تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1216

مساهمون:

ص١٢١٦
57 / 2 او راست پادشاهى آسمان‌ها و زمين زنده مىكند و ميراند و او بر هر چيز تواناست ( 2 ) 57 / 3 اوست نخستين همه و اوست آخرين همه و اوست آشكارا و اوست پنهان و او بهر چيز دانا است ( 3 ) 57 / 4 اوست آنكه بيافريد آسمانها و زمين را در شش روز باز مستقر شد بر عرش مىداند آنچه در مىآيد به زمين و آنچه بر مىآيد ازان و آنچه فرودمىآيد از آسمان و آنچه بالا مىرود اندران
شرح
لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِمر او راست بادشاهى آسمان و زمين كه موجد آن است و متصرف در انيُحْيِيزنده مىگرداند در آخرتوَ يُمِيتُو مىميراند در دنياوَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍو او بر همه چيز از اماتت و احياءقَدِيرٌتواناستهُوَ الْأَوَّلُاوست پيش از همه اشيا و پديدآرنده آنها يعنى قديم ازلى است كه اوّل او را بدايت نيستوَ الْآخِرُپس از فناى همه موجودات اوست يعنى باقى ابدى است كه آخر او را نهايت نيست فرداول او اول بىابتداء * آخر او آخر بىانتهابيتبود و نبود آنچه بلند است و پست * باشد و اين نيز نباشد كه هستوَ الظَّاهِرُآشكارا وجود او به كثرت دلائلوَ الْباطِنُو نهان حقيقت ذات او از تعقل هر عاقلى اقوال مفسران و مذكران و محققان درين آيت از حدود معتاد تجاوز كرده و به شرحى تمام و بسطى لا كلام در جواهر التفسير سمت ثبت يافته اينجا به دو قول اختصار مىرود صاحب كشف الاسرار فرموده كه زبان رحمت از روى اشارت مىگويد اى آدمى خلق عالم در حق تو چار طائفه‌اند اوّل گروهى كه در اوّل حال ترا به كار آيند چون پدر و مادر دوم جمعى كه در آخر زندگانى دست گيرند چون اولاد و احفاد سوم زمره كه آشكارا با تو باشند چون دوستان و ياران و خادمان چهارم فرقه كه پنهان با تو معاش كنند چون زنان و كنيزان رب العالمين مىگويد اعتماد بر خلق ظاهر و بر خلق پنهان مكن و كارساز خود ايشان را مپندار كه اوّل منم كه ترا از عدم بوجود آوردم و آخر منم كه بازگشت تو به من خواهد بود ظاهر منم كه صورت تو بوجهى خوب‌ترين بياراستم باطن منم كه سرائر حقايق در دل تو وديعت نهادم رباعىاوّل و آخر توئى كيست حدوث و قدم * ظاهر و باطن توئى چيست وجود و عدماوّل بىانتقال آخر بىارتحال * ظاهر بىچند و چون باطن بىكيف و كمدر بحر الحقائق آورده كه اوّل است در عين آخريّت و آخرست در عين اوّليت و بر همين منوال ظاهر است در عين باطنيت و باطن است در عين ظاهريّت از شيخ ابو سعيد خراز قدس سره پرسيدند كه خداى را بچه شناختى گفت به‌آنكه ميان اضداد جمع كرده پس اين آيت خواند و فرمود كه متصور نيست جمع اضداد الا از حيثيت واحده و اعتبار واحد در واحد نظماولى دهم در اوّل آخرى * باطنى و هم در ان دم ظاهرىتو محيطى بر همه اندر صفات * وز همه پاكى و مستغنى بذاتوَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍو او به همه چيزهاعَلِيمٌداناست اوّل و آخر نزد علم او مساوى است و ظاهر و باطن به نسبت دانش او يكسانهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَاوست آنكه بيافريد آسمان و زمين را بقدرت كاملهفِي سِتَّةِ أَيَّامٍدر مدّت شش روز تا ملائكه مشاهده كنند حدوث آنها چيزى پس از چيزىثُمَّ اسْتَوىپس قصد كردعَلَى الْعَرْشِبتدبير عرش و اجزاى امور و متعلقه به دو بر وفق ارادت خوديَعْلَمُمىداندما يَلِجُآنچه درآيدفِي الْأَرْضِدر زمين چون تخمى كه بكارند و قطرات باران را و گنجها و امواتوَ ما يَخْرُجُ مِنْهاو مىداند آنچه بيرون آيد از زمين چون نباتات و معدنيات و برخى از دفائن در دنيا و بعضى كنوز و تمام موتى در آخرتوَ ما يَنْزِلُو مىداند آنچه فرود آيدمِنَ السَّماءِاز آسمان چون باران و برف و تگرگ و ملائكه و احكاموَ ما يَعْرُجُو آنچه بالا برود و درآيدفِيهادر آسمان چون اعمال و دعوات و ملائكه كه عملهاى بندگان مىنويسند .