تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1240

مساهمون:

ص١٢٤٠
59 / 12 به خدا اگر جلا وطن كرده شود اهل كتاب را جلا وطن نشوند همراه ايشان و اگر جنگ كرده شود با اهل كتاب نصرت ندهند ايشان را و اگر بفرض نصرت دهند اهل كتاب را البته بازگردانند پشت خود را بعد ازان مدد كرده نشود ايشان را ( 12 ) 59 / 13 هر آئينه شما اى مسلمانان بارعب‌تريد در خاطر ايشان از خدا اين بسبب آنست كه ايشان قومى هستند كه نمىفهمند ( 13 ) 59 / 14 جنگ نكند با شما يك جا شده مگر در ديه‌ها كه بران حصار ساخته باشند يا از پس ديوارها جنگ ايشان در ميان خويش سخت‌تر است مىپندارى ايشان را يك جا جمع شده و دلهاى ايشان پراگنده است اين بسبب آنست كه ايشان قومى هستند كه در نمىيابند داستان ايشان ( 14 ) 59 / 15 مانند داستان آنانست كه پيش از ايشان بودند در نزديكى چشيدند و بال گناه خود را و ايشان‌راست عذاب دردناك ( 15 )
شرح
لَئِنْ أُخْرِجُوااگر بيرون كرده شوند يهود از مدينهلا يَخْرُجُونَبيرون نمىروند منافقانمَعَهُمْبه ايشان و موافقت نمىكندوَ لَئِنْ قُوتِلُواو اگر كارزار كرده شود به ايشانلا يَنْصُرُونَهُمْمنافقان يارى نمىدهند ايشان راوَ لَئِنْ نَصَرُوهُمْو اگر بالفرض يارى دهند اهل نفاق يهود را و حاضر شوند در حرب با ايشانلَيُوَلُّنَّ الْأَدْبارَهر آئينه پس بازگردند به عقب خود يعنى به هزيمت روندثُمَّ لا يُنْصَرُونَپس بعد از هزيمت ايشان بنى نضير يارى كرده نشوند يعنى چون ناصران ايشان منهزم شدند ايشان چگونه منصور گردندلَأَنْتُمْهر آئينه شما كه مؤمنانيدأَشَدُّ رَهْبَةًسخت‌تريد از جهت ترسفِي صُدُورِهِمْدر دلهاى ايشانمِنَ اللَّهِاز خداى يعنى منافقان از شما بيشتر مىترسند كه از خداىذلِكَآن خوف و خشية از شما ايشان رابِأَنَّهُمْبسبب آنست كه ايشانقَوْمٌ لا يَفْقَهُونَگروهىاند كه نمىدانند عظمت خداى را جلّ سلطانه و اگر نه‌بايستى كه ازو ترسيدندىلا يُقاتِلُونَكُمْكارزار نمىكنند با شماجَمِيعاًهمه ايشان يعنى جهودان و منافقانإِلَّا فِي قُرىً مُحَصَّنَةٍمگر در ديهها استوار كرده به خندق و برج و بارهأَوْ مِنْ وَراءِ جُدُرٍيا از پس ديوارها به سنگ و تير يعنى ايشان را قوّت آنكه روى به روى با شما محاربه توانند كرد نيست و اين نه از ضعف و بددلى ايشان است بلكهبَأْسُهُمْكارزار ايشانبَيْنَهُمْميان يكديگر چون حرب مىكنندشَدِيدٌسخت است اما هر شجاع كه با خدا و رسول حرب كند بددل و ترسان گردد پس ايشان بسبب ترسى كه خداى در دلهاى ايشان افگنده طاقت مقاتله در مواجهه و مقابله ندارندتَحْسَبُهُمْ جَمِيعاًتو پندارى يهود و منافقان را همه مجتمع و متفق در راى و تدبيروَ قُلُوبُهُمْ شَتَّىو حال آنكه دلهاى ايشان پراگنده و پريشان است زيرا كه عقايد و مقاصد ايشان مختلف افتادهذلِكَآن وصفهاى بد كه ايشان را استبِأَنَّهُمْبسبب آنست كه ايشانقَوْمٌ لا يَعْقِلُونَگروهىاند كه تعقل نمىكنند و در نمىيابند آن چيز را كه صلاح ايشان در ان است پس مثل يهودكَمَثَلِ الَّذِينَهمچون مثل آنان است كه بودندمِنْ قَبْلِهِمْپيش از ايشانقَرِيباًبزمانى نزديكذاقُوابچشيدندوَبالَ أَمْرِهِمْبدى عاقبت كار خود يعنى ضرر معصيت مراد بنىقينقاع‌اند كه ايشان را جلا كردند از مدينه يا اهل بدر كه عرضه هلاك . گشتندوَ لَهُمْو مر ايشان راست با وجود خوارى دنياعَذابٌ أَلِيمٌعذابى دردناك كه در آخرت و مثل منافقان در فريب دادن جهودان و وعده نصرت كردن -
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1240 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )