58 / 12
اى مسلمانان چون خواهيد كه راز گوئيد با پيغمبر ص پس نخست بدهيد پيش از راز گفتن خود خيرات را اين كار بهتر است شما را و پاكيزهتر است پس اگر نيابيد هر آئينه خدا آمرزگار مهربان است ( 12 )
58 / 13
آيا بترسيد از آنكه نخست دهيد پيش از راز گفتن خود خيرات را پس چون نكرديد و در گذرانيد خدا از شما پس بارى برپا داريد نماز را و زكات را و فرمانبردارى كنيد خدا و رسول ص او را و خدا خبردار است به آنچه مىكنيد ( 13 )
شرح
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوااى گروه مؤمنانإِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَچون خواهيد كه راز گوئيد با رسول صفَقَدِّمُواپس پيش فرستيد يعنى بدهيدبَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْپيش از راز گفتن خودصَدَقَةًصدقه به مستحقانذلِكَاين صدقه دادن قبل از نجوىخَيْرٌ لَكُمْبهترست مر شما را زيرا كه طاعت بيفزايدوَ أَطْهَرُو پاكيزهتر براى آنكه گناهان محو كندفَإِنْ لَمْ تَجِدُواپس اگر نيابيد چيزى كه صدقه دهيدفَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌپس خدا آمرزنده است مر كسى را كه اين گناه كند يعنى بىصدقه راز گويدرَحِيمٌمهربانست بنده را تكليف ما لا يطاق ننمايد و در خبر است كه اين منع ده شبانروز بوده است و مرتضى على رضى اللّه را دينارى از زر بود آن را با ده درم صرف كرد و هر روز يكيك درم صدقه دادى و با رسول ص راز گفتى و چيزى پرسيدى و بعد از ان اين حكم منسوخ شد امام زاهد رح فرموده كه حكمى نازل شد و جز مرتضى على رضى اللّه عنه ، كسى بدان كار نكرد و اين از جمله مناقب اوست و گويند اين حكم يك ساعت از روز بيش نبوده مرتضى على كرم اللّه وجهه در ان ساعت اين كار كرد پس آيت آمد كهأَ أَشْفَقْتُمْآيا بترسيد و دشوار آمد شما راأَنْ تُقَدِّمُواآنكه به پيش بدهيدبَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقاتٍپيش از راز گفتن خود صدقهفَإِذْ لَمْ تَفْعَلُواپس چون نكرديد اين كار راوَ تابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْو بازگشت خداى بشما به توبه يعنى درگذرانيد از شمافَأَقِيمُوا الصَّلاةَپس بهپاى داريد نماز فريضه راوَ آتُوا الزَّكاةَو بدهيد زكات واجب راوَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُو فرمان بريد خداى و رسول ص او را در همه حال كه اينها تدارك و تلافى آن كندوَ اللَّهُ خَبِيرٌو خدا دانا استبِما تَعْمَلُونَبهآنچه شما مىكنيد در خبر است كه عبد اللّه بن نبتل منافقى بود با رسول خداى صلى اللّه عليه و سلّم نشست و برخاست كردى و سخنان آن حضرت ص با يهودان گفتى روزى حضرت پيغمبر ص در حجره بود از حجرات طاهره و جمعى از صحابه رض آنجا بودند فرمود كه حالا درآيد بر شما مردى كه دل او سركش و متكبر بود و به نظر شيطان ناظر باشد ناگاه ابن نبتل درآمد حضرت ص فرمود كه تو چرا مرا دشنام مىدهى و فلان فلان از صحابه تو ابن نبتل و ياران او سوگند خوردند كه ما هرگز اين بىادبى نكردهايم اين آيت نازل شد .