قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1302
71 / 28 اى پروردگار من بيامرز مرا و پدر و مادر مرا و هر كرا كه درآيد به خانهء من ايمان آورده و جميع مؤمنين و مؤمنات را و زياده مده ستمكاران را مگر هلاكى ( 28 ) [ سوره جن ] بنام خداى بخشنده مهربان 72 / 1 بگو وحى فرستاده شد بسوى من كه گوش نهادند جماعه از جن پس گفتند هر آئينه ما شنيديم قرآنى عجبى ( 1 ) 72 / 2 كه دلالت مىكند بسوى راه راست پس ايمان آورديم به آن و شريك مقرر نخواهيم كرد با پروردگار خويش هيچيك ( 2 ) 72 / 3 و بيان كردند آن جنيان كه بلند است بزرگى پروردگار ما فرا نگرفته است زنى و نه فرزندى ( 3 ) رَبِّ اغْفِرْ لِي اى پروردگار من بيامرز مرا وَ لِوالِدَيَّ و مر پدر و مادر مرا والد نوح عليه السلام ملك بن متوشلخ بود و مادرش باشهر اقوال شمخا بنت انوش و هر دو مؤمن بودهاند لا جرم درخواست نمود كه ايشان را بيامرزد وَ لِمَنْ دَخَلَ و مر كسى را كه درآيد بَيْتِيَ به خانه و منزل من يا بكشتى به من يا به مسجد من مُؤْمِناً در حالتى كه مؤمن باشد وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ و بيامرز مردان و زنان گرويده را كه باشند تا قيامت و گفتهاند مراد اين امّت مرحومهاند از ابن عباس رضى اللّه عنه منقول است كه هم چنانچه دعاى نوح عليه السلام درباره كافران مستجاب شد در شان اهل ايمان نيز بعز اجابت رسيده و ديگر دعا فرمود كه وَ لا تَزِدِ الظَّالِمِينَ و ميفزاى مر ستمكاران را يعنى كافران را إِلَّا تَباراً مگر هلاكى به سختى نعوذ باللّه من ذلك سورة الجنّ مكّيّة و هى ثمان و عشرون آية بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ قبل ازين مذكور شد در سوره احقاف كه گروهى از جن در بطن نخله به ملازمت حضرت رسالتپناه صلى اللّه عليه و سلّم رسيد و استماع قرآن نموده ايمان آوردند ماوردى گويد كه آن حضرت ص سوره اقرأ مىخواند و ايشان نه تن بودند يا هفت تن سه از اهل نجران و چار از نصيبين و صاحب كشاف آورده كه از شيصيان بودند و ايشان اعظم و اكبر قبائل جناند و عامه لشكر ابليس از ايشان است و آن گروه كه ايمان آورده بودند به ميان قوم خود رفته انواع سخنان گفتند و حق سبحانه درين سوره از ان خبر داد كه قُلْ بگو اى محمد ص أُوحِيَ إِلَيَّ وحى كرده شده به من أَنَّهُ اسْتَمَعَ آنكه شنيدند قرآن را در بطن نخله نَفَرٌ گروهى كه از ده كمتر و از سه بيشتر بودند مِنَ الْجِنِّ از گروه جن فَقالُوا پس گفتند چون به ميان قوم رفتند كه اى قوم إِنَّا سَمِعْنا به درستى كه ما شنوديم قُرْآناً عَجَباً قرآنى شگفت يعنى چيزى عجب كه بكلام بشر نماند و كسى بر افشاى مثل آن قدرت ندارد يَهْدِي راه مىنمايد إِلَى الرُّشْدِ به راستى و صواب و صلاح دين و دنيا فَآمَنَّا پس گرويديم بِهِ به آن وَ لَنْ نُشْرِكَ و هرگز شرك نياريم و انباز نگيريم بِرَبِّنا به پروردگار خود أَحَداً يكى را از اصنام و ابالسه و غير آن چنان كه پيشتر شرك مىآورديم وَ أَنَّهُ تَعالى و به درستى كه بزرگ است جَدُّ رَبِّنا ملك آفريدگار ما يا برترست عظمت و جلال او از مجانست با مخلوقات مَا اتَّخَذَ فرا نگرفت صاحِبَةً زنى را چنانچه بعضى از بنى مليح گويند وَ لا وَلَداً و نه فرزندى چنانچه يهود و نصارى در عزير ع و عيسى اعتقاد كنند .