تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1233

مساهمون:

ص١٢٣٣
58 / 19 غالب آمده است بر ايشان شيطان پس فراموش ساخت از خاطر ايشان ياد كردن خدا را اين جماعت لشكر شيطان است آگاه شو هر آئينه لشكر شيطان ايشانند زيانكاران ( 19 ) 58 / 20 هر آئينه آنان كه خلاف مىكنند با خدا و رسول او اين جماعه در جمله خوارترين مردم‌اند ( 20 ) 58 / 21 حكم كند خدا كه البته غالب شوم من و غالب شوند پيغمبران من هر آئينه خدا توانا است غالب است ( 21 ) 58 / 22 نخواهى يافت قومى كه ايمان آرند به خدا و روز آخر به اين صفت كه دوستى كنند با كسى كه خلاف كرده است با خدا و رسول او و اگر چه آن جماعه باشند پدران ايشان يا پسران ايشان يا برادران ايشان يا خويشاوندان ايشان آن مؤمنان كه با كافران دوستى ندارند نوشته است خدا در دل ايشان ايمان را و قوت داده است ايشان را
شرح
اسْتَحْوَذَمستولى شد و غلبه كردعَلَيْهِمُ الشَّيْطانُبر ايشان ديو و به وسوسه ميل داد ايشان را بمعاصىفَأَنْساهُمْپس فراموش گردانيد بر ايشانذِكْرَ اللَّهِياد كردن خداى تا نه بدل ياد كنند و نه به زبانأُولئِكَآن گروه فراموش‌كارانحِزْبُ الشَّيْطانِلشكر ديواند و متابع اوأَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطانِبدانيد به درستى كه سپاه ديوهُمُ الْخاسِرُونَايشانند زيان‌كاران كه نعيم مؤبد از دست دادند و در عذاب مخلد افتادندإِنَّ الَّذِينَبه درستى آنان كهيُحَادُّونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُخلاف كنند خدا و رسول او راأُولئِكَآن گروه مخالفانفِي الْأَذَلِّينَدر جماعت خوارترانند و از ايشان بعضى در دنيا به خوارى قتل و سبى گرفتاراند و بعضى رسوا و سياه روى و بىاعتباركَتَبَ اللَّهُنوشت خدا در لوح محفوظ و حكم كرد كه به همه حاللَأَغْلِبَنَّ أَنَاهر آئينه غالب شوم منوَ رُسُلِيو فرستادگان من و غلبه رسل اگر مأمور به حرب‌اند بقهر و زجر اعادى است و اگر مأمور بحرب نيستند بدليل و حجتإِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّبه درستى كه خداى تعالى تواناست بر نصرت انبياءعَزِيزٌغالبست در حكمى كه خواهد و كسى بر منع آن قادر نباشد بيتحكمى كه آن ز بارگاه كبريا بود * كس را در ان مجال تصرف كجا بودحق سبحانه بعد از ذكر منافقان و دوستى ايشان با دشمنان خدا صفت مخلصان مىكند كه مطلقا با هيچ دشمن دوستى نكنند و اگرچه چند قرابت قريبه واقع باشد چنانچه فرمودلا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَنيابى و نشايد كه بيابى گروهى را كه مىگروندبِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِبه خداى و بروز بازپسين كه ايشان بوديُوادُّونَمودت ورزند و دوست دارندمَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُهر كه اختلاف كند با خداى و رسول او يعنى مؤمنان كافران و منافقان را دوست ندارندوَ لَوْ كانُواو اگرچه باشند آن مخالفان خدا و رسول اوآباءَهُمْپدران ايشان چون ابو عبيده بن جراح رض كه پدر خود عبد اللّه جراح را در روز احد بكشتأَوْ أَبْناءَهُمْيا پسران ايشان چون ابو بكر صديق رضى اللّه عنه كه روز بدر پسر خود عبد الرحمن را به مبارزت طلبيد و پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم صديق رض را نگذاشت كه بحرب وى رودأَوْ إِخْوانَهُمْيا برادران ايشان چون مصعب رض بن عمير كه برادر خود عبيد را روز احد بقتل رسانيد -أَوْ عَشِيرَتَهُمْيا خويشان ايشان چون فاروق رض كه دربه‌در خال خود عاص بن هشام را قتل كرد و چون مرتضى على رض و حمزه رض و ابو عبيده رضى اللّه عنهم كه اقرباى خود را چون عتبه و شيبه و وليد در جنگ بدر بكشتندأُولئِكَآن گروه كه با دشمنان خدا دوستى نكنندكَتَبَنوشته است خداى يعنى ثابت كردهفِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَدر دلهاى ايشان ايمان را يا جمع كرده است آن را با لوازم آن از اخلاص و استقامتوَ أَيَّدَهُمْو تقويت كرده است ايشان را .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1233 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )