70 / 39
نى نى هر آئينه ما آفريدهايم ايشان را از آنچه ميدانند ( 39 )
70 / 40
پس قسم مىخورم به پروردگار مشرقها و مغربها كه هر آئينه ما توانائيم ( 40 )
70 / 41
بر آنكه عوض آريم بهتر از ايشان و نيستيم ما عاجز ( 41 )
70 / 42
پس بگذار يا محمد ايشان را كه به بيهودگى درآيند و بازى كنند تا آنكه برخورند به آن روز خود كه وعده داده مىشود ايشان را ( 42 )
70 / 43
روز كه برآيند از قبور شتابان گويا ايشان بسوى نشانه مىدوند ( 43 )
70 / 44
نيايش ظاهر شده باشد بر ديدهاى ايشان درگيرد ايشان را خوارى اينست آن روز كه وعده داده مىشد ايشان را ( 44 )
شرح
كَلَّانه اين چنين است كافران را در بهشت راه نيستإِنَّا خَلَقْناهُمْبه درستى كه ما آفريدهايم ايشان رامِمَّا يَعْلَمُونَاز آنچه مىدانند يعنى نطفهء آلوده كه آن را كه به هيچ نوع با عالم قدس مناسبتى نيست پس اگر كسى از لوث كدورات صافى نگردد و با اخلاق ملكى متخلق نشود استعداد دخول جنّت نخواهد داشتفَلاپس نه چنان است كه كفار مىگويندأُقْسِمُسوگند مىخورمبِرَبِّ الْمَشارِقِبه آفريدگار مشرقها كه آفتاب دارد و در سالى هر روز از نقطهء ديگر طلوع مىنمايدوَ الْمَغارِبِو به خداوند مغربها كه آفتاب را هست و بهر روز از نقطهء ديگر غروب مىكند و گفتهاند مراد مشارق و مغارب نجوم است چه هر يك از ايشان را محل شرق و غرب از دائرهء افق نقطهء ديگر است و بر هر تقدير حق سبحانه قسم ياد مىكندإِنَّا لَقادِرُونَبه درستى كه ما توانائيمعَلى أَنْ نُبَدِّلَبر آنكه بدل كنم يعنى اين مشركان را هلاك سازيم و بدل آريم از ايشان خلقىخَيْراً مِنْهُمْبهتر از ايشان و فرمانبردارتروَ ما نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَو نيستيم ما مسبوقشدگان يعنى كسى بر ما پيشى نتواند گرفت اگر ارادهء امرى كنيم ما را مغلوب نتواند ساخت در اظهار آنفَذَرْهُمْپس دست بدار از ايشانيَخُوضُواتا شروع كنند در باطلهاوَ يَلْعَبُواو ببازى مشغول شوند در دنياحَتَّى يُلاقُواتا وقتى كه ملاقات كننديَوْمَهُمُروز خود راالَّذِي يُوعَدُونَآن روز كه وعده داده شدهاند بدان روز كه بدرست يا قيامت حكم اين آيت به آيت قتال رقم نسخ يافتهيَوْمَ يَخْرُجُونَروز كه بيرون آيند ايشانمِنَ الْأَجْداثِاز گورهاسِراعاًشتابندگان به اجابت دعوت اسرافيل عكَأَنَّهُمْگويا كه ايشانإِلى نُصُبٍبسوى علمى كه بر پا كرده شدهيُوفِضُونَمىشتابند چنانچه سپاه پراگنده كه علم خود قائم بينند و بجانب و شتابكنان روندخاشِعَةًفروتن و ذليلأَبْصارُهُمْديدههاى ايشان يعنى خداوندان ديدههاى سر در پيش افگندهتَرْهَقُهُمْبپوشند ايشان را يعنى فروگيرد آنان راذِلَّةٌخوارى و نگونسارىذلِكَاين استالْيَوْمُ الَّذِيآن روزى كه در دنياكانُوا يُوعَدُونَبودند كه بدان ايشان وعده كرده مىشدند .