58 / 6
روز كه برانگيزد ايشان را خدا همه يكجا پس خبر دهد ايشان را به آنچه كرده بودند يادداشت آن را خدا و ايشان آن را فراموش كردند و خدا بر همه چيز مطلع است ( 6 )
58 / 7
آيا نديدى كه خدا مىداند آنچه در آسمانها است و آنچه در زمين است نمىباشد با يكديگر راز گفتن سه شخص مگر خدا چهارم ايشانست و نمىباشد راز گفتن به پنج شخص الا خدا ششم ايشان است و نه كمتر ازين و نه زيادهتر ازين مگر خدا با ايشان است هر كجا باشند باز خبر دهد ايشان را روز قيامت به آنچه كردهاند هر آئينه خدا بهر چيز داناست ( 7 )
شرح
يَوْمَ يَبْعَثُهُمُ اللَّهُياد كن روزى را كه برانگيزد خداى سبحانه ايشان را از قبورجَمِيعاًهمه ايشان را كه يكى غير مبعوث نماندفَيُنَبِّئُهُمْپس خبر دهد ايشان رابِما عَمِلُوابهآنچه كرده باشندوَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍو خداى بر همه چيزها از اعمال و اقوال و احوال بندگانشَهِيدٌگواه است و مناسب آن مكافات خواهد فرمود و كسى گواهى او را رد نتواند كرد بيتحاكم ز حكم دم نزند گر گواه نيست * حاكم كه خود گواه بود قصّه مشكل استدر كشاف آورده كه روزى ربيعة بن عمرو حبيب برادر او است با صفوان بن اميه حديث مىكردند يكى گفت آيا خداى مىداند آنچه ما مىگوئيم ديگرى گفت بعضى را داند و بعضى را نداند ثالث گفت اگر بعضى را مىداند همه را نيز مىداند زيرا كه مانعى ندارد از دانستن آيت آمدأَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُآيا نمىدانى آن را كه خداى مىداندما فِي السَّماواتِآنچه در آسمانها است از ملائكه و نجوم و ارواحوَ ما فِي الْأَرْضِو آنچه در زمين است از معادن و نباتات و حيواناتما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍنباشد از سه تن كه رازگوينده باشند با همإِلَّا هُوَ رابِعُهُمْمگر خدا چهارم ايشان است بعلم يعنى چهار مىگرداند ايشان را از حيثيت آنكه رفيق ايشان است و اطلاع دارد بر سخن ايشانوَ لا خَمْسَةٍو نه پنج رازگوى باشندإِلَّا هُوَ سادِسُهُمْمگر كه او ششم ايشان است به دانش و بينش افعال و اقوال يعنى ايشان را شش ساختهوَ لا أَدْنىو نه كمتر باشندمِنْ ذلِكَاز سه عددوَ لا أَكْثَرَو نه پيشتر از پنجتنإِلَّا هُوَ مَعَهُمْمگر كه او با ايشان است بعلمأَيْنَ ما كانُواهرجا كه باشند در اقطار سموت يا در زواياى زمين چه علم او را به اشيا قرب مكانى نيست تا باختلاف امكنه تفاوت كند نظماين معيت در نيابد عقل و هوش * زين معيت دم مزن بنشين خموشقرب حق از بنده دورست از قياس * بر قياس خود منه آن را اساسثُمَّ يُنَبِّئُهُمْپس خبر دهد ايشان رابِما عَمِلُوابهآنچه كرداند در دنيا از براى تفضيح و تشهير ايشانيَوْمَ الْقِيامَةِروز رستخيزإِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍبه درستى كه خداى بر همه چيز از گفتارها و كردارهاعَلِيمٌدانا است و نسبت علم او با همه معلومات يكسان است حالات اهل آسمان را چنان داند كه حالات اهل زمين را و علم او بمخفيات امور بر ان وجه احاطه كند كه بجليات آن بيتنهان و آشكارا هر دو يكسان است بر علمت * نه اين را زودتر بينى نه آن را ديرتر دانىدر تفسير امام زاهدى رح آورده كه جهودان و منافقان را عادت بود كه چون پيغمبر عليه الصلاة و السلام سريه فرستادى و خبر ايشان ديرتر آمدى بر سر راه مؤمنان يا نزديك ايشان نشيندى و با به يكديگر را نهگفتندى و به گوشه چشم بدانها كه در ان سريه كسى داشتندى نگاه كرده رمزى به غمزه در ميان آوردندى تا مؤمنان را گمان افتادى كه مگر آن لشكر را كارى و كسرى افتاده بهغايت اندوهناك شدندى اين خبر به حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم رسيد و ايشان را نهى كرد و سه روزى اجابت كردند ديگر بار بر همان منوال تناجى آغاز نهادند آيت آمد .