3 / 84
بگو ايمان آورديم به خدا و به آنچه فرودآورده شده است بر ما و به آنچه فرودآورده شده بود بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و نبيرگان وى و آنچه داده شده موسى و عيسى و پيغامبران را از پروردگار ايشان فرق نه مىكنيم ميان هيچيك از ايشان و ما خدا را منقاديم ( 84 )
3 / 85
و هر كه طلب كند و راى اسلام دين ديگر را پس هرگز قبول كرده نخواهد شد ازو و او در آخرت از زيانكاران است ( 85 )
3 / 86
چگونه راه نمايد خدا گروهى را كه كافر شدند بعد اسلام خود بعد از ان كه شناختند كه پيغامبر درست است و بعد از ان كه آمد به ايشان حجتها و خدا راه نمىنمايد گروه ستمكاران را ( 86 )
3 / 87
اين گروه سزاى ايشان آنست كه باشد بر ايشان نفرين خدا و فرشتگان و مردمان همه ايشان ( 87 )
شرح
قُلْ آمَنَّابگو اى محمد ص كه ايمان آوردهايم مابِاللَّهِبه خدا كه يكتاست در ذات و بى و همتا است در صفتوَ ما أُنْزِلَ عَلَيْناو گرويدهايم بهآنچه فروفرستادند بر ما يعنى قرآنوَ ما أُنْزِلَو بهآنچه نازل گردانيدهاندعَلى إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطِبر ابراهيم و دو پسر و نبيرگان او و كتاب ايشان همان صحف ابراهيم بود چه ايشان در تحت شريعت او بودندوَ ما أُوتِيَ مُوسىو به آنچه دادهاند بموسى كه توريت استوَ عِيسىو به عيسى كه آن انجيل استوَ النَّبِيُّونَو به آنچه دادهاند پيغمبران ديگر را چون شيث ع و ادريس ع و داود ع و حبقوق ع و شعيب ع كه كتب بر ايشان نازل شده بودمِنْ رَبِّهِمْاز نزد پروردگار ايشانلا نُفَرِّقُجدائى نمىافگنيمبَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْميان يكى از ايشان يعنى به همه ايمان مىآريم نه به بعضى دون بعضى چون يهود و نصارىوَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَو ما مر خداوند را گردننهادگانيم در امر و نهى اووَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناًو هر كه بطلبد جز دين مسلمانى دين ديگر رافَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُپس پذيرفته نشود دين ازووَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَو او بهواسطه ترك اسلام در آن سراى از زيانزدگان باشد و اين آيت تهديد جمعى است كه طالب غير دين اسلاماند و در شان آنها كه بعد از وصول بشرف اسلام دست از دامن دين متين بازدارند و مرتد شوند مىفرمايدكَيْفَ يَهْدِي اللَّهُچگونه راه نمايد خدا استفهامست بمعنى نفى يعنى راه ننمايد خداقَوْماً كَفَرُواگروهى را كه كافر شدندبَعْدَ إِيمانِهِمْبعد از ايمان كه آورده بودند و ايشان دوازده تن بودند كه از مسلمانى رو برتافته بدار كفر پيوستند چون حارث بن سويد و طعمه بن ابيرق و مقيس بن ضبابه و امثال ايشان كه اوّل گرويدند به خداوَ شَهِدُواو گواهى دادندأَنَّ الرَّسُولَآن كه فرستادهء خدا يعنى محمد صحَقٌّحقست و قول او صدقوَ جاءَهُمُ الْبَيِّناتُو آمده بود بديشان آيتهاى روشن يعنى قرآن يا معجزات پيغمبر صوَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَو خدا راه نهنمايد گروه ستمكاران را كه وضع كفر كردند در موضع ايمانأُولئِكَ جَزاؤُهُمْآن گروه مرتدان پاداش ردّت ايشانأَنَّ عَلَيْهِمْآنست كه بر ايشان باشدلَعْنَةَ اللَّهِلعنت خدا و آن دوريست از رحمت اووَ الْمَلائِكَةِو لعنت فرشتگان و آن بيزاريست از ايشانوَ النَّاسِ أَجْمَعِينَو لعنت همه مردمان و آن مذمت كردنست مر ايشان را .