تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
3 / 67 نبود ابراهيم جهود و نه ترسا و ليكن بود حنيف مسلمان و نبود از شرك‌آرندگان ( 67 ) 3 / 68 هر آئينه نزديك‌ترين مردم بابراهيم آن كسان بودند كه پيروى او كردند يعنى در زمان او و اين پيغامبر و مؤمنان و خدا كارساز مؤمنانست ( 68 ) 3 / 69 آرزو كردند طائفهء از اهل كتاب كه گمراه سازند شما را و گمراه نمىسازند مگر خويشتن را و آگاه نيستند ( 69 ) 3 / 70 اى اهل كتاب چرا كافر مىشويد به آيتهاى خدا دانسته ( 70 ) 3 / 71 اى اهل كتاب چرا خلط مىكنيد حق را به باطل و چرا مىپوشيد حق را دانسته ( 71 )
شرح
ما كانَ إِبْراهِيمُنبود ابراهيميَهُودِيًّا وَ لا نَصْرانِيًّاجهود و نه ترساوَ لكِنْ كانَ حَنِيفاً مُسْلِماًو ليكن بود پاك و موحد و منحرف از عقائد رويّه مخلص و تسليم‌كنندهوَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَو نبود از شرك آرندگان تعريض اهل كتابست كه مشرك شدند به اعتقاد الوهيت عيسى ع و عزير عإِنَّ أَوْلَى النَّاسِبه درستى كه سزاوارترين مردمانبِإِبْراهِيمَبدين ابراهيملَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُهرآئينه آن كسانند كه پيروى كردند او را در زمان اووَ هذَا النَّبِيُّو ديگر اين پيغمبر ص كه بر ملّت اوستوَ الَّذِينَ آمَنُواو آنان كه ايمان آورده‌اند بدين پيغمبر جمعى از معارف اهل كتاب با مسلمانان در مقام مجادله آمده گفتند كه ما بتعظيم ابراهيم سزاوارتريم كه او يهودى و نصرانى بوده و محمد ص را حسد بر آن داشت كه خود را به ملت ابراهيم ع منسوب سازد اين آيت در رد قول ايشان نازل شده و اصح آنست كه بر وفق قول نجاشى رح فرود آمده در وقتى كه جعفر بن ابى طالب رض با جمعى از مسلمانان از مكه بحبشه هجرت كرده بودند و قريش عمرو بن عاص و عبد اللّه بن ابى ربيعه را با هدايا پيش نجاشى فرستاده تا مسلمانان را بدست ايشان باز دهد القصه مجلس ساختند و جعفر با عمرو و عبد اللّه مناظره كرد و ايشان را ملزم ساخته و نجاشى جعفر را به تلاوت قرآن امر كرد و نجاشى و تابعان و اساقفه ايشان در استماع قرآن رقت و گريه ورزيدند و نجاشى جعفر و قوم او را گفت كه مترسيد كه هيچ تفرقه نخواهد رسيد بحزب ابراهيم ع و عمرو بن عاص گفت حزب ابراهيم كيانند نجاشى گفت اين گروه كه مىبينى و پيغمبرى ايشان كه از نزد وى آمده‌اند عمرو را اين سخن خوش نيامد و آغاز دعوى كرد كه ابراهيم ع از ما بوده و ما بوى سزاوارتريم حق سبحانه موافق سخن نجاشى كه در حبشه مىگفت اين آيت در مدينه فروفرستاد كه سزاوارتر با ابراهيم عليه السلام حضرت پيغمبر ماست و اصحاب اووَ اللَّهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَو خدا دوست مؤمنان و سازندهء كار ايشانستوَدَّتْآرزو مىبرندطائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِگروهى از يهودلَوْ يُضِلُّونَكُمْآنكه شما را گمراه گردانند خطاب با حذيفه رض و عمارست كه يهود ايشان را بدين خود دعوت مىكردند چنانچه در سوره بقره گذشت و مىخواستند كه ايشان را از راه راست بيفگنندوَ ما يُضِلُّونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْو گمراه نمىسازند مگر نفسهاى خود را چه و بال اضلال بديشان عايدستوَ ما يَشْعُرُونَو نمىدانند كه آن زيان به خود مىرساننديا أَهْلَ الْكِتابِاى گروه يهود و نصارىلِمَ تَكْفُرُونَچرا كافر مىشويدبِآياتِ اللَّهِبه قرآن يا بنعت محمدوَ أَنْتُمْ تَشْهَدُونَو حال آنكه شما گواهى مىدهيد كه توريت و انجيل حق است و نعت او در هر دو كتاب موجود استيا أَهْلَ الْكِتابِاى گروه يهودلِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّچرا برمىآميزيد راستى رابِالْباطِلِبه كجى و ناراستى يا خلط مىكنيد توريت را به محرفات خود يا مىپوشيد اقرارى كه قبل از بعث پيغمبر آخر الزمان داشتيد به انكارى كه بعد از آن داريدوَ تَكْتُمُونَ الْحَقَّو چرا برمىپوشيد سخن راست را كه نعت و صفت حضرت مصطفى استوَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَو حال آنست كه شما مىدانيد كه آن حقست يا مىدانيد كه آن را از حسد مىپوشيد و بعناد در اخفاى آن مىكوشيد و گفته‌اند كه مىپوشيد و مىدانيد كه پوشيده نخواهد ماند چه چراغى كه افروخته عنايت الهى است بدم هر سرد نفسى منطفى نمىگردد و اللّه ختم نوره بيت لشكر باد اگر جهال گيرد * شمع خورشيد ز ان نمىميرد .