تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1298

مساهمون:

ص١٢٩٨

[ سوره نوح ]

بنام خداى بخشاينده مهربان 71 / 1 هر آئينه ما فرستاديم نوح را بسوى قوم او كه بترسان قوم خود را پيش از آنكه بيايد بديشان عقوبتى درددهنده ( 1 ) 71 / 2 گفت اى قوم من هر آئينه من براى شما ترساننده آشكارم ( 2 ) 71 / 3 به اين مضمون كه عبادت كنيد خدا را و بترسيد ازو و فرمان من بريد ( 3 ) 71 / 4 تا بيامرزد براى شما گناهان شما را و موقوف دارد شما را تا وقتى مقرّر هر آئينه وقت مقرر كردهء خدا چون بيايد هرگز موقوف داشته نشود آن اگر مىدانيد ( 4 ) 71 / 5 گفت اى پروردگار من هر آئينه من خواندم قوم خود را شب و روز ( 5 ) 71 / 6 پس زياده نكرد در حق ايشان خواندن من مگر گريختن را ( 6 )
شرح

سورة نوح

مكّيّة و هى ثمان و عشرون آيةبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ إِنَّا أَرْسَلْنا نُوحاًبه درستى كه ما فرستاديم نوح عليه السّلام راإِلى قَوْمِهِبسوى گروه او از آل قابيلأَنْ أَنْذِرْبه‌آنكه بيم كنقَوْمَكَگروه خود را و بترسانمِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَهُمْپيش از آنكه بيايد بديشانعَذابٌ أَلِيمٌعذابى دردناك كه طوفان است يا عذاب آخرتقالَگفت نوح عليه السلاميا قَوْمِاى گروه منإِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌبه درستى كه من شما را بيم‌كننده‌اممُبِينٌآشكارا است بيم كردن من مىرسانم بشماأَنِ اعْبُدُوا اللَّهَآنكه بپرستيد خداى را بيگانگىوَ اتَّقُوهُو بترسيد از عقوبت او يا بپرهيزيد از نافرمانى اووَ أَطِيعُونِو فرمان بريد مرا در هر چه فرمايم و نهى كنميَغْفِرْ لَكُمْتا بيامرزد خداى مر شما رامِنْ ذُنُوبِكُمْبعضى از گناهان شما كه قبل از اسلام مرتكب آن شده باشيدوَ يُؤَخِّرْكُمْو باز پس دارد شما را از عقوبت و مهلكات يعنى زنده دارد شما راإِلى أَجَلٍ مُسَمًّىتا وقتى نامبرده شده كه مدّت زندگانى است منقضى شودإِنَّ أَجَلَ اللَّهِبه درستى كه مدّتى كه خداى تعالى تقدير كردهإِذا جاءَچون بيايد بر وجهى كه مقدر و مقرر فرمودهلا يُؤَخَّرُباز پس افگنده نشود و صاحب آن اجل را مهلت نبود رباعىروز كه اجل درآيد از پيش و پست * شك نيست كه مهلت ندهد يك نفستيارى نرسد در آن دم از هيچ كست * بر باد شود جمله هوا و هوستلَوْ كُنْتُمْاگر هستيد شما كه بفكر و نظرتَعْلَمُونَبدانيد چيزى را پس اين را بدانيد كه در اجل تاخير و اهمال نيست القصه نوح عليه السلام بفرمان الهى نهصد و پنجاه سال قوم خود را دعوت كرد و ايشان سركشى نموده و عناد ورزيده در آزار و ايذاى او فوق الحد كوشيدند و بتقصير از خود راضى نبودند تا وقتى كه نوح به تنگ آمدقالَ رَبِّگفت اى پروردگار منإِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِيبه درستى كه من خواندم قوم خود را به طاعت و عبادت تولَيْلًا وَ نَهاراًشب و روز يعنى پيوسته دعوت كردمفَلَمْ يَزِدْهُمْپس نيفزود ايشان رادُعائِيخواندن و دعوت كردن منإِلَّا فِراراًمگر گريختن و رميدن از ايمان و طاعت .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1298 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )