تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1319

مساهمون:

ص١٣١٩
75 / 36 آيا مىپندارد آدمى كه مهمل گذاشته شود ( 36 ) 75 / 37 آيا نبود نطفه از منى كه ريخته مىشد ( 37 ) 75 / 38 در رحم باز بود خون بسته پس بيافريد خدا پس درست اندام كرد ( 38 ) 75 / 39 پس ساخت ازان منى دو قسم را مرد را و زن را ( 39 ) 75 / 40 آيا نيست اين خدا توانا بر آنكه زنده كند مردگان را ( 40 )

[ سوره دهر ]

بنام خداى بخشاينده مهربان 76 / 1 هر آئينه آمده است بر آدمى مدتى از زمان كه نبود چيزى ذكر كرده شده ( 1 ) 76 / 2 هر آئينه ما آفريديم آدمى را از يك‌پاره منى در هم آميخته از چند چيز پس ساختيمش شنوا بينا ( 2 )
شرح
أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُآيا مىپندارد انسانأَنْ يُتْرَكَآنكه فروگذاشته شودسُدىًمهمل و معطل و ضائع كه به دنيا مكلّف و بعقبى مبعوث و معذّب نگرددأَ لَمْ يَكُ نُطْفَةًآيا نبوده است آدمى قطره آبىمِنْ مَنِيٍّ يُمْنىاز منى ريخته شده در رحمثُمَّ كانَ عَلَقَةًپس بوده است خون بستهفَخَلَقَپس خداى بيافريد اجزاى و اعضاى او رافَسَوَّىپس راست كرد صورت او را و روح درو در دميدفَجَعَلَ مِنْهُپس گردانيد از منىالزَّوْجَيْنِدو صنفالذَّكَرَ وَ الْأُنْثىنر و مادهأَ لَيْسَ ذلِكَآيا نيست آنكه چنين آفريندبِقادِرٍتواناعَلى أَنْ يُحْيِيَ الْمَوْتىهر آنكه زنده گرداند مردگان را در خبر آمده است كه در آخر قراءة اين سوره بايد گفت بلى انه على كل شىء قدير و بر روايت ديگر سبحانك اللّهم بلى شيخ ما قدس سره مىگفت بلى سبحان ربّى الاعلى

سورة الدّهر

مكّيّة و هى احدى و ثلاثون آيةبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ هَلْ أَتىآيا آمده است استفهام تقريرست يعنى به درستى كه آمدهعَلَى الْإِنْسانِبر آدم عليه السلامحِينٌهنگامىمِنَ الدَّهْرِاز زمان كه در انلَمْ يَكُنْنبودشَيْئاً مَذْكُوراًچيزى كه ياد كرده شود يعنى چهل سال ميان مكه و طائف افتاده بود قبل از نفخ روح درو و كسى به انسانيت او را ياد نمىكرد چون نطفه و عناصر و نمىدانست كه نام او چيست و فائده و حكمت خلقت او چه خواهد بود و اين معنى معلوم نداشتند كه استاد قدرت آئينه مىسازد كه مظهر اشعه و مفاتيح الغيب باشد در اقصى مراتب ظهور و مرتبه خلافت كبريائى را شايد و عين مقصودات و منتهاى غايات او بود و همه نهايتها بوجود با جود او آشكارا شود نظمشد ظهور او بكلّى نور نور * گنج مخفى از وى آمد در ظهورگنج مخفى بود زير خاك گرد * خاك را تابان‌تر از افلاك كردگنج مخفى بد ز پرّى جوش كرد * خاك را سلطان اطلس‌پوش كردإِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَبه درستى كه ما آفريده‌ايم آدميان را كه اولاد آدم‌اندمِنْ نُطْفَةٍاز آبى اندك كه منى است و چون هر يك از منى مرد و زن مختلف الاجزا است در رقت و قوام و خاصيّت لا جرم نطفه را به‌آنكه مفردست بجمع صفت كرد و فرمودأَمْشاجٍآميختها يا مراد الوان است كه منى مرد سفيد و از ان زن زردست و هر دو بعد از اجتماع سبز مىشوند يا امشاج بمعنى اطوارست يعنى نطفه علقه شود پس مضغه گردد تا آخر خلقت و بر هر تقدير انسان را خلق كرديم تا بامر و نهىنَبْتَلِيهِمىآزمائيم او رافَجَعَلْناهُپس گردانيديم او راسَمِيعاًشنوابَصِيراًبينا تا متمكن باشد از مشاهده دلائل و استماع آيات .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1319 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )