ساختش ( 22 ) 80 / 23 نى نى به عمل نياورد آنچه فرمودش ( 23 ) 80 / 24 پس بايد كه درنگرد آدمى بسوى طعام خود ( 24 ) 80 / 25 بسوى آنكه ما ريختيم آب را ريختنى ( 25 ) 80 / 26 بازشكافتيم زمين را شكافتنى ( 26 ) 80 / 27 پس رويانيديم دران دانه را ( 27 )
شرح
فَمَنْ شاءَ ذَكَرَهُپس هر كه خواهد ياد كند آن را و بدان متعظ گردد و اين آيتها ثبت كرده شده استفِي صُحُفٍ مُكَرَّمَةٍدر صحيفه‌هاى گرامى كرده شده نزد خداىمَرْفُوعَةٍبرداشته شده و بلند قدرمُطَهَّرَةٍپاكيزه از همه عيبهابِأَيْدِي سَفَرَةٍدر دست نويسندگان يعنى فرشتگان كه از لوح محفوظ انتساخ كنندكِرامٍبزرگان نزديك خدايا كريمان و مهربانان كه بر مؤمنان استغفار مىكنند مر ايشان رابَرَرَةٍنيكانقُتِلَ الْإِنْسانُلعنت كرده باد انسان يعنى كافر و قول بعض آنست كه مراد عتبة بن ابى لهب است كه اوّل داماد پيغمبر بود و به آخر دختر آن حضرت ص را طلاق داد و گفت كفرت برب النجم اذ هوا و حضرت رسالت‌پناه صلى اللّه عليه و سلّم او را نفرين كرد كه اللّهم سلّط عليه كلبا من كلابك و اندك وقتى نگذشت كه شير سر او را بركند درين باب حسّان بن ثابت رض قصيده دارد القصه حق سبحانه او را لعنت كرده مىفرمايدما أَكْفَرَهُچه كافرترين خلق است هيچ نمىانديشد كه خداى تعالىمِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُاز چه چيز بيافريد او را -مِنْ نُطْفَةٍاز مقدار آب منىخَلَقَهُبيافريد او رافَقَدَّرَهُپس اندازه او پديد كرد از اعضا و اشكال و هيئات در بطن مادرثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُپس راه بيرون آمدن آسان كرد او را تا متولد شد و نشو و نما يافت تا برسيد باجلثُمَّ أَماتَهُپس بميرانيد او را بوقت انتهاى عمر اوفَأَقْبَرَهُپس به خاك درآورد او را تا همچون مردار بر سر راهها نيفگنندثُمَّ إِذا شاءَ أَنْشَرَهُپس چون خواهد خداى زنده گرداند او را در وقت نشور همه بازبسته به مشيّت اوستكَلَّا لَمَّا يَقْضِ ما أَمَرَهُحقا كه نگزارد انسان و ادا نكرد آنچه خداى فرمود او را يعنى كافر بعهد ميثاق وفا ننمود و امر ايمان و طاعت را گردن ننهاد و گفته‌اند مراد همه آدميانند چه هرگز هيچ آدمى از اداى حقوق اوامر الهى كما ينبغى برون نيامده و نتواند قطعهبنده همان به كه ز تقصير خويش * عذر بدرگاه خدا آوردورنه سزاوار خداونديش * كس نتواند كه بجا آوردفَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى طَعامِهِپس بايد كه نظر كند انسان به خوردنى خويش به چشم عبرت بيند كه بچه وجه احداث كرده مىشودأَنَّا صَبَبْنَا الْماءَ صَبًّابه درستى كه ما ريختيم آب را از ابر ريختنىثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّاپس بشگافتيم زمين را شكافتنىفَأَنْبَتْنا فِيها حَبًّاپس برويانيديم در زمين دانه كه قوت توان كرد چون حنطه و شعير و امثال آن .