80 / 28
و انگور و سيب را ( 28 )
80 / 29
و زيتون را و درخت خرما را ( 29 )
80 / 30
و باغها را كه درختان بسيار دارد ( 30 )
80 / 31
و ميوه را و علف دواب را ( 31 )
80 / 32
براى منفعت شما و چهارپايان شما ( 32 )
80 / 33
پس وقتى كه بيايد آواز سخت ( 33 )
80 / 34
روزى كه بگريزد مرد از برادر خود ( 34 )
80 / 35
و از مادر خود و از پدر خود ( 35 )
80 / 36
و از زن خود و از فرزندان خود ( 36 )
80 / 37
هر مردى را از ايشان آن روز شغليست كه كفايت مىكندش ( 37 )
80 / 38
يك پاره رويها آن روز روشن باشند ( 38 )
80 / 39
خندان و شادمان باشند ( 39 )
80 / 40
و يك پاره رويها آن روز بران غبار باشد ( 40 )
80 / 41
غالب آيد به روى تاريكى ( 41 )
80 / 42
اين جماعه ايشانند كافران بدكاران ( 42 )
شرح
وَ عِنَباً وَ قَضْباًو تاك انگور و سيبوَ زَيْتُوناً وَ نَخْلًاو درخت زيتون و خرمانيانوَ حَدائِقَ غُلْباًو باغهاى ديواربسته بزرگ درخت يعنى اشجار او متكاثف و بسياروَ فاكِهَةً وَ أَبًّاو ميوههاى تر و ميوههاى خشك يا چراگاه اين همه كرديممَتاعاً لَكُمْبراى برخوردارى شماوَ لِأَنْعامِكُمْو براى تمتع چهارپايان شمافَإِذا جاءَتِ الصَّاخَّةُپس چون بيايد آواز كركننده يعنى صيحه كه هر كه بشنود كر گردد مراد نفخه ثانيه است جواب اذا آنكه ببيند اهوال و شدايد بسياريَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِروز كه بگريزد و مرد از برادر خود با وجود موانست و مهربانىوَ أُمِّهِو از مادر خود با وجود كثرت حقوق كه او راستوَ أَبِيهِو از پدر خود با وجود وفور شفقت و عاطفت كه ازو ديدهوَ صاحِبَتِهِو از زن خود با وجود آنكه مونس روزگار او بودهوَ بَنِيهِو از فرزندان خود با خيال استظهار بديشانلِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْمر هر مردى را از اهل قيامتيَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِآن روزگارى است كه مشغول مىدارد او را از مهم ديگران و در باب مشغولى قيامت شيخ فريد الدين عطار قدس سره حكايتى منظوم دارد - نظمكشتى آورد در دريا شكست * تخته زان جمله بر بالا نشستگربه و مواشى بر ان تخته بماند * كارشان با يكديگر پخته بماندنى ز گربه موش را روى گريز * نى ز موش آن گربه را چنگال تيزهر دو شان از هول درياى عجب * در تحيّر بازمانده خشكلبدر قيامت نيز اين غوغا بود * يعنى آنجا نى تو و نى ما بودوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌرويها باشد آن روز تابان و درخشان از نور ايمانضاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌخندان و فرحناك و شادمان بسبب نجات از نيران و وصول به روضه جنانوَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْها غَبَرَةٌو رويها باشد آن روز پر از غبار و تيرگى از كفر و عناد و خيرگىتَرْهَقُها قَتَرَةٌفروگيرد آن را تاريكى و سياهى از انكار و عصيانأُولئِكَآن گروه كه روى سياه گرفته و گردآلود دارندهُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُايشانند ناگرويدگان و دروغگويان و نابكاران و تبهكاران .