55 / 20
ميان اين هر دو حجابيست كه يكى بر ديگرى تعدى نمىكند ( 20 )
55 / 21
پس كدام يك را از نعمتهاى پروردگار خويش دروغ مىشمريد ( 21 )
55 / 22
بر مىآيد ازين دو دريا مرواريد و مرجان ( 22 )
55 / 23
پس كدام يك را از نعمتهاى پروردگار خويش دروغ مىشمريد ( 23 )
55 / 24
خداى راست كشتيهاى روان شونده در دريا مانند كوهها ( 24 )
55 / 25
پس كدام يك را از نعمتهاى پروردگار خويش دروغ مىشمريد ( 25 )
55 / 26
هر كه هست بر زمين فانى شوند ( 26 )
55 / 27
و باقى ماند روى پروردگار تو خداوند بزرگى و انعام ( 27 )
55 / 28
پس كدام يك را از نعمتهاى پروردگار خويش دروغ مىشمريد ( 28 )
55 / 29
سؤال مىكند از خدا هر كه در آسمانها و زمينست هر روزى خدا در حالتى است ( 29 )
شرح
بَيْنَهُماميان هر دو دريابَرْزَخٌمانعى و حاجزى و پردهايست از قدرت خدا يا از زمين يا از جزاير كه بسبب آنلا يَبْغِيانِافزونى نمىجويند بر يكديگر يعنى با هم نمىآميزند تا خاصيت هر يك باطل نشود يا از حدى كه مقرر شده تجاوز نمىنمايند تا آنچه ميان ايشان است غرق نگردد و اگر يكى بر ديگرى غلبه كند نفع بر طرف رود و منافع بسيار برين دو بحر متفرع استفَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُماپس بكدام ازين نعم آفريدگار شما كه مشتمل بر مصالح كليه استتُكَذِّبانِانكار مىكنيديَخْرُجُبيرون مىآيدمِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُازين دو دريا از بحر مالح مرواريد كلانوَ الْمَرْجانُو مرواريد ريزه و اين جوهرهاست كه بدان آرايش كنيد و از خريد و فروخت آن فوائد يابيد و اين نعم ظاهر استفَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُماپس شما بكدام ازين نعمتهاى پروردگار خودتُكَذِّبانِتكذيب مىنمائيد و گفتهاند مراد بحر آسمان و بحر زمين است كه هر سالى متلاقى مىشوند و ابر حاجزى است كه منع مىكند درياى آسمان را از نزول و درياى زمين را از صعود و از درياى فلك قطرات بر درياى زمين ريخته به دهان صدف در مىآيد و از ان لئالى منعقد مىگردد و امام قشيرى رح فرموده كه بحرين خوف و رجاست يا قبض و بسط يا انس و هيبت و برزخ قدرت بىعلت و لؤلؤ احوال صافيه و مرجان لطائف وافيه صاحب كشف الاسرار شرح مىكند كه بحرين خوف و رجا عامه مسلمانان راست و از ان گوهر زهد و ورع بيرون آيد و بحر قبض و بسط خواص مؤمنان راست و از ان جواهر فقر و وجد زايد و بحر انس و هيبت انبياء و صديقان را از ان گوهر فنا روى نمايد تا صاحبش در منزل بقا بياسايد بيتز قعر بحر فنا گوهر بقا يا بى * و گرنه غوطه خورى اين گهر كجا يا بىوَ لَهُ الْجَوارِ الْمُنْشَآتُو مر خداى راست راندن كشتيهاى نورونده و حفص بفتح شين خواند يعنى نوبه رفتن آورده شدهفِي الْبَحْرِدر درياكَالْأَعْلامِمانند كوهها در بلندى و بزرگى و آفريدن كشتى و روان كردن آن در دريا جهت انتفاع بندگانست از قطع مسافت بسيار در زمان اندك و وقوع تجارات و معاملات و اين نعمتها عظيم استفَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُماپس بكدام از نعمتهاى پروردگار خويشتُكَذِّبانِمنكر مىشويدكُلُّ مَنْ عَلَيْهاهر كس كه بر زمين است از ذوى الروحفانٍهالكاند يعنى سر انجام فانى شوندوَ يَبْقىو باقى ماندوَجْهُ رَبِّكَذات پروردگار توذُو الْجَلالِخداوند بزرگى و عظمتوَ الْإِكْرامِو خداوند گرامى ساختن بفضل عام و كرم تا دم هرك را مستحق آن باشدفَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُماپس بكدام از نعمتهاى آفريدگار شما كه شما را خبر داد از فناى شما تا آماده شويد و كار بسازيد مر آن را و آگاه كرد از بقاى خود تا رجوع به حضرت او كنيد و بر غير او اعتماد ننمائيدتُكَذِّبانِتكذيب مىكنيديَسْئَلُهُمىخواهند او را يعنى مىطلبند از وىمَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِهر كه در آسمانها و زمينهاست حاجتهاى خود را چه همه بد و محتاجند در ذات و صفات خودكُلَّ يَوْمٍهر وقتهُوَ فِي شَأْنٍاو در ساختن و پرداختن كاريست داعى را دعا اجابت كند و سائل را عطا دهد و درمانده را نجات بخشد و غمگين را شادان گرداند و بيمار را صحيح سازد و قومى را بر توبه دارد و گروهى را بيامرزد .