69 / 13
پس چون دميده شود در صور يكبار دميدن ( 13 )
69 / 14
و برداشته شود زمين و كوهها پس كوفته شود ايشان را يكبار كوفتن ( 14 )
69 / 15
پس آن روز متحقق شود قيامت ( 15 )
69 / 16
و شكافد آسمان پس آسمان آن روز سست شده باشد ( 16 )
69 / 17
و فرشتگان بر كنارهاى آسمان باشد و بردارند تخت پروردگار ترا بالاى خويش آنروز هشت كس ( 17 )
69 / 18
آن روز پيش آورده شود شما را پنهان نماند از حال شما هيچ سرى ( 18 )
69 / 19
اما آنكه داده شدش نامهء اعمال او بدست راست او پس گويد بگيريد بخوانيد نامهء اعمال مرا ( 19 )
69 / 20
هر آئينه من معتقد بودم كه من بخواهم رسيد به حساب خود ( 20 )
69 / 21
پس آن شخص در زندگانى پسنديده باشد ( 21 )
شرح
فَإِذا نُفِخَپس چون دميده شودفِي الصُّورِدر صورنَفْخَةٌ واحِدَةٌيك دميدن كه نفخه صاعقه استوَ حُمِلَتِ الْأَرْضُو برداشته شود زمين ،وَ الْجِبالُو كوهها از اماكن خود بمجرّد قدرت كامله يا بتوسط زلزله و بادهاى سختفَدُكَّتاپس درهم شكسته شوند زمين و كوهدَكَّةً واحِدَةًيك شكستنى و مانند هبا گردندفَيَوْمَئِذٍپس آن هنگاموَقَعَتِ الْواقِعَةُواقع شود واقع شونده يعنى قيامت قائم گرددوَ انْشَقَّتِ السَّماءُو بشگافد آسمان از طرف مجرّهفَهِيَپس آسمانيَوْمَئِذٍدر آن روزواهِيَةٌسست و ضعيف بود پس از قوّت و استوارىوَ الْمَلَكُو فرشتگانعَلى أَرْجائِهابر كنارهاى آسمان باشند تا امر خداى دررسد و فرود آيندوَ يَحْمِلُو بردارندعَرْشَ رَبِّكَعرش پروردگار توفَوْقَهُمْبر زبر ملائكه كه بر ارجاى آسمانانديَوْمَئِذٍآن روزثَمانِيَةٌهشت ملك و امروز حاملان عرش چهاراند در معالم آورده كه در ان روز حمله عرش هشت باشند بر صورت بز كوهى از سمهاى ايشان تا زانو مسافت آن مقدارى بود كه از آسمانى تا به آسمانى و گفتهاند هشت صف از ملائكه عرش را بردارند كه ايشان را نداند الا خداى تعالىيَوْمَئِذٍ تُعْرَضُونَدر آن روز عرض كرده شويد به خدا از براى محاسبهلا تَخْفىپنهان نماند بر خداىمِنْكُمْاز كردار و گفتار شماخافِيَةٌپوشيده كه هست يعنى خداى بر خفاياى شما مطلع است پس عرض و حساب نه از براى اطلاع است بر ان بلكه براى عدل است و افشاى احوال بر خلايقفَأَمَّا مَنْ أُوتِيَپس اما آنكه داده شودكِتابَهُكتاب نوشته عمل اوبِيَمِينِهِبدست راست اوفَيَقُولُپس گويد از روى سرورهاؤُمُ اقْرَؤُابيائيد و بخوانيدكِتابِيَهْكتاب مرا كه درينجا عملى نيست كه من از اظهار آن شرم دارم در تبيان آورده كه اين كتابى ديگر است به غير كتاب الاعمال كه حفظه نوشتهاند درو بشارت جنّت است و بس ، چه كتاب حفظ ، ميان بنده خداوند است و كسى آن را نهبيند و نخواند پس صاحب آن كتاب گويدإِنِّي ظَنَنْتُبه درستى كه من بيقين دانستمأَنِّي مُلاقٍآنكه من بينندهامحِسابِيَهْحساب خود را يعنى مىدانستم كه مرا حساب خواهند كرد و آن را آماده شدمفَهُوَپس آنكسفِي عِيشَةٍ راضِيَةٍدر زندگانى باشد پسنديده ، صافى از كدورت و مقرون به حرمت و حشمت .