تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1300

مساهمون:

ص١٣٠٠
71 / 15 آيا نمىبينيد چگونه آفريد خدا هفت آسمان را تو بر تو ( 15 ) 71 / 16 و ساخت ماه را در ميان اينها افروزنده و ساخت آفتاب را چراغ درخشنده ( 16 ) 71 / 17 و خدا رويانيد شما را از زمين نوعى از رويانيدن ( 17 ) 71 / 18 پس باز درآرد شما را به زمين و بيرون آرد شما را نيز از طورى بيرون آوردن ( 18 ) 71 / 19 و خدا ساخت براى شما زمين را فراشى ( 19 ) 71 / 20 تا برويد دران زمين براه‌هاى گشاده ( 20 ) 71 / 21 گفت نوح اى پروردگار من هر آئينه اين جماعه نافرمانى من كردند و پيروى نمودند به كسى كه زياده نكرده است در حق وى مال وى و فرزند وى مگر زيان را ( 21 ) 71 / 22 و بدسگالى كردند رئيسان بدسگالى عظيم ( 22 )
شرح
أَ لَمْ تَرَوْا كَيْفَآيا نمىبينيد كه چگونهخَلَقَ اللَّهُبيافريد خداىسَبْعَ سَماواتٍهفت آسمان راطِباقاًطبقه بالاى طبقهوَ جَعَلَ الْقَمَرَو گردانيد ماه رافِيهِنَّدر يكى از ايشاننُوراًروشنى و در بعضى تفاسير است كه جرم قمر در آسمان دنيا است و نور وى مىتابد در آسمانها چنانچه بر زمين مىتابد و آنها را روشن مىسازدوَ جَعَلَ الشَّمْسَو گردانيد آفتاب راسِراجاًچراغ اهل زمين تا چنانچه چراغ ظلمت را از حوالى خود مىراند آفتاب تيرگى شب را از عرصه زمين محو گرداند و حضرت رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلّم را به جهت آن چراغ گفت كه نور روى او تاريكى كفر و نفاق را از عرصه عالم زائل گردانيد قطعهچراغ و چشم دل چشم و چراغ جان رسول اللّه * كه شمع ملت است از پرتو احكام او رخشاندرين ظلمت‌سرا گرنه چراغ افروختى شرعش * كجا كس را خلاصى بودى از تاريكى طغيانوَ اللَّهُ أَنْبَتَكُمْو خداى برويانيد شما را يعنى نهال وجود پدر شما آدم عليه السلام رامِنَ الْأَرْضِاز زمين پس برست يعنى آدم عليه السلام از خاكنَباتاًرستنى و چون پدر ما را از خاك آفريد پس ما همه از خاك مخلوق باشيمثُمَّ يُعِيدُكُمْپس باز خواهد برد شما رافِيهادر زمين يعنى بعد از موت بقبر درآردوَ يُخْرِجُكُمْو بيرون آرد شما را از قبرإِخْراجاًبيرون‌آوردنى از براى حساب و جزاوَ اللَّهُ جَعَلَو خداى گردانيدلَكُمُ الْأَرْضَبراى شما زمين رابِساطاًمانند فرشى گسترده كه آرام گرفتن درو و رفتن برو شايدلِتَسْلُكُواتا مىرويدمِنْهااز زمينسُبُلًا فِجاجاًبراه‌هاى گشاده بعد ازين مواعظ و نصايح عوام قوم نوح عليه السلام متأمل شدند اما خواص و رؤساى ايشان را اضلال و اغوا نمودند تا از آنچه بودند بدتر و جفاكارتر كشته در عصيان و عناد افزودندقالَ نُوحٌگفت نوح بعد از مشاهده اين حالرَبِّ إِنَّهُمْاى پروردگار من به درستى كه ايشان يعنى عامه امت منعَصَوْنِيعاصى شدند در منوَ اتَّبَعُواو پيروى كردندمَنْ لَمْ يَزِدْهُآن را كه زياده نكرد مر او رامالُهُ وَ وَلَدُهُمال و فرزند اوإِلَّا خَساراًمگر زيانكارى و گمراهى يعنى فرمان من نبردند و متابعت كردند مهتران خود را كه مغرور بودند بمال و فرزندوَ مَكَرُواو مكر كردند بزرگان قوممَكْراً كُبَّاراًمكرى بزرگ كه به آن سفله و نادانان را به حيله بجانب خود كشيدند و بر ايذاى من تحريص كردند .