تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1293

مساهمون:

ص١٢٩٣
69 / 49 و هر آئينه مىدانيم كه بعض شما دروغ‌دارنده‌اند ( 49 ) 69 / 50 و هر آئينه قرآن حسرتست بر كافران ( 50 ) 69 / 51 و هر آئينه راست درست است ( 51 ) 69 / 52 پس به پاكى ياد كن پروردگار بزرگوار خود را ( 52 )

[ سوره معارج ]

بنام خداى بخشاينده مهربان 70 / 1 طلب كرد طلب‌كننده عقوبتى ( 1 ) 70 / 2 بر كافران فرودآينده نيست او را هيچ بازدارنده فرودآينده ( 2 ) 70 / 3 از جانب خدا خداوند رتبها ( 3 ) 70 / 4 كه بران صعود كرد بالا بميروند فرشتگان و روح نيز بسوى خدا عقوبتى فرودآينده بر كافران در روزى كه هست مقدار آن پنجاه هزار سال ( 4 )
شرح
وَ إِنَّا لَنَعْلَمُو به درستى كه ما مىدانيمأَنَّ مِنْكُمْآنكه بعضى از شمامُكَذِّبِينَتكذيب‌كنندگانند مر قرآن راوَ إِنَّهُو به درستى كه قرآنلَحَسْرَةٌهر آئينه سبب حسرت استعَلَى الْكافِرِينَمر ناگرويدگان را روز قيامت كه ثواب اين قرآن را مشاهده كنند و خود از ان محروم باشندوَ إِنَّهُو بتحقيق كه قرآنلَحَقُّ الْيَقِينِدرست است بىگمان يعنى يقين است كه از نزد حق سبحانه منزل شدهفَسَبِّحْپس تسبيح گوئىبِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِبنام پروردگار بزرگ خود يعنى تنزيه نماى او را از صفات ناسزا و به ثناى بزرگ ياد كن او را

سورة المعارج

مكّيّة و هى اربع و اربعون آيةبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِآورده‌اند كه نضر بن حارث بر در مسجد الحرام ايستاده گفت خدايا اگر محمد بر حق است و آنچه او مىگويد از نزديك تست پس تو سنگى بباران بر سر ما يا ما را به عذاب اليم مبتلا كن آيت آمد كهسَأَلَ سائِلٌدرخواست كرد خواهندهءبِعَذابٍ واقِعٍعذابى را كه بودنى استلِلْكافِرينَبراى كافران كه قتل بدر است در دنيا يا عذاب اليم در آخرت و گويند سائل ابو جهل بوده كه گفت فاسقط علينا كسفا و قولى آنست كه حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم درخواست و استعجال نموده به عذاب ايشان و بر هر تقديرلَيْسَ لَهُنيست مر آن عذاب رادافِعٌدفع‌كننده كه بازدارد آن رامِنَ اللَّهِاز جهت خداى ، چه ارادهء ازليه بدان تعلق گرفته و مراد اللّه مدفوع نگردد پس در صفت اللّه مىگويد كهذِي الْمَعارِجِخداوند درجه‌هاى بلند است يعنى غرفهاى بهشت كه براى دوستان خود مهيّا كرده يا مصاعدى كه براى صعود كلمات طيبات مقرر فرمودهتَعْرُجُ الْمَلائِكَةُبالا مىروند فرشتگانوَ الرُّوحُو جبرئيل عليه السلام يا قومى كه اعظم‌اند از ملائكهإِلَيْهِبسوى امر خداى يعنى بموضعى كه خداى فرمايدفِي يَوْمٍ كانَدر روز كه هستمِقْدارُهُاندازهء اوخَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍپنجاه هزار سال از سالهاى دنيا يعنى اگر يكى از بنىآدم خواهد كه سير كند در دنيا تا آنجا كه محل امر ملائكه است و ايشان به يك روز مىروند او بدين مقدار سال تواند رفت و ابن عباس رض فرموده كه مراد روز قيامت است كه بر كافران بدين درازى خواهد گذشت و گفته‌اند در عرصه‌گاه قيامت پنجاه موطن و موقف خواهد بود و خلايق را در هر موقفى هزار سال بازدارند و بيان مواقف در جواهر التفسير بايد جست و در فتوحات آورده كه هر اسمى را از اسماى الهى روزى است خاص كه تعلق به دو دارد و در قرآن - دو روز از انها مذكور است يوم الرب و ان يوما عند ربك كالف سنته مما تعدون كه هزار سال است و يوم ذى المعارج كه پنجاه هزار سال است و بيان اسماى ايّام و سنين ابديه و سرمديه در مطاوى اين اوراق نگنجد مصرعه هر سخن وقتى و هر نكته مكانى دارد .