59 / 2
اوست آنكه بر آورد آنان را كه كافر شدند از اهل كتاب از خانههاى ايشان در اوّل جمع كردن لشكر گمان نداشتيد شما اى مسلمانان كه برآيند و گمان مىكردند آن كافران كه نگاه دارندهء ايشان باشند قلعههاى ايشان از عقوبت خدا پس بيامد بديشان عقوبت خدا از آنجا كه نمىدانستند و افگند در دل ايشان ترس را خراب مىكردند خانههاى خود را بدست خويش و بدست مسلمانان نيز خراب مىشد پس عبرت گيريد اى خداوندان ديدها ( 2 )
59 / 3
و اگر نه آن بود كه نوشت خدا بر ايشان جلا وطنى هر آئينه عقوبت مىكرد ايشان را در دنيا و ايشانراست در آخرت عذاب آتش ( 3 )
شرح
هُوَ الَّذِياوست آن خداوندى كه از روى اذلالأَخْرَجَ الَّذِينَ كَفَرُوابيرون كرد آنان را كه نگرويدندمِنْ أَهْلِ الْكِتابِاز اهل توريت يعنى بنى النضير رامِنْ دِيارِهِمْاز سراىها و منزلها كه در زمين مدينه داشتندلِأَوَّلِ الْحَشْرِدر اوّل راندن ايشان از جزيره عرب و حشر ثانى ايشان از خيبر خواهد بود يا حشرى كه مردمان را بشام است چه در آخر الزمان آتشى از جانب مشرق بيايد و مردم را به زمين شام راند و آنجا قيامت قائم گردد و آن حشر دوم است و چون بنى نضير قبل از سائر مردمان به زمين شام محشور شوند پس خروج ايشان در اوّل حشر باشدما ظَنَنْتُمْشما گمان نداشتيد اى مؤمنانأَنْ يَخْرُجُواآنكه بيرون روند بنى نضير از مدينه به جهت بسيارى مدد و عدت و شجاعت و شوكتوَ ظَنُّوا أَنَّهُمْو گمان بردند آنكه ايشان رامانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْمنعكننده و بازدارنده است حصارهاى استوار ايشانمِنَ اللَّهِاز فرود آمدن قضاى خداى بر ايشانفَأَتاهُمُ اللَّهُپس بيامد بديشان عذاب خداىمِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوااز آنجا كه گمان نبردندوَ قَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَو بيفگند خداى تعالى در دلهاى ايشان ترس و بيم تا دل بر جلا نهادند و چون حكم جلا شديُخْرِبُونَخراب مىكنند و بيفگنندبُيُوتَهُمْخانهاى خود رابِأَيْدِيهِمْبه دستهاى خودوَ أَيْدِي الْمُؤْمِنِينَو به دستهاى مؤمنان يعنى نقض عهد كردند تا خانهاى ايشان بدست اهل ايمان خراب شد پس گويا كه خانههاى خود بدست خود خراب كردند در خبرست كه يهود چون دل بر جلا نهادند و دانستند كه منازل ايشان بدست مؤمنان افتد خانها را مىكندند و هرچه ايشان را خوش مىآمد از درها و چوبها و سنگهاى تراشيده از محل آن بركنده مىخواستند كه با خود ببرند پس ششصد شتر بار كرده خود را برآراستند و اظهار جلادت نموده و فهامى زدند و سرودگويان از بازار مدينه گذشتند بعضى بولايت شام رفتند و جمعى به خيبرفَاعْتَبِرُواپس عبرت گيريديا أُولِي الْأَبْصارِاى خداوند ديدها يعنى ببينيد احوال ايشان را و از آن عبرت برداريدوَ لَوْ لا أَنْ كَتَبَ اللَّهُو اگرنه آنست كه خدا نوشته است در لوح و حكم كرده استعَلَيْهِمُ الْجَلاءَبر ايشان بيرون شدن از خانومانلَعَذَّبَهُمْهر آئينه عذاب مىكرد ايشان رافِي الدُّنْيادرين سراى بكشتن و برده گرفتنوَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِو مر ايشان راست با وجود جلا در آن سراىعَذابُ النَّارِعذاب آتش دوزخ .