تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1203

مساهمون:

ص١٢٠٣
55 / 36 پس كدام يك را از نعمتهاى پروردگار خويش دروغ مىشمريد ( 36 ) 55 / 37 پس چون بشگافد آسمان پس شود مثل گل سرخ مانند اديم سرخ ( 37 ) 55 / 38 پس كدام يك را از نعمتهاى پروردگار خويش دروغ مىشمريد ( 38 ) 55 / 39 پس آن روز سؤال كرده نشود از گناه خود هيچ آدمى و نه جنى ( 39 ) 55 / 40 پس كدام يك را از نعمتهاى پروردگار خويش دروغ مىشمريد ( 40 ) 55 / 41 شناخته شوند گناهكاران به قيافهء خود پس گرفته شود به موى پيشانى و پايها نيز ( 41 ) 55 / 42 پس كدام يك را از نعمتهاى پروردگار خويش دروغ مىشمريد ( 42 ) 55 / 43 اينست آن دوزخ كه دروغ شمرده بودند آن را گناهكاران ( 43 ) 55 / 44 آمد و شد كنند ميان آن آتش و ميان آب‌گرم جوشنده ( 44 ) 55 / 45 پس كدام يك را از نعمتهاى پروردگار خويش دروغ مىشمريد ( 45 )
شرح
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُماپس كدام از نعمتهاى پروردگار خود كه بيم كرد شما را بشواظ و بنحاس تا بازايستيد از نافرمانى و به پرستش وى اشتغال نمائيدتُكَذِّبانِتكذيب مىنمائيدفَإِذَا انْشَقَّتِ السَّماءُپس چون بشگافد آسمان براى نزول ملائكهفَكانَتْپس گرددوَرْدَةًسرخ يعنى به رنگ گل سرخكَالدِّهانِمانند اديم احمر يا مانند روغن زيت كه هر ساعت بلونى ديگر نمايدفَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُماپس بكدام از نعم آفريدگار خويش كه خبر كرد شما را از انشقاق آسمان و تلوّن آن تا از شدّت آن اهوال بوى پناه جوئيدتُكَذِّبانِتكذيب مىكنيدفَيَوْمَئِذٍپس آن روزلا يُسْئَلُپرسيده نشودعَنْ ذَنْبِهِاز گناه اوإِنْسٌ وَ لا جَانٌّآدمى و نه پرى يعنى از ايشان سؤال استعلام نكنند كه چها كرديد بلكه سؤال توبيخ باشد كه چرا كرديد يا گناهكاران را به علامت بشناسند و حاجت بسؤال نباشد يا بوقت خروج از قبور از ايشان نپرسند و آنچه حق سبحانه و تعالى فرمود كه لنسئلنهم اجمعين در موقف حساب خواهد بود كه همه را سؤال كنندفَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُماپس بكدام از نعمتهاى پروردگار شما كه از احوال آن روز خبر داد تا در ايمان و تقوى ثابت و راسخ باشيد كه سبب نجات استتُكَذِّبانِتكذيب مىورزيديُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَشناخته شوند كافرانبِسِيماهُمْبه علامت ايشان كه سياه روى و كبودى چشم است يا آثار غم و اندوه در بشره ايشانفَيُؤْخَذُپس گرفته شوندبِالنَّواصِيبه موهاى پيشانى يك‌باروَ الْأَقْدامِو بقدمها يك‌بار يعنى نوبتى موى پيشانى ايشان گيرند و به دوزخ كشند و نوبتى پاىهاى ايشان گيرند و سرنگون به دوزخ افگنندفَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُماپس بكدام از نعمتهاى آفريدگار خويش كه خبر داد شما را از گرفتن و در دوزخ افگندن كفار تا از كفر بپرهيزيدتُكَذِّبانِانكار مىكنيد و بعد از انداختن مشركان به دوزخ ملائكه ايشان را گويندهذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِياين آن دوزخ است كه از روى عناديُكَذِّبُتكذيب مىكردندبِهَا الْمُجْرِمُونَبه آن مشركان و باور نمىداشتنديَطُوفُونَطواف مىكنند دوزخيانبَيْنَهاميان دوزخوَ بَيْنَو ميانحَمِيمٍآب گرمآنٍگرمى به‌غايت رسيده يعنى هرگاه كه از آتش استغاثه كنند ايشان را فريادرسى كنند و در ميان چنين آب گرم اندازند كه پيوندهاى ايشان از يكديگر بگسلد و پيوسته ميان جحيم و حميم مىباشندفَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمابس بكدام از نعمتهاى پروردگار خود كه آگاه كرد شما را از عذاب دوزخيان تا از كفر پرهيز كرده بايمان متصف شده از ان نجات يابيدتُكَذِّبانِتكذيب مىنمائيد .