تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1301

مساهمون:

ص١٣٠١
71 / 23 و گفتند هرگز ترك مكنيد معبودان خود را و هرگز ترك مكنيد ود و سواع و يغوث و يعوق و نسر را ( 23 ) 71 / 24 و هر آئينه گمراه كردند بسيارى را و زياده مده خدايا ستمكاران را مگر گمراهى ( 24 ) 71 / 25 بسبب گناهان خود غرق كرده شد ايشان را پس در آورده شد ايشان را در آتش پس نيافتند براى خويش بجز خدا هيچ نصرت‌دهنده ( 25 ) 71 / 26 و گفت نوح اى پروردگار من مگذار بر زمين از كافران هيچ ساكن شونده را ( 26 ) 71 / 27 هر آئينه تو اگر بگذارى ايشان را گمراه سازنده بندگان ترا و نزايند مگر بدكار ناسپاس‌دارى ( 27 )
شرح
وَ قالُوا لا تَذَرُنَّو گفتند دست باز مداريدآلِهَتَكُمْاز عبادت خدايان خودوَ لا تَذَرُنَّو مگذاريدوَدًّابت ودّ را و آن صنمى بود بر صورت مردى ساختهوَ لا سُواعاًو نه سواع را و آن بت به صورت زنى بودهوَ لا يَغُوثَو نه يغوث را و آن بتى به صورت شيرى بودهوَ يَعُوقَو نه يعوق را و آن بتى به صورت اسپى بودهوَ نَسْراًو نه نسر را و آن بتى به صورت كركسى بوده و اشهر آنست كه آنها اسامى پنج مرد صالح بوده كه ميان آدم ع و نوح عليه السلام بودند و مردم بديشان اعتقادى تمام داشتند و بعد از مرگ ايشان به صورت ايشان از چوب و سنگ پيكرها ساختند و تعظيم آن مىنمودند و بمرور زمان به پرستش آن مشغول شدند و بعد از طوفان ابليس لعين آن بتان را بيرون آورد و عرب را به پرستش ايشان فرمود و قبيله بنى كلب ودّ را داشتند در دومة الجندل و سواع در قبيله هذيل بوده بر ساحل بحر و يغوث را مدحج و بنى غطيف و بنى مراد اختيار كردند و يعوق در ميان همدان افتاد و نسر معبود اهل حمير بود و آل ذى الكلاع بيت -كافران از بت بىجان چه تمتع دارند * بارى آن بت بپرستيد كه جانى داردالقصه نوح ع على نبينا و عليه السلام با حق سبحانه مناجات كرد كه خدايا اكابر قوم اصاغر را گفتند كه دست ازين بتان باز مداريدوَ قَدْ أَضَلُّواو حال آنست كه گمراه كردند رؤساى قوم به اين بتانكَثِيراًبسيارى را از ضعفا و ادنى -وَ لا تَزِدِ الظَّالِمِينَو ميفزاى بار خدايا مر ستمكاران راإِلَّا ضَلالًامگر هلاكت و عذابمِمَّا خَطِيئاتِهِمْاز براى گناهان قوم نوح عليه السلامأُغْرِقُواغرق شدند بطوفانفَأُدْخِلُوا ناراًپس درآورده شدند به آتشى يعنى در قبر و گفته‌اند در آخرتفَلَمْ يَجِدُوا لَهُمْپس نيافتند براى خود از انها كه به خداى گرفته بودندمِنْ دُونِ اللَّهِبجز خداىأَنْصاراًياران كه عذاب طوفان از ايشان بازدارد آورده‌اند كه حق سبحانه حضرت نوح عليه السلام را خبر داد كه ديگر از قوم تو كسى ايمان نخواهد آورد و از ايشان فرزندى كه ايمان آرد هم متولد نخواهد شد پس نوح عليه السلام مناجات كردوَ قالَ نُوحٌ رَبِّو گفت نوح عليه السلام اى آفريدگار منلا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِمگذار بر روى زمينمِنَ الْكافِرِينَاز ناگرويدگاندَيَّاراًدوركننده يعنى كسى كه آيد و رود مراد هلاك عام است ، يعنى هيچ كافر را زنده مگذارإِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْبه درستى كه اگر تو بگذارى ايشان رايُضِلُّوا عِبادَكَگمراه كنند بندگان ترا يعنى خواهند كه مؤمنان را اضلال نمايند و گمراه كنندوَ لا يَلِدُواو نزايندإِلَّا فاجِراًمگر فجوركنندهكَفَّاراًناسپاسى يعنى چون بالغ شوند فاجر و كافر و غادر باشند .