تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1219

مساهمون:

ص١٢١٩
57 / 12 ياد كن روز كه به بينى مردان مسلمانان را و زنان مسلمانان را به اين صفت كه شتابد نور ايشان را پيش دست ايشان و بجانب راست ايشان گفته شود مژده باد شما را امروز شما راست بوستانها مىرود زير آن جويها جاويدان باشند در آنجا اينست مطلب‌يابى بزرگ ( 12 ) 57 / 13 روز كه گويند مردان منافق و زنان منافق با مسلمانان به نظر شفقت نگريد بسوى ما روشنى گيريم از نور شما گفته شود بازگرديد پس پشت خويش پس بجوئيد روشنى را پس بنا كرده شود در ميان ايشان ديوارى كه او را دروازه باشد اندرون آن ديوار در آنجا رحمت است و بيرون آن ديوار بجانب او عذاب‌ست ( 13 )
شرح
يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِينَياد كن روزى را كه بينى مردان گرويدهوَ الْمُؤْمِناتِو زنان مؤمنان را بر صراط كه در ان دميَسْعىمىرود شتاباننُورُهُمْروشنى توحيد ايشانبَيْنَ أَيْدِيهِمْدر پيش ايشان تا به‌آسانى مىگذرندوَ بِأَيْمانِهِمْو از جانبهاى راست ايشان تا ايشان را به بهشت رهنمودنى مىكند و از ابن مسعود رضى اللّه عنه ، منقول است كه نور هر كس به قدر عمل وى بود نورى كه از صنعا باشد تا عدن و از ان ديگر برابر كوهى و يكى را به مقدار نخلى و ادنى نورى آن بود كه صاحبش موضع قدم خود را بيند بارى هيچ مؤمن بىنور نباشد و گويند فرشتگان مر ايشان را كهبُشْراكُمُ الْيَوْمَمژده شما امروزجَنَّاتٌدخول است در بوستانها كه پيوستهتَجْرِيمىرودمِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُاز زير منازل و اشجار آن جويها و باشيد شماخالِدِينَ فِيهاجاودان در انذلِكَو اين بشرى به جنت جاويدانهُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُاو است رستگارى بزرگ چه از همه اهوال قيامت ايمن شده بدار الجلال مىرسيد و ديدار ملك متعال مىبينيد مصرعه هزار جان مقدس فداى ديدارش ابو امامه رضى اللّه عنه ، فرموده كه مؤمنان را بر صراط نور دهند و كافر و منافق را بىروشنى بگذارند و مؤمنان هرگاه كه روى بازپس مىكنند همه صراط روشن مىگردد پس منافقان از ايشان التماس نور كنند و بديشان نرسد كما قال اللّه تعالىيَوْمَ يَقُولُ الْمُنافِقُونَياد كن آن روزى را كه گويند مردان منافقوَ الْمُنافِقاتُو زنان منافقهلِلَّذِينَ آمَنُوامر آنان را كه گرويده‌اند يعنى از اهل ايمان التماس كنند كه شماانْظُرُونانظر كنيد بمانَقْتَبِسْتا بگيريم روشنىمِنْ نُورِكُمْاز نور شما چون بما نگريدقِيلَ ارْجِعُواگفته شود يعنى گويند مؤمنان يا ملائكه مر منافقان را كه بازگرديدوَراءَكُمْباز پس خويش يعنى به دنيا رويدفَالْتَمِسُوا نُوراًپس بجوئيد روشنى را كه در محشر كسب نور نتوان كرد از دنيا با خود بايد آورد بيتكار اينجا كن كه تشويش است در محشر بسى * آب ازينجا بركه در دريا بسى شور و شر استمنافقان فهم اين معنى نكرده بتصور آنكه نور در عقب ايشان است روى بازپس كنندفَضُرِبَپس زده شود يعنى ملائكه به حكم الهى بزنندبَيْنَهُمْميان منافقان و مؤمنانبِسُورٍديوارى بزرگ چون باره شهرىلَهُ بابٌمر او را درى باشد كه مؤمنان بدان در درآيندباطِنُهُباطن سور يعنى داخل آنكه مؤمنان در وى مىروندفِيهِ الرَّحْمَةُدرو رحمت بود زيرا كه نزديك بهشت استوَ ظاهِرُهُو ظاهر سور يعنى خارج اومِنْ قِبَلِهِ الْعَذابُاز پيش آنكه طرف منافقان است عذاب باشد زيرا كه نزديك دوزخ است اما منافقان چون بازپس نگرند و نورى نه‌بينند باز متوجه مؤمنان شوند ديوارى بينند ميان خود و ايشان حاضر شده درى دارد از ان در بنگرند و مؤمنان را مشاهده نمايند كه خرامان خرامان متوجه رياض جنان‌اند .