تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1276

مساهمون:

ص١٢٧٦

[ سوره ملك ]

بنام خداى بخشاينده مهربان 67 / 1 بسيار با بركت است آن خدا كه بدست اوست بادشاهى و او بر همه چيز تواناست ( 1 ) 67 / 2 آن خدا كه آفريد موت و حيات را تا بيازمايد شما را كه كدام يك از شما نيكوتر است در عمل و اوست غالب آمرزگار ( 2 ) 67 / 3 آن خدا كه آفريد هفت آسمان را تو بر تو نه بينى اى بيننده در آفرينش خدا هيچ بىضابطگى پس بازگردان چشم را آيا مىبينى هيچ شكستگى ( 3 ) 67 / 4 پس بازگردان چشم را دوباره تا بازآيد چشم بسوى تو خوار شده مانده گشته ( 4 )
شرح

سورة الملك

مكّيّة و هى ثلاثون آية و فيها ركوعانبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ تَبارَكَبزرگ و برتر است و ثابت بر دوامالَّذِي بِيَدِهِ الْمُلْكُآن كسى كه بدست قدرت اوست پادشاهى و تصرّف در امور ملك يعنى هرچه خواهد بكندوَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍو او بر همه چيزها كه خواهدقَدِيرٌتوانا استالَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَآن خداوندى كه بيافريد مرگ راوَ الْحَياةَو زندگانى را مراد موت آدميان است در دنيا و حيات ايشان در آخرت و گفته‌اند مرگ را آفريده بر صورت كبشى املح و او بر هيچ چيز نگذرد و بوى او به هيچ‌چيز نه‌رسد الا كه بميرد و حياة را خلق كرد بر صورت ماديان ابلق و او بر هيچ چيز مرور نكند و رائحه او به هيچ‌چيز نه رسد الا كه زنده شود و بقولى مراد از موت و حيات دنيا و آخرت است يعنى دنيا و آخرت را بيافريدلِيَبْلُوَكُمْتا بيازمايد شما را يعنى با شما معامله آزمايندگان كند تا ظاهر شود كه در دار تكليف كه دنيا استأَيُّكُمْكدام از شماأَحْسَنُنيكوتراندعَمَلًااز جهت عمل يعنى اخلاص كدام بيشتر است در خبر آمده كه كدام نيكوتراند از روى عقل و پرهيزگارتر از محارم و شتابنده‌تر در فرمانبردارى و گفته‌اند كه كدام يادكننده‌تراند مرگ را و ترسان‌تر از او و كارسازنده‌تر براى اووَ هُوَ الْعَزِيزُو خدا غالب است در ملك خود ترسندگان را شرمنده نمىسازدالْغَفُورُآمرزنده است خطيئات ايشان را پوشدالَّذِيآن خدائى كهخَلَقَبيافريدسَبْعَ سَماواتٍهفت آسمان راطِباقاًطبقه طبقه يكى بالاى ديگرى در معالم آورده كه آسمان دنيا موجى است محكم شده و دوم مرمرى است سفيد سيوم آهن است چهارم روئين است و گفته‌اند مس است پنجم نقره است ششم زر است هفتم ياقوت سرخ استما تَرىنه‌بينى تو اى بينندهفِي خَلْقِ الرَّحْمنِدر آفريدن خداى مر آسمان رامِنْ تَفاوُتٍهيچ خللى و اختلافى و تناقضى و عيبى و اعوجاجىفَارْجِعِ الْبَصَرَپس بازگردان چشم را بسوى آسمان تا در ان تفكّر كنىهَلْ تَرىهيچ مىبينىمِنْ فُطُورٍشكافى و نقصانثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَپس ديگرباره بگردان ديده راكَرَّتَيْنِكرتى بعد از كرتى تا هيچ عيبى مىيابى يعنى اگر به يك نگريستن معلوم نگردد تكرار كن نگريستن رايَنْقَلِبْبازگرددإِلَيْكَ الْبَصَرُبسوى تو چشم توخاسِئاًدور از يافتن عيبوَ هُوَ حَسِيرٌو او مانده بود از نگريستن به آسمان از كثرت مراجعت به جهت آنكه هرچند مىنگرد عيبى در ان نمىيابد .