تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1242

مساهمون:

ص١٢٤٢
59 / 19 و مباشيد مانند آنان كه فراموش كردند خدا را پس خدا فراموش گردانيد از خاطر ايشان تدبير حال ايشان اين جماعه ايشانند بدكاران ( 19 ) 59 / 20 برابر نيست اهل دوزخ و اهل بهشت اهل بهشت ايشانند بمطلب رسندگان ( 20 ) 59 / 21 اگر فرودمىآورديم اين قرآن را بر كوهى هر آئينه مىديدى آن را نيايش كرده پاره پاره شده از خوف خدا و اين داستانها بيان مىكنيم براى مردمان تا ايشان تامل كنند ( 21 )
شرح
وَ لا تَكُونُواو مباشيد اى مؤمنانكَالَّذِينَمانند آنان كهنَسُوا اللَّهَبگذاشتند امر خداى را چون يهود و منافقان و اهل شركفَأَنْساهُمْپس خدا فراموش گردانيد بر ايشانأَنْفُسَهُمْنفسهاى ايشان را تا براى آن تقديم خيرى نكردند و گفته‌اند در توفيق بر روى ايشان بست و سهل بن عبد اللّه گفته كه بوقت گناه امر خداى تعالى را فراموش كردند خداى تعالى نيز توبه بر ايشان فراموش ساختأُولئِكَآن گروههُمُ الْفاسِقُونَايشانند بيرون‌رفتگان از راه فرمانبردارىلا يَسْتَوِيبرابر نيستند نزديك خداىأَصْحابُ النَّارِياران دوزخ كه نفس خود را خوار ساخته مستحق نار شدندوَ أَصْحابُ الْجَنَّةِو ياران اهل بهشت كه در استكمال نفس كوشيده‌اند تا اهليت جنّت حاصل كردندأَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفائِزُونَياران بهشت يعنى ساكنان او ايشانند رستگاران يعنى از عذاب جحيم بازرسته و در نعيم مقيم پيوستهلَوْ أَنْزَلْنااگر مىفرستاديمهذَا الْقُرْآنَاين قرآن راعَلى جَبَلٍبر كوهى و آن كوه را فهم و ادراك مىداديملَرَأَيْتَهُهر آئينه مىديدى او راخاشِعاًترسنده و فرمان‌برندهمُتَصَدِّعاًشكافته و از هم ريختهمِنْ خَشْيَةِ اللَّهِاز ترس خداى و از هيبت وعيدى كه در وى هست يعنى كوه به آن بزرگى و سختى اگر قرآن فهم كردى بترسيدى و گردن نهادى و اشك از چشم چشمها روان كردى مگر دلهاى سنگين كافران از ان متأثر نمىشوند بيتاى دل سنگين تو يك زره سوهان‌گير نيست * نفس كافر كيش تو از ترك عصيان سير نيستوَ تِلْكَ الْأَمْثالُو اين مثلهانَضْرِبُهابيان مىكنيملِلنَّاسِبراى تنبيه مردمان -لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَشايد كه انديشه كنند در ان بهره بردارند از ان .