تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1202

مساهمون:

ص١٢٠٢
55 / 30 پس كدام يك را از نعمتهاى پروردگار خويش دروغ مىشمريد ( 30 ) 55 / 31 از همه فارغ شده بشما متوجه شويم اى جن و انس ( 31 ) 55 / 32 پس كدام يك را از نعمتهاى پروردگار خويش دروغ مىشمريد ( 32 ) 55 / 33 اى قوم جن و انس اگر مىتوانيد كه بيرون رويد از كنارهاى آسمان و زمين پس بيرون رويد نخواهيد رفت مگر بقوتى ( 33 ) 55 / 34 پس كدام يك را از نعمتهاى پروردگار خويش دروغ مىشمريد ( 34 ) 55 / 35 فرستاده خواهد شد بر شما شعله از آتش و دود نيز پس مقابله نتوانيد كرد ( 35 )
شرح
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُماپس بكدام از نعمتهاى پروردگار خود از قبول توبه و اجابت دعا و آمرزش گناهتُكَذِّبانِانكار مىكنيد ابن عينيه رح فرمود كه سراسر روزگار نزديك خداى دو روزست يك روز مدّت دنيا و شان او درين يك روز امرست و نهى و عطا و منع و خلق و رزق و اماتت و احياء و اعزاز و اذلال دوم روز مدّت آخرت و شان آن روز حساب است و عقاب و جز او سؤال و معاقبت و مثابات و نزد محققان يوم بمعنى آن است و آن جز وى از اقل زمان است و در بحر الحقائق آورده كه مراد تجلى حق در هر آنى بر حسب متجلى و مناسب استعداد او تجليات را نهايت نيست رباعىكل يوم هو فى شان چه شان است چه شان * يعنى اوصاف كمال تو ندارد پايانجلوه حسن ترا غايت و پايانى نيست * هر زمان جلوه ديگر شود از پرده عيانسَنَفْرُغُ لَكُمْزود باشد كه حساب كنيم ما شما را فراغ اينجا بمعنى قصد محاسبه و مجازات است نه فراغى كه بعد از شغل باشد اين كلام بر سبيل تهديدست و وعيد چنانچه كسى مثلا كسى را مىگويد باش تا با تو پردازم و حال آنكه گوينده هيچ كار نمىكند مراد تخويف سامع است اينجا نيز از روى وعيد مىگويد كه قصد حساب شما خواهيم كردأَيُّهَ الثَّقَلانِاى دو گروه بزرگ يعنى انس و جن و عرب آنچه بزرگ قدر و قيمت بود آن را ثقل گويند كه انى تارك فيكم الثقلين و گفته‌اند ثقل گران‌بار است و جن و انس تكليف گران‌باراند يا ببار گناه گران درمانده‌اندفَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُماپس بكدام از نعمتهاى آفريدگار شما كه تهديد است به حساب تا از اعمال بد منزجر شويد و تعريف بخطاب تا بكرم بىحد اميدوار باشيدتُكَذِّبانِتكذيب مىكنيديا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِاى گروه پريان و آدميانإِنِ اسْتَطَعْتُمْاگر توانيدأَنْ تَنْفُذُواآنكه بيرون رويدمِنْ أَقْطارِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِاز كنارهاى آسمان و زمين و بگريزيد از قضاى من يا از نزول مرگفَانْفُذُواپس بيرون رويد و فرار نمائيدلا تَنْفُذُونَبيرون نمىتوانيد شدإِلَّا بِسُلْطانٍمگر بقهر و تسلّط و غلبه و شما را اين قوّت نيست بلكه هرجا كه رويد مرگ ملازم شماست و از وقوع آن چاره نداريد و گفته‌اند روز قيامت ملائكه گرداگرد اهل محشر صف كشند و منادى ندا كند كه اى آدميان و پريان اين عرصه محشرست اگر توانيد بيرون رويد اما نمىتوانيد رفت مگر به حجت و برهان و شما را نه اين است نه آنفَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُماپس بكدام از نعمتهاى آفريدگار شما كه اخبار كرد كه شما عاجزيد در دنيا و فرومانده در آخرت تا دانيد كه در هر دو سرا جز او يار و مددگار نيست و روى توجه بدرگاه او آريدتُكَذِّبانِجحود مىورزيديُرْسَلُفرستاده شودعَلَيْكُمابر هر كه عاصى و مشرك باشد از شماشُواظٌزبانه خالصمِنْ نارٍاز آتشوَ نُحاسٌو دودى سياه يعنى يك نوبت زمانه آتش فرستند و يك كرّت دود و گويند نحاس روى گداخته است كه بر سرهاى ايشان فروريزندفَلا تَنْتَصِرانِپس نصرت نتوانيد كرد مر يكديگر را و منع نتوانيد كرد عذاب را از هم‌ديگر .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1202 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )