تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1299

مساهمون:

ص١٢٩٩
71 / 7 و هر آئينه من هرگاه كه دعوت كردم ايشان را تا بيامرزى براى ايشان در آوردند انگشتان خود را در گوش خويش و به خود درپيچيدند جامهاى خويش را و مداومت كردند بر كفر و سركشى نمودند سركشى تمام ( 7 ) 71 / 8 باز هر آئينه من دعوت كردم ايشان را به آواز بلند ( 8 ) 71 / 9 باز هر آئينه من آشكار گفتم به ايشان و پنهان گفتم ايشان را نيز پنهان گفتى ( 9 ) 71 / 10 پس گفتم طلب آمرزش كنيد از پروردگار خود هر آئينه اوست آمرزنده ( 10 ) 71 / 11 تا بفرستد بر شما باران را ريزنده ( 11 ) 71 / 12 و پىدرپى دهد شما را اموال و فرزندان و بدهد شما را بوستانها و پديد آرد براى شما جويها ( 12 ) 71 / 13 چيست شما را كه اعتقاد نمىكنيد براى خدا بزرگى را ( 13 ) 71 / 14 و حال آنكه آفريده است شما را به طورهاى مختلف ( 14 )
شرح
وَ إِنِّيو به درستى كه منكُلَّما دَعَوْتُهُمْهرگاه كه بخواندم ايشان را بتوحيد و عبادتلِتَغْفِرَ لَهُمْتا تو بيامرزى مر ايشان را بسبب قبول آنجَعَلُوادرآوردندأَصابِعَهُمْانگشتهاى خود رافِي آذانِهِمْدر گوشهاى خود و رهگذر مسامع را از استماع دعوت بربستندوَ اسْتَغْشَوْاو بسر دركشيدندثِيابَهُمْجامهاى خود را تا مرا نه‌بينندوَ أَصَرُّواو ايستادند بر كفر و معصيتوَ اسْتَكْبَرُواو سركشى كردند از متابعت مناسْتِكْباراًسركشىكردنى بزرگثُمَّ إِنِّيپس به درستى كه من با وجود اصرار و استكباردَعَوْتُهُمْدعوت كردم ايشان راجِهاراًآشكارا در محافل ايشانثُمَّ إِنِّيپس بتحقيق كه منأَعْلَنْتُ لَهُمْآشكارا كردم مر بعضى از ايشان را يعنى به آشكارا آواز برداشتم و تكرار كردم دعوت راوَ أَسْرَرْتُ لَهُمْو براز نيز گفتم مر بعضى ديگر را از ايشانإِسْراراًراز گفتنى يعنى بهر وجه كه توانستم طريق دعوت فرونگذاشتم و در مجالس و خلوات بسرّ و علانيه ايشان را به حق خواندم و چون قهارى تو باران از ايشان بازگرفت و زنان ايشان را عقيم ساخت و ايشان رجوع به من كردندفَقُلْتُ اسْتَغْفِرُواپس گفتم آمرزش طلبيدرَبَّكُمْاز پروردگار خود يعنى توبه كنيد از كفرإِنَّهُ كانَبه درستى كه خدا هستغَفَّاراًآمرزندهء توبه‌كنندگان و چون شما توبه كنيديُرْسِلِ السَّماءَبفرستد ابر راعَلَيْكُمْبر شمامِدْراراًبارنده پىدرپىوَ يُمْدِدْكُمْو مدد دهد شما رابِأَمْوالٍبمالهاوَ بَنِينَو پسران يعنى بسيار گرداند اموال و اولاد شما راوَ يَجْعَلْ لَكُمْو بدهد مر شما راجَنَّاتٍبوستانهائى مشتمل بر ميوه‌هاوَ يَجْعَلْ لَكُمْو بدهد و جارى گرداند براى شماأَنْهاراًجويهاى آبما لَكُمْ لا تَرْجُونَچيست شما را كه اميد نداريد يعنى نمىشناسيدلِلَّهِمر خداى راوَقاراًبه عظمت و بزرگوارى مراد آن است كه اعتقاد نمىكنيد بزرگى او را تا بترسيد از نافرمانى او يا چيست كه از عظمت و قهارىّ او نمىترسيدوَ قَدْ خَلَقَكُمْو حال آنكه بيافريده است شما راأَطْواراًگونه‌گونه مختلف در خلق يا از طور نطفه به علقه برده و از آنجا به مضغهء تا آخر و اين دليل است بر قدرت كامل و حكمت شامل .