تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
3 / 59 هر آئينه حال عيسى نزديك خدا مانند حال آدم است آفريد او را از خاك بازگفت او را بشد پس شد ( 59 ) 3 / 60 يعنى انسان شد اين سخن راست است از پروردگار تو پس مباش . از شك‌آرندگان ( 60 ) 3 / 61 پس هر كه مكابره كند با تو در باب عيسى بعد از آنچه آمد به تو از دانش پس بگو بيائيد تا بخوانيم فرزندان خود را و فرزندان شما را و زنان خود را و زنان شما را و ذاتهاى خود را و ذاتهاى شما را پس همه بزارى دعا كنيم پس لعنت خدا گوئيم بر دروغ‌گويان ( 61 ) 3 / 62 هر آئينه اينست خبر راست و نيست هيچ معبود بجز خدا و هر آئينه خدا غالب استوار كارست ( 62 )
شرح
إِنَّ مَثَلَ عِيسىبتحقيق صفت عيسى و شان غريب اوعِنْدَ اللَّهِنزديك خدا يعنى در علم و قدرت او كه انسانى بىپدر بيافريندكَمَثَلِ آدَمَهمچون صفت آدم‌ست و شما تصديق مىكنيد كه او بىپدر و مادر مخلوق شد و حال آنكه او را ابن اللّه نمىگوئيد پس شخصى كه از مادر بىپدر در وجود آيد چگونه او را پسر خدا مىخوانيد و گفته‌اند مماثلت مشاركت است به بعضى اوصاف پس عيسى مثل آدم است در احد الطرفين كه عدم اب است يا در آنكه موجودى است خارج از عادات مستمره و امام قشيرى قدس سره مىفرمايد كه تخصيص كرد و هر دو را بتطهير روح ايشان از مرور بر ممر اصلاب و به حقيقت وجه مماثلت ظهور هر دو پيغمبرست بمحض قدرت بر وجه خرق عادت پس بيان ايجاد آدم مىكندخَلَقَهُ مِنْ تُرابٍبيافريد خدا قالب او را از خاكثُمَّ قالَ لَهُپس گفت مر آن قالب مصور مستوى را كه به حكم من كن بباش زنده بروحفَيَكُونُپس ببود و تنبيهه مىفرمايد كه خاك را گفتم آدم باش و باد را گفتم عيسى باشالْحَقُّاين خبر كه از عيسى گفته شد درست و راست است و پيغاميست رسيدهمِنْ رَبِّكَاز پروردگار تو به توفَلا تَكُنْ مِنَ الْمُمْتَرِينَپس مباش از شك‌آرندگان مرا و تاكيدست بر زيادتى يقين و ثبات بر آن و اصح آنست كه ظاهر خطاب متوجه حضرت پيغمبرست اما مقصود بخطاب امت آن حضرت‌اند يعنى اى مؤمنان شما مباشيد از آن جماعت كه شك دارند در آنكه مثل عيسى چون مثل آدم‌ست و در گمان ميفتيد چون نصارى كه در ظلمت ظن و تخمين مانده‌اند و لمعه نور اين تمثيل را مشاهده نه كردند مثنوىز اسرار يقين حرفى نخواندند * به زندان گمان محبوس ماندندبدين‌سان گشته ظاهر آفتابى * پس ديده ايشان حجابىچه بيند چشم نابينا ز خورشيد * چه داند ديو سرّ جام جمشيدفَمَنْ حَاجَّكَپس هر كه خصومت كند با تو و مجادله نمايدفِيهِدر باب عيسىمِنْ بَعْدِ ما جاءَكَپس از آن كه آمد به تومِنَ الْعِلْمِاز دانستن عيسى كه رسول و بنده استفَقُلْ تَعالَوْاپس بگو ايشان را كه بيائيد تا از براى مباهلتنَدْعُبخوانيمأَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْپسران ما و پسران شما راوَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْو زنان ما و زنان شما راوَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْو نزديكان ما و نزديكان شما راثُمَّ نَبْتَهِلْپس جهد كنيم در تضرع و دعايا طلب لعنت كنيم بر يكديگرفَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِپس به كنيم لعنت خداى راعَلَى الْكاذِبِينَبر دروغ‌گويان يعنى نفرين كنيم بر اهل كذب چون اين آيت نازل شد حضرت رسالت‌پناه وفد نجران را طلبيده گفت هر چند ما در حجت مىافزائيم شما در عناد و منازعت مىافزائيد اكنون بيائيد تا به مباهلت مشغول شويم تا صادق از كاذب و محق از مبطل ممتاز گردد و نصارى بدان صورت راضى شده زمان و مكان مقرر ساختند در روز ديگر حضرت رسالت‌پناه ص حسين ع را برداشته و دست حسن ع گرفته و فاطمه ع زهرا رض از عقب و على مرتضى كرم اللّه وجه همراه ، بعد از آن روان شدند و خواجه عالم با ايشان فرمود كه چون من دعا كنم شما آمين گوئيد از آن جانب ترسايان بعد از تاملات فراوان از مباهله پشيمان شده صلاح كار خود در صلح ديدند و با اين همه در برابر پيغمبر ص صف بركشيدند چون مهتر ايشان حضرت سيّد عالم ص را باهل بيت بديد فرياد بركشيد و گفت كه اى ياران از مباهله اين بزرگواران بپرهيزيد به خدائى كه من رويهاى ايشان مىبينم كه اگر از خدا در خواهند كوهها را از موضع آن زائل گردانند و بيقين مىدانم كه اگر به ايشان مباهله كنيد يك ترسا به روى زمين زنده نماند پس صلح كردند بر آنكه هر سال دو هزار رحله به دو نوبت بدهند و سى زره پسنديده تسليم مسلمانان نمايند پس برين منوال صلحنامه نوشته بمنازل خود بازگشتند و حضرت پيغمبر ص فرمود كه اگر وفد نجران با من مباهله كردندى خداى تعالى ايشان را مسخ گردانيده آتش بر ايشان فروريختى و جمله نجران تا عصافير در سقفهاى منازل ايشان هلاك شدندىإِنَّ هذابه درستى كه اين قصها كه مذكورلَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُّهرآئينه آنست خبر راست و درستوَ ما مِنْ إِلهٍو نيست هيچ معبودى سزاى پرستشإِلَّا اللَّهُمگر اللّه كه استحقاق معبوديت او را ثابت استوَ إِنَّ اللَّهَو بتحقيق كه خداى تعالىلَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُاوست غالب و قوى محكم‌كار .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 120 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )