تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1238

مساهمون:

ص١٢٣٨
نعمت را از پروردگار خويش و خوشنودى را و نصرت مىدهند خدا را و پيغامبر او را اين جماعه ايشانند راست وعده ( 8 ) 59 / 9 و نيز آنان راست كه جاى گرفتند بدار الاسلام و جاى پيدا كردند در ايمان پيش از مهاجران دوست مىدارند هر كرا هجرت كند بسوى ايشان و نمىيابند در خاطر خود دغدغه از طرف آنچه داده شد مهاجران را و ديگران را اختيار مىكنند بر خويشتن و اگر چه باشد ايشان را احتياج و هركرا نگاهداشته شد از حرص نفس خودش پس آن جماعه ايشانند رستگار ( 9 )
شرح
فَضْلًا مِنَ اللَّهِبخشش و بخشايش از خداوند خودوَ رِضْواناًو خوشنودى حضرت او يعنى هجرت ايشان براى تجارت و اغراض دنيوى نبوده بلكه طالب رحمت و رضاى حق بودند و به دوستى خدا و رسول ص ترك ديار و اموال خود نمودندوَ يَنْصُرُونَ اللَّهَو يارى مىكنند دين خداى را بنفس و مال خودوَ رَسُولَهُو نصرت مىنمايند پيغمبر او را به يارى و هوادارىأُولئِكَآن گروه مهاجرانهُمُ الصَّادِقُونَايشانند راستان در دين اسلام هم بقول و هم بفعلوَ الَّذِينَو ديگر براى آنان كهتَبَوَّؤُا الدَّارَجاى گرفتند در سراى هجرتوَ الْإِيمانَو در دار ايمان يعنى در مدينه و در تفسير امام ابى بكر نقاش هست كه ايمان نام مدينه است و حضرت رسول صلى اللّه عليه و سلّم او را اين نام نهاده پس معنى اين باشد كه اقامت نمودند در مدينهمِنْ قَبْلِهِمْپيش از هجرت مهاجران مراد انصاراند كه در ديار خود ايمان آوردند و به دو سال پيش از قدوم حضرت رسالت‌پناه عليه الصلاة و السلام مساجد ساختنديُحِبُّونَدوست مىدارندمَنْ هاجَرَهرك را هجرت كندإِلَيْهِمْبسوى ديار ايشان و او را جاى دهند و بمال خود مساعدت نمايندوَ لا يَجِدُونَو نيابندفِي صُدُورِهِمْدر دلهاى خودحاجَةًحسدى و حقدى و دغدغهمِمَّا أُوتُوااز آنچه عطا داده شوند ايشان مراد آنست كه حضرت پيغمبر ص انصار را طلبيد و ذكر اعانت و امداد و احسان و اسعاد كه نسبت با مهاجران كرده بودند فرمود پس گفت اى گروه انصار اگر مىخواهيد اموال بنى النضير را ميان همه شما تقسيم كنم و طائفه مهاجران برقرار سابق در مساكن شما ساكن باشند و اگر خواهيد اين مال را خاصة به مهاجران و هم ايشان از منازل شما بيرون آمده به كفايت امور معيشت خود مشغول شوند سعد رض بن وقاص و سعد بن معاذ و سعد بن عباده رضى اللّه عنهم كه پيشوايان اهل مدينه بودند گفتند يا رسول اللّه خاطر ما آن مىخواهد كه اموال را به مهاجران قسمت فرمائى و ايشان همچنان در خانهاى ما باشند كه روشنائى و بركت در منازل ما از ايشان است حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم ايشان را دعا گفت و حق سبحانه در شان ايشان مىفرمايد كهوَ يُؤْثِرُونَو ايثار مىكنند و تقديم مىنمايند مهاجران راعَلى أَنْفُسِهِمْبر نفسهاى خويش يعنى از خود بازمىگيرند و بديشان مىدهندوَ لَوْ كانَ بِهِمْو اگرچه هست ايشان راخَصاصَةٌحاجت به‌آنچه ايثار مىنمايند در اسباب نزول از ابن عمر رضى اللّه عنه ، نقل كرده كه سر بريانى براى يكى از درويشان صحابه رض آوردند او را به درويشى ديگر كه ازو محتاج‌تر بود فرستاد و او بر ديگرى ايثار نموده همچنين نه تن از فقرا بر يكديگر ايثار كردند و اين آيت در شان آن درويشان توانگردل نازل شد حكما برانند كه از ان شش خصلت كه جود مشتمل است بر ان صفت ايثار اكمل و افضل است و ايثار آنست كه كسى محتاج باشد به چيزى و ديگرى را مستحق آن بيند از خود بازگيرد و بوى بخشد قطعهكريم كامل آن را مىشناسم اندرين دوران * كه گر نانى رسد از آسيائى چرخ گردانشز استغنائى همت با وجود فقر و بىبرگى * ز خود واگيرد و سازد نثار بينوايانشوَ مَنْ يُوقَو هر كه نگاه داشته شودشُحَّ نَفْسِهِاز بخل نفس او يعنى منع كند نفس را از حب مال و بغض انفاقفَأُولئِكَپس آن گروههُمُ الْمُفْلِحُونَايشانند رستگاران يا فيروزىيافتگان به ثناى عاجل در دنيا و ثواب آجل در آخرت .