55 / 46
و كسى را كه ترسيده است از ايستادن بحضور پروردگار خويش دو بوستان باشد ( 46 )
55 / 47
پس كدام يك را از نعمتهاى پروردگار خويش دروغ مىشمريد ( 47 )
55 / 48
دو بوستان خداوند شاخها بسيار ( 48 )
55 / 49
پس كدام يك را از نعمتهاى پروردگار خويش دروغ مىشويد ( 49 )
55 / 50
دران دو بوستان دو چشمه مىروند ( 50 )
55 / 51
پس كدام يك را از نعمتهاى پروردگار خويش دروغ مىشمريد ( 51 )
55 / 52
در آن دو بوستان از هر ميوه دو قسم باشد ( 52 )
55 / 53
پس كدام يك را از نعمتهاى پروردگار خويش دروغ مىشمريد ( 53 )
55 / 54
تكيه زده بر فرشها كه استر آن از حرير لك باشد و ميوهء آن دو بوستان نزديك باشد ( 54 )
55 / 55
پس كدام يك را از نعمتهاى پروردگار خويش دروغ مىشمريد ( 55 )
شرح
وَ لِمَنْ خافَو براى كسى كه بترسدمَقامَ رَبِّهِاز ايستادن پيش خداىجَنَّتانِدو بهشت است يعنى كسى كه از موقف حساب بترسد و ترك معصيت نمايد او را دو بهشت دهند جنت عدن و جنّت نعيم و گويند يكى خائف انس را بود و ديگر خائف جن را بود در موضح آورده كه دو باغ دهند ايشان را درباره بهشت كه هر يكى از ايشان صد سال راه طول و عرض داشته باشد و در ميان هر باغ سراهاى خوش و ميوههاى دلكش و حوران مهوش بود محمد حكيم قدس سره فرموده كه بهشتى براى خوف الهى است و ديگر براى ترك مناهى يا يكى براى خاصه خائف است و ديگر براى خدام و متعلقان اوفَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُماپس بكدام ازين نعمتهاى آفريدگار شما كه بهشتها مىدهد براى اداى طاعت و ترك معصيتتُكَذِّبانِتكذيب مىكنيدذَواتا أَفْنانٍدو بوستانند خداوندان شاخها يعنى در ان درختان بسيار باشد هر يكى مشتمل بر اثمار گوناگونفَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُماپس بكدام از نعمتهاى پروردگار خود كه بهشتهاى مشتمل بر اشجار و اثمار به بنده عطا مىفرمايدتُكَذِّبانِانكار مىكنيدفِيهِمادرين دو باغعَيْنانِدو چشمهتَجْرِيانِمىروند هرجا كه بهشتى خواهد در اعالى منازل با اسافل آن يكى تسنيم و يكى سلسبيل در معالم آورده كه يكى از آب صافى و يكى از شراب لذيذفَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُماپس بكدام از نعمتهاى آفريدگار خويش كه چنين چشمها براى راحت و لذّت شما روان كردهتُكَذِّبانِجحود مىورزيدفِيهِمادرين دو جنتمِنْ كُلِّ فاكِهَةٍاز هر ميوهزَوْجانِدو صنف يكى معروف كه ديده باشند در دنيا و ديگرى غريب كه كسى نديده و نهشنيده باشدفَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُماپس بكدام از نعمتهاى پروردگار پرورنده شما كه اصناف ثمرات و فواكه بر بنده عطا مىفرمايدتُكَذِّبانِمنكر مىشويدمُتَّكِئِينَترسندگان درين بهشتها تكيهكنندگان باشندعَلى فُرُشٍ بَطائِنُهابر فراشها كه استر آنمِنْ إِسْتَبْرَقٍاز ديباى محكم باشد از بزرگى پرسيدند كه بطائن كه آن از ديبا است پس ظهائر آن از چه باشد جواب داد كه ظهائر آن از نور بسته ديگرى گفته كه ظهائر آن داخل است درين آيت كه فلا تعلم نفس ما اخفى لهموَ جَنَى الْجَنَّتَيْنِو ميوه درختان اين دو بهشتدانٍنزديك است كه دست قائم و قائد و مضطجع بدان مىرسد و گفتهاند كسى كه تكيه كرده و آرزوى ميوه كند شاخ درخت سر فرود آرد و آن ميوه كه خواهد بدهن وى درآيدفَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُماپس بكدام از نعمتهاى آفريدگار شما كه شما را بر تختها و فرشهاى پادشاهانه بنشاند و ميوههاى لذيذ و لطيف دهدتُكَذِّبانِانكار مىكنيد -