تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
3 / 72 و گفتند گروهى از اهل كتاب ( يعنى با يكديگر ) ايمان آريد به آنچه فرودآورده شده است بر مسلمانان اول روز و انكار كنيد آخر آن‌روز تا شايد كه مسلمانان برگردند ( يعنى در شك ( 72 ) 3 / 73 افتند ) و منقاد مشويد مگر كسى را كه پيروى دين شما كند بگو ( يا محمد ) هر آئينه هدايت همانست كه هدايت خداست ( باور مكنيد ) آنكه داده شود هيچ‌كس مانند آنچه داده شده‌ايد شما يا گروهى الزام دهند شما را نزديك پروردگار شما بگو نعمت بدست خداست مىدهد آن را بهر كه خواهد و خدا فراخ نعمت داناست ( 73 ) 3 / 74 مخصوص مىكند به بخشايش خود هر كرا خواهد و خدا صاحب فضل عظيم است ( 74 )
شرح
وَ قالَتْ طائِفَةٌو گفتند گروهىمِنْ أَهْلِ الْكِتابِاز يهود و ايشان دوازده تن بودند از خيبر و عرينه اتفاق كردند كه در اوّل روز بدين محمد ص درآيند از روى مكر و حيله و به آخر روز چنان فرا نمايند كه ما در كتاب خويش تأمل كرديم و با علما و احبار مجادله بسيار نموديم بطلان دين و فساد آئين شما بر ما روشن شد و نشانهاى نبى موعود در پيغمبر ص شما موجود نيست يمكن كه بدين حيله بعضى از اصحاب در تردد افتند و گويند اين‌ها اهل كتاب‌اند چنين سخن از روى گزاف نخواهند گفت و با وجود علم و انصاف آنچه حق باشد نخواهند نهفت شايد كه از طريق تصديق محمد صلى اللّه عليه و سلّم منحرف شده بدين ما درآيند حق سبحانه مؤمنان را ازين مكر آگهى داد و آيت فرستاد كه ميان يكديگر گفتند گروهى از اهل كتاب يعنى آن دوازده تن كه گفته شدآمِنُوا بِالَّذِيايمان آريد يعنى به زبان اقرار كنيد بدان چيزى كهأُنْزِلَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوافروفرستاده‌شده است بر مؤمنان يعنى قرآنوَجْهَ النَّهارِدر اوّل روزوَ اكْفُرُوا آخِرَهُو كافر شويد و انكار كنيد در آخر روز بدان چيزى كه اوّل روز اقرار كرده‌ايدلَعَلَّهُمْشايد كه مؤمنان بسبب انكار شما بعد اقرار ، در شك افتادهيَرْجِعُونَبازگردند از دين خود و چون خيبريان ديدند كه زرق ايشان ظاهر شد يهود مدينه را وصيت كردند كهوَ لا تُؤْمِنُواو تصديق مكنيدإِلَّا لِمَنْ تَبِعَ دِينَكُمْمگر آن‌كس را كه پيروى كند دين شما را كه يهوديتستقُلْ إِنَّ الْهُدىبگو ايشان را به درستى كه دين حقهُدَى اللَّهِدين خداست يعنى دين اسلام اين جمله معترضه بود در ميان سخن يهود در ردّ قول ايشان را پس باز تتمه كلام ايشان را بيان مىكند كه تصديق مكنيد جز همدينان خود را و باور مداريدأَنْ يُؤْتى أَحَدٌآنكه داده باشد هيچ‌كس رامِثْلَ ما أُوتِيتُمْمانند آنچه شما را داده‌اند از علم و فضل و حكمتأَوْ يُحاجُّوكُمْو اين را نيز باور مكنيد كه مسلمانان با شما مخاصمه كنندعِنْدَ رَبِّكُمْنزد پروردگار شما زيرا كه دين شما درست‌ترست و حجت شما قوىتر و روشن‌ترقُلْ إِنَّ الْفَضْلَبگو به درستى كه برترى و بهترى يا افزونى در علم و حكمتبِيَدِ اللَّهِبدست قضا و تصرف خداوندستيُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُمىدهد آن را بهر كه مىخواهدوَ اللَّهُ واسِعٌو خدا بسيار رحمت استعَلِيمٌدانا باهل استحقاق در اعطاى فضليَخْتَصُّخاص مىگرداندبِرَحْمَتِهِباسلام يا قرآن يا نبوتمَنْ يَشاءُهرك را مىخواهد و مىداند كه استحقاق آن داردوَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِو خداى خداوند فضل بزرگست بر مؤمنان .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 123 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )