76 / 3
هر آئينه ما دلالت كرديم آدمى را بر راه خود شكر گوينده يا ناسپاسدارنده ( 3 )
76 / 4
هر آئينه ما آماده ساختهايم براى كافران زنجيرها و طوقها و آتش افروخته ( 4 )
76 / 5
هر آئينه نيكوكاران مىنوشند از پياله شراب كه آميزش وى آب چشمه كافور باشد ( 5 )
76 / 6
مراد مىدارم از كافور چشمهء كه مىآشامند ازان بندگان مقرب خدا روان كنند آن را روان كردنى ( 6 )
76 / 7
وفا مىكنند به نذر و مىترسند از روز كه مشقت آن فاس باشد ( 7 )
76 / 8
و مىدهند طعام با وجود احتياج به آن فقير را و يتيم را و زندانى را مىگويند ( 8 )
شرح
إِنَّابه درستى كه ماهَدَيْناهُ السَّبِيلَراه نموديم او را راه راست بنصب اوله قدرت و انزال آيات تا باشدإِمَّا شاكِراًيا سپاسدارنده يعنى مؤمن سعيدوَ إِمَّا كَفُوراًيا ناسپاس يعنى كافر شقىإِنَّا أَعْتَدْنابه درستى كه ما آماده كردهايملِلْكافِرِينَبراى ناگرويدگانسَلاسِلَزنجيرها كه بدان ايشان را به دوزخ كشندوَ أَغْلالًاو غلها كه بر گردن ايشان نهندوَ سَعِيراًو آتشى افروخته كه پيوسته در ان بسوزندإِنَّ الْأَبْرارَبه درستى كه نيكوكاران يعنى مؤمنان صادق فرمانبرداريَشْرَبُونَبياشامند در آخرتمِنْ كَأْسٍ كانَاز جام خمرى كه باشدمِزاجُها كافُوراًآميختگى آن كافور يعنى آن را بكافور بهشت بياميزند تا خنك و شيرين و خوشبوى گردد و گفتهاند آبى است در بهشت خوشبوى و سفيد چون كافور به جهت مشابهت او در لون به كافور آن را بدين نام خوانند و مؤيد اين قول است آن كه بدل از كافور آوردهعَيْناًكافور چشمهايستيَشْرَبُ بِهامىآشامند از انعِبادُ اللَّهِبندگان خداىيُفَجِّرُونَهامىرانند آن چشمه را هرجا كه مىخواهندتَفْجِيراًراندنى آسان جمهور مفسران برآنند كه حضرت رسالتپناه صلى اللّه عليه و سلّم به خانه على مرتضى كرم اللّه وجهه آمدند و حسن و حسين رض را رضى اللّه عنهما بيمار ديد على و فاطمه را رضى اللّه عنهما گفت نذرى كنيد تا فرزندان شما صحت يابند ايشان نذر فرمودند كه سه روز روزه گيرند حق سبحانه سبطين را رضى اللّه عنهما شفا بخشيد و ايشان روزه گرفتند و مقدارى جو قرض گرفته يا به مزد كارى شده و آرد كرده نان پختند و نماز شام را خواستند كه افطار نمايند مسكينى بدر خانه آمد و آواز داد يا اهل بيت نبوت مسكينىام از مسلمانان مرا طعام دهيد تا حق سبحانه از موائد بهشت شما را عوض بدهد امير المؤمنين على كرم اللّه وجهه نصيب خود را بدان مسكين دادند و سائر اهل بيت موافقت كردند و به آب خالص روزه گشاده شب گذرانيدند ديگر روز روزه گرفتند و بوقت افطار يتيمى بدر خانه آمد و سؤال كرد و تمام طعام كه بود ايثار فرمودند و شب سوم اسيرى بسر وقت ايشان رسد خوردنيها بوى دادند حق سبحانه اين آيت فرستاد كهيُوفُونَوفا مىنمايند ابرار نيكوبِالنَّذْرِبنذرى كه در طاعت كنندوَ يَخافُونَو مىترسنديَوْماً كانَاز روز كه هستشَرُّهُبدى آن روز يعنى محنت و شدت اومُسْتَطِيراًفاش و آشكارا و رسيده به همهوَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَو مىدهند طعام راعَلى حُبِّهِبر دوستى خدايا بر حب طعام يعنى با وجودى كه محتاجاند بدان طعام و آن را دوست مىدارند ايثار مىنمايند و مىخورانند و خود نمىخورند و طعام فانى را صرف طعام باقى كنندمِسْكِيناًدرويشى بىمايه راوَ يَتِيماًو خردسالى بىپدر راوَ أَسِيراًو اسير را كه از كفّار مكّه گرفتهاند و در خبرست كه چون اسيرى را به حضرت رسالتپناه صلى اللّه عليه و سلّم آوردندى او را به بعضى از مسلمانان سپردى تا راى مبارك بر امرى در شان او قرار يابد و گفتى احسن اليه و بعضى از علماء برانند كه مسبحون از اهل كفر كه در حقى او را حبس كرده باشند و مملوك از عبيد و اما و مراءة نيز حكم اسارى دارند يعنى به ايشان احسان بايد نمود و اين مطعمان بلسان مقال يا به زبان حال كه معتقد ايشان است مىگويند .