بفيض غيبى از جانب خود و در آرد ايشان را به بوستانها مىرود زير آن جوئيها جاويدان آنجا خوشنود شد خدا از ايشان و خوشنود شدند ايشان از خدا ايشانند لشكر خدا هر آئينه لشكر خدا ايشانند رستگاران ( 22 )
[ سوره حشر ]
بنام خدا بخشاينده مهربان
59 / 1
به پاكى ياد كرد خدائ را آنچه در آسمانهاست و آنچه در زمين است و اوست غالب با حكمت ( 1 )
شرح
بِرُوحٍبرحمتى يا نصرتى يا نور هدايتىمِنْهُاز نزديك خود و گويند مدد داده است ايشان را بجبرئيل عليه السلام يا به قرآنوَ يُدْخِلُهُمْو درآرد ايشان را روز حشرجَنَّاتٍ تَجْرِيدر بهشتى كه جريان داردمِنْ تَحْتِهَااز زير درختان آنالْأَنْهارُجويها از آب و شير و خمر و عسلخالِدِينَ فِيهاجاويدبودگانند در انرَضِيَ اللَّهُخوشنود شد خداعَنْهُمْاز ايشان بطاعتى كه در دنيا كردندوَ رَضُواو خوشنود شدند ايشانعَنْهُاز خداى بكرامتى كه وعده كرده است ايشان را در عقبىأُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِآن گروه لشكر خداى و ناصران دين وىاندأَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِبدانيد كه سپاه خداىهُمُ الْمُفْلِحُونَايشانند رستگاران امام ثعلبى از جرجانى رح نقل مىكند و جرجانى از مشايخ خود شنيده كه داود على نبينا و عليه السلام از حق سبحانه پرسيد كه الهى حزب تو كيست خطاب آمد كه الغاضة ابصارهم و السليمة اكفّهم و النقية قلوبهم اولئك حزبى و حول عرشى كه هر چشم او از محارم فروبسته بود و دست از آزار خلق و اخذ حرام كوتاه باشد و دل خود را از ما سوى اللّه پاكيزه گرداند آن گروه حزب مناند و پيرامون عرش من طواف كنند و درين باب گفتهاند قطعهاز هر چه ناروا است برو ديدها به بند * وز هر چه ناپسند بود دست باز دارلوح دل از غبار تعلق بشوى پاك * تا با شدّت بحلقه اهل قبول باربشنو نصيحتى ز فقير خود اى عزيز * تا آيدت به دنيا و عقبى ترا به كار