76 / 9
جز اين نيست كه طعام مىدهيم شما را براى ذات خدا نمىطلبيم از شما مزدى و نه شكرى ( 9 )
76 / 10
هر آئينه ما مىترسيم از پروردگار خود روز ترشرو نهايت سخت ( 10 )
76 / 11
پس نگاهداشت ايشان را خدا از سختى آن روز و رسانيد ايشان را تازگى و خوشحالى ( 11 )
76 / 12
و جزا داد ايشان را بمقابله صبر ايشان بوستان و جامهء ابريشمى ( 12 )
76 / 13
تكيه زده باشند آنجا بر تختها نبينند آنجا گرمى آفتاب را و سرماى تند را ( 13 )
76 / 14
و نزديك شده باشد بر ايشان سايههاى آن بوستان و سهل الحصول كرده شود ميوهها آن سهل كردنى ( 14 )
76 / 15
و آمد و رفت كرده شود بر ايشان به آوندهاى از نقره و با جامهائى كه باشند مانند آبگينهها ( 15 )
76 / 16
مراد مىدارم آبگينه از نقره اندازه كرده باشند ساقيان آن را اندازه كردنى ( 16 )
شرح
إِنَّما نُطْعِمُكُمْجز اين نيست كه مىخورانيم شما را اين طعامهالِوَجْهِ اللَّهِبراى طلب رضا و لقاى خدالا نُرِيدُنمىخواهيممِنْكُمْ جَزاءًاز شما پاداشى و مكافاتىوَ لا شُكُوراًو نه سپاسى و نه دفع آزارى چه در احسان منت نهادن و توقع جزا كردن از ثواب بكاهاند قوله تعالىيا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذىنظمهر چه دهى مىده و منت منه * و آنچه به منت دهى آن خود مدهمنت و مزدى كه در احسان بود * وقت جزا موجب نقصان بودإِنَّا نَخافُبه درستى كه ما مىترسيممِنْ رَبِّنااز آفريدگار مايَوْماً عَبُوساًاز عذاب روز ترش يعنى روز كه رويهاى ترش گردد از شدت اهوالقَمْطَرِيراًروزى سخت و گرم از امام حسن بصرى رح پرسيدند كه قمطرير چيست فرمود كه سبحان اللّه چه سخت است اسم روز قيامت و او سختتر است از اسم خودفَوَقاهُمُ اللَّهُپس نگاه دارد خداى تعالى ايشان راشَرَّ ذلِكَ الْيَوْمِاز بدى و رنج و هول آن روزوَ لَقَّاهُمْو پيش آرد ايشان رانَضْرَةًتازگى و خوبى رووَ سُرُوراًو شادى و فرح در دلوَ جَزاهُمْو پاداش دهد ايشان رابِما صَبَرُوابسبب آنكه صبر كردند بر طاعت از معصيت يا بر ايثار طعامجَنَّةًبوستانى كه از ميوه آن برخورندوَ حَرِيراًو جامه ابريشم بهشت كه بپوشندمُتَّكِئِينَدر حالتى كه تكيهزدگان باشندفِيهادر بهشتعَلَى الْأَرائِكِبر تختهاى آراستهلا يَرَوْنَ فِيهانهبينند در بهشتشَمْساًآفتاب راوَ لا زَمْهَرِيراًو نه سرما را مراد آن است كه هواى بهشت معتدل بود و درو زمستان و تابستان نبود تا از شدّت حر و صولت برد متأذى نگردندوَ دانِيَةًو پاداش دهد ايشان را بهشتى ديگر كه نزديك بودعَلَيْهِمْبديشانظِلالُهاسايههاى درخت آنوَ ذُلِّلَتْو رام كرده شده باشدقُطُوفُهاميوه آنتَذْلِيلًارامكردنى يعنى آسان بود چيدن ميوهها و كسى چيننده را منع نكند از چيدنوَ يُطافُ عَلَيْهِمْو گردانيده شود بر ايشانبِآنِيَةٍ مِنْ فِضَّةٍجامهاى خورد از سيموَ أَكْوابٍ كانَتْو كوزهاى بزرگ كه باشدقَوارِيرَامانند آبگينهاقَوارِيرَا مِنْ فِضَّةٍآبگينههاى سيم يعنى اوانى و اكواب از نقره باشد در صفائى آبگينه كه از خارج داخل آن را توان ديدقَدَّرُوهااندازه كرده باشند ساقيان آن ظروفها را فراخور سيرابى بهشتيانتَقْدِيراًاندازهكردنى يعنى هر كس را فراخور حوصله او جامى دهند كه بدان سيراب شود و در ان ظرف زياده و نقصان نبود .