تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1303

مساهمون:

ص١٣٠٣
72 / 4 و آنكه افترا مىكرد جاهل ما بر خدا دروغ را ( 4 ) 72 / 5 و آنكه ما پنداشتيم كه هرگز نگويند بنى آدم و جنيان بر خدا سخن دروغ را ( 5 ) 72 / 6 و آنكه مردان بنى آدم پناه مىگرفتند به مردان جن پس زياده كردند در حق آن جنيان سركشى را ( 6 ) 72 / 7 و آنكه آدميان گمان كردند چنان كه شما گمان كرده بوديد كه هرگز نفرستد خدا هيچ‌كس را ( 7 ) 72 / 8 و آنكه ما دست رسانيديم به آسمان پس يافتيم آسمان پر كرده شده به پاسبانان محكم و به ستارهاى فرودآينده ( 8 ) 72 / 9 و آنكه مىنشستيم پيش ازين به جاها براى شنيدن پس هر كه گوش نهد الحال بيابند براى خود ستاره مهيا ساخته ( 9 ) 72 / 10 و آنكه ما نمىدانيم آيا بلاى اراده كرده شد در حق آنان كه در زمين‌اند يا اراده كرده است در حق ايشان پروردگار ايشان خيرى را ( 10 )
شرح
وَ أَنَّهُ كانَو به درستى كه هستيَقُولُكه مىگويدسَفِيهُناجاهل و نادان ما يعنى ابليسعَلَى اللَّهِبر خداىشَطَطاًسخنى دور كه نسبت صاحبه و ولد است بوىوَ أَنَّا ظَنَنَّاو ما پنداشتيمأَنْ لَنْ تَقُولَ الْإِنْسُآنكه نگويند آدميانوَ الْجِنُّو جنيانعَلَى اللَّهِ كَذِباًبر خداى دروغى لا جرم هرچه سفيه ما مىگفت باور مىكرديم چون قرآن شنيديم معلوم شد كه دروغ بر خداى مىبستهوَ أَنَّهُ كانَو به درستى كه بودندرِجالٌ مِنَ الْإِنْسِمردانى از آدميان كه در بعضى امكنهيَعُوذُونَپناه گرفتندىبِرِجالٍ مِنَ الْجِنِّبه مردانى از جنيان و آن‌چنان بوده كه چون كسى به بيابان هولناك رسيدى گفتى پناه مىبرم به سيد اين وادى از شر سفهاى قوم او و اعتقاد او آن بودى كه بدان استعاذه آن شخص سالم و مأمون بماند و اهل مكّه در مواطن هايله گفتندى اعوذ بحذيفة بن بدر من شر جن هذا الوادىفَزادُوهُمْپس بيفزودند آدميان مر جنيان را بسبب اين استعاذهرَهَقاًكبر و سركشى و جهل تا گفتند كه بزرگى ما به مرتبه است كه آدميان بما پناه مىجويندوَ أَنَّهُمْو به درستى كه آدميان يعنى كفّار ايشانظَنُّواگمان بردندكَما ظَنَنْتُمْهمچنان‌كه شما گمان برده‌ايد اى جنأَنْ لَنْ يَبْعَثَ اللَّهُآنكه بر نه‌انگيزد خداىأَحَداًيكى را از مردگان براى حساب و جزاوَ أَنَّا لَمَسْنَا السَّماءَو به درستى كه ما مس كرديم آسمان را او براى استراق سمع بالا رفتيم و خواستيم كه بوى درآييمفَوَجَدْناهاپس يافتيم آسمان رامُلِئَتْپر كرده شدحَرَساً شَدِيداًاز پاسبانان توانائى محكم يعنى ملائكه كه بمنع جن نامزد شده‌اندوَ شُهُباًو از ستارگان درخشنده آتش‌فشان كه جهت رجم ديوان متعين گشتهوَ أَنَّا كُنَّا نَقْعُدُو به درستى كه ما بوديم كه ما نشستيممِنْهااز آسمانمَقاعِدَدر نشستگاههالِلسَّمْعِبراى شنيدن اخبار آسمانى يعنى قبل از بعثت پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم بر آسمان مىرفتيم و در مقاعد خالى از حرس و شهب مىنشستيمفَمَنْ يَسْتَمِعِ الْآنَپس هر كه از جن طلب شنيدن مىكند اكنونيَجِدْمىيابدلَهُبراى خودشِهاباًستاره روشن و آتشباررَصَداًنگاهدارنده و مترصد ايستاده يعنى براى سوختن وىوَ أَنَّا لا نَدْرِيو به درستى كه ما نمىدانيمأَ شَرٌّ أُرِيدَآيا بدى خواسته شده است از حراست آسمان و بازداشتن ما از انبِمَنْ فِي الْأَرْضِبه كسانى كه در زمين‌اند از آدميانأَمْ أَرادَ بِهِمْيا خواسته است بديشانرَبُّهُمْآفريدگار ايشانرَشَداًخيرى و صلاحى .