تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1322

مساهمون:

ص١٣٢٢
76 / 17 و نوشانيده شود ايشان را آنجا جام شرابى كه هست آميزش آن آب چشمهء زنجبيل ( 17 ) 76 / 18 كه چشمه‌ايست كه در بهشت كه نام آن نهاده مىشود سلسبيل ( 18 ) 76 / 19 و آمد و شد كنند بر ايشان نوجوانان جاويد چون بينى ايشان را پندارى كه ايشان مرواريدانداز رشتهء افشانند شده ( 19 ) 76 / 20 و چون نگاه كنى آنجا به بينى نعمت فراوان و بادشاهى بزرگ ( 20 ) 76 / 21 بالاى ايشان باشد جامهاى سبز از ديباء نازك و نيز بالاى ايشان باشند ديبا لك و زيور پوشانيده شود ايشان را و ستوانها از نقره و بنوشاند ايشان را پروردگار ايشان شراب نهايت پاك ( 21 )
شرح
وَ يُسْقَوْنَو آشاميده شوندفِيهادر بهشتكَأْساً كانَخمرى كه باشدمِزاجُها زَنْجَبِيلًاآميزش او زنجبيل يعنى بياميزند آن شراب را بزنجبيل بهشت چه زنجبيل طرب آرند و لذّت بخشنده استعَيْناً فِيهاو آن زنجبيل چشمه‌ايست در بهشتتُسَمَّى سَلْسَبِيلًانام نهاده شده بسلسبيل و آن منقاد بود و روان هرجا كه بهشتى خواهد توانند برد و گفته‌اند آسان در حلق رود و زود بگواردوَ يَطُوفُ عَلَيْهِمْو طواف كنند بر آن ابرار و نيكوكارانوِلْدانٌ مُخَلَّدُونَپسران گوشوارداران يا جاويد مانده بر حال طفوليتإِذا رَأَيْتَهُمْچون بينى ايشان را اى بينندهحَسِبْتَهُمْپندارى از صفاى لون و درخشندگى چهره ايشان رالُؤْلُؤاً مَنْثُوراًمرواريد افشانده شده از صدف بمعنى تر و تازه كه هنوز دست كسى بدان نرسيده است و در رونق و آبدارى آن قصورى پيدا نشدهوَ إِذا رَأَيْتَو چون بنگرى و نظر كنىثَمَّآنجا يعنى در بهشترَأَيْتَ نَعِيماًببينى نعمتها كه در وصف نگنجدوَ مُلْكاً كَبِيراًو ملكى بزرگ كه زوال به دو راه نيابد و در خبر آمده كه فروتر كسى از اهل بهشت كه نظر كند در ملك خود هزارساله راه بيند و منتهاى مملكت خود را مشاهده كند چنانچه مبتداى آن را ملاحظه مىنمايد و بقولى ملك كبير نفاذ مشيّتست كه هر چه خواهد ميسر گردد يا ايستادن ملائكه بوقت درآمدن بديشان و در فصول آورده كه نعيم راحت اشباح است و ملك كبير لذت ارواح نعيم ملاحظه دارست و ملك كبير مشاهده ديدار و دار بيدار هيچ كار نيايد الجار ثم الدار بيت -ايها الاخوان تا چند انتظار آن نگار * زاهدان فردوس مىجويند و ما ديدار يارعالِيَهُمْزبر بهشتيان يعنى لباس زبرين ايشانثِيابُ سُندُسٍجامهاى ديبا نازكخُضْرٌسبز استوَ إِسْتَبْرَقٌو ديباى محكم سفتهوَ حُلُّواو پيرايه بسته شوندأَساوِرَ مِنْ فِضَّةٍبه دستوانها از نقره و اين مخالف آن نيست كه يحلون فيها من اساور من ذهب چه جمع و معاقبه ممكن استوَ سَقاهُمْو بياشاماند ايشان رارَبُّهُمْپروردگار ايشانشَراباً طَهُوراًشرابى پاك از ادناس و ارجاس يا پاك‌كننده از غل و غش و مقاتل رح گويد كه طهور چشمه‌ايست بر در بهشت كه هر كه از ان بياشامد در دل او حقد و حسد بلكه هيچ صفتى بد نماند و گفته‌اند پاك‌كننده دل از ميل بما سواى اللّه تا التذاذ يابد به لقاى او و باقى ماند به بقاى او و البقاء فى اللقاء تمام العطاء بيايد دانست كه جوى كوثر در بهشت خاصه حضرت رسالت‌پناه صلى اللّه عليه و سلّم است و ذكر آن در سوره كوثر خواهد آمد ان‌شاءالله تعالى و چهار جوى ديگر از ان متقيان است آب و شير و خمر و عسل و شمه از ان در سوره محمد مرقوم شده است و دو چشمه از ان اهل خشيت است فيهما عينان تجريان و دو چشمه از ان اصحاب يمينست فيهما عينان نضاختان و اين چهار چشمه در سوره الرحمن جل ذكره آمده و ديگر شراب رحيق از ان ابرارست و چشمه تسنيم از آن مقربان و اين هر دو در سورة المطففين مذكور خواهد شد و دو چشمه از آن اهل بيتست كافور و زنجبيل كه آن را سلسبيل خوانند و شراب طهور نيز از ان ايشانست و محققان آن را شراب شهود گويند كه مرآت دل نوشنده را بلوامع انوار اسرار قدم روشن ساخته پذيرائى عكوس نقوش ازل و ابد گرداند و وقت و حال او را چنان صافى سازد كه كه مطلق اقذار اثنينيت و شوائب غيريت در مشارع وحدت نماند و رنگ دوگانگى بيگانگى مبدل گردانيده جام و مدام را يك رنگ سازد بيتهمه جام است و نيست گوئى مى * يا مدام است و نيست گوئى جامو عارفى گفته است كه فردا بزم‌نشينان دار القرار ابرار را يك حبور و سرور خواهند نوشايند و شراب ظهور خواهند چشانيد امروز باده‌نوشان خمخانه افضال را اين‌قدر از ان نصيبى تمام داده‌اند نظماز سقاهم ربهم بين جمله ابرار مست * در جمالى لايزالى هفت و پنج و چار مستتن چو سايه بر زمين جان پاك عاشقان * در بهشت عدن تجرى تحتها الانهار مستخود چه جاى عاشقان كز جام توحيد خدا * كوه و صحرا و جبال و جمله اشجار مستپس ابرار را گويند .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1322 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )