تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
3 / 75 و از اهل كتاب كسى هست كه اگر امين دارى او را به خزانه بازدهد او را به تو و از ايشان كسى هست كه اگر امين دارى او را يك دينار بازندهد آن را به تو مگر تا وقتى كه باشى بر سر او ايستاده و اين خيانت بسبب آنست كه گفتند نيست بر ما در باب ناخواندگان هيچ راه و دروغ مىگويند بر خدا دانسته ( 75 ) 3 / 76 آرى ( مؤاخذه خواهد بود ) هر كه وفا كند بعهد خود و پرهيزگارى كند پس هر آئينه خدا دوست مىدارد پرهيزگاران را ( 76 ) 3 / 77 كسانى كه مىستانند عوض پيمانى كه به خدا بستند و عوض سوگندان خويش بهاى اندك را آن گروه هيچ نصيب نيست ايشان را در آخرت و سخن نه گويد به ايشان خدا و نگاه نه كند بسوى ايشان روز قيامت و پاك نه سازد ايشان را و ايشان راست عذاب درددهنده ( 77 )
شرح
وَ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِو از اهل كتابمَنْ إِنْ تَأْمَنْهُكسى باشد كه او را امين سازىبِقِنْطارٍبه هزار و دويست اوقيه از ماليُؤَدِّهِ إِلَيْكَادا كند آن مال را به تو و او عبد اللّه بن سلام بود رضى اللّه عنه ، كه يكى از قريش هزار و دويست اوقيه زر به امانت بوى داده بود و ابن سلام او را ادا كردوَ مِنْهُمْو از ايشان باشدمَنْ إِنْ تَأْمَنْهُكسى كه او را امين گردانىبِدِينارٍبه يك دينار زرلا يُؤَدِّهِ إِلَيْكَادا نه كند و باز نه دهد به توإِلَّا ما دُمْتَمگر آنكه مادام باشىعَلَيْهِ قائِماًبر سر وى ايستاده به جهت تقاضا و آن فخاص بن عازورا بود از احبار يهود كه يك دينار به دو امانت داده بودند و او خيانت كرده در انذلِكَاين خيانت مر يهود رابِأَنَّهُمْ قالُوابه‌آنست كه گفتندلَيْسَ عَلَيْنانيست بر مافِي الْأُمِّيِّينَدر باب خيانت با عرب كه خواننده و نويسنده نيستندسَبِيلٌگناهى و عقوبتى در آخرت معتقد يهود آن بود كه توريت هر كه نداند امّيست و مال امّى را بر خود حلال مىدانستند و ديگر مىگفتند توريت روا داشته است كه با مخالف دين خود خيانت كنيموَ يَقُولُونَو مىگويند درين سخنعَلَى اللَّهِ الْكَذِبَبر خدا دروغ چه در همه ملل و شرايع به اداى امانت حكم رفته استوَ هُمْ يَعْلَمُونَو حال آنست كه ايشان مىدانند كه خيانت حرام استبَلىنه چنانست كه شما اعتقاد كرده‌ايد بلكه بر شما گرفت است در خيانت عرب و حكم اينستمَنْ أَوْفى بِعَهْدِهِهر كه وفا كند بعهدى كه خدا به او بسته در توريت به اداى امانت و ترك خيانتوَ اتَّقىو بپرهيزد در باب حلال و حرامفَإِنَّ اللَّهَپس به درستى كه خدايُحِبُّ الْمُتَّقِينَدوست مىدارد پرهيزگاران راإِنَّ الَّذِينَبه درستى كه آنان كهيَشْتَرُونَمىفروشند و بدل مىكنندبِعَهْدِ اللَّهِعهدى را كه با خدا بسته‌اند و آن ايمان است به محمد صوَ أَيْمانِهِمْو سوگندان دروغ خود را كه در باب صفت مصطفى ص و تغير آن مىخورندثَمَناً قَلِيلًابه بهاى اندك و آن صاعى چند جو و گزى چند كرپاس بوده كه از كعب بن اشرف ستانده‌اند و نعت پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم را تحريف كرده و بدين افترا پيش عوام سوگند خوردهأُولئِكَآن عهدشكنان و سوگندخورندگان به دروغلا خَلاقَ لَهُمْهيچ نصيبى نيست مر ايشان رافِي الْآخِرَةِدر آن سرا از ثواب خداوَ لا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُو سخن نه گويد خدا با ايشان سخنى كه بدان خوش‌دل گردندوَ لا يَنْظُرُ إِلَيْهِمْو به نظر رحمت بديشان نه نگرديَوْمَ الْقِيامَةِروز رستخيزوَ لا يُزَكِّيهِمْو پاك نسازد ايشان را از لوث گناهوَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌمر ايشان را باشد عذابى كه الم آن منقطع نه‌گردد .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 124 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )