قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1199
[ سوره الرحمن ] بنام خداى بخشاينده مهربان 55 / 1 خدا ( 1 ) 55 / 2 آموخت قرآن را ( 2 ) 55 / 3 آفريد آدمى را ( 3 ) 55 / 4 و آموختش سخن گفتن ( 4 ) 55 / 5 آفتاب و ماه به حساب مقرر مىروند ( 5 ) 55 / 6 و گياه و درخت سجده مىكنند ( 6 ) 55 / 7 و آسمان را برافراخت و فرودآورد ترازو را ( 7 ) 55 / 8 مقصد آنكه از حد تجاوز نكنيد در ترازو ( 8 ) 55 / 9 و راست سنجيد بانصاف و نقصان مكنيد در ترازو ( 9 ) 55 / 10 و زمين را گسترد براى آدميان ( 10 ) 55 / 11 در آن زمين ميوه است و درختان خرما است خداوند غلافها ( 11 ) سورة الرّحمن مدنية و هى ثمان و سبعون آية بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ - چون حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم كافران را از اسم رحمن خبر داد گفتند ما رحمن را نمىشناسيم اين سوره نازل شده و گفتهاند كه اهل مكّه طعنه مىزدند كه فلان و فلان قرآن را بمحمد ص مىآموزند اين سوره آمد كه الرَّحْمنُ خداوند بسيار بخشائش كه رحمت او همه چيز را فرا رسيده عَلَّمَ الْقُرْآنَ بياموخته است قرآن مر حبيب ص خود را نه جبر و بسيار يعنى آسان گردانيد مر او را آموختن و ديگران را آموزانيدن خَلَقَ الْإِنْسانَ بيافريد خدا جنس آدميان را عَلَّمَهُ الْبَيانَ بياموخت ايشان را روشن كردن ما فى الضمير بنطق و كتابت يا خلق كرد آدم ع را و علم اسماء به دو آموخت يا بوجود آورد محمد ص را و بياموزانيد وى را بيان آنچه بود و هست و باشد چنانچه مضمون فعلمت علم الاوّلين و الآخرين ازين معنى خبر مىدهد الشَّمْسُ آفتاب وَ الْقَمَرُ و ماه مىروند - بِحُسْبانٍ به حسابى معلوم يعنى بر وجهى كه حق سبحانه و تعالى مقرر فرموده مسير ايشان را در بروج و منازل و بدان فصول و اوقات شناخته مىشود وَ النَّجْمُ و گياهى كه برويد و آن را ساق نباشد يعنى بر روى زمين منبسط شود چون بعضى از بقول وَ الشَّجَرُ و گياهى كه آن را ساقى باشد و بر آن قائم بود يعنى درخت يَسْجُدانِ فرمان مىبرند خداى را بطبع و طوع چون فرمانبردارى ساجدان از اهل تكليف يا سجود ايشان بسا به ايشان است و گفتهاند ما را بسجود ايشان وقوف نيست چنانچه بر تسبيح ايشان كما قال اللّه تعالى و لكن لا تفقهون تسبيحهم وَ السَّماءَ رَفَعَها و برداشت رحمن آسمان را بالاى زمين بپانصدساله راه وَ وَضَعَ الْمِيزانَ و بيافريد يا منزل گردانيد ترازوى را يا الهام داد خلق را به كيفيت اتخاذ آن أَلَّا تَطْغَوْا براى آنكه از حد در نگذريد فِي الْمِيزانِ در ترازو بوقت داد و ستد يعنى از عدل تجاوز نكنيد و به راستى معامله نمائيد وَ أَقِيمُوا الْوَزْنَ و بهپاى داريد سنجيدن را بِالْقِسْطِ بعدل يعنى زبان ترازو را راست داريد وَ لا تُخْسِرُوا الْمِيزانَ و كم مكنيد ميزان را يعنى كم منمائيد در وزن وقت داد و ستد اين همه تاكيد اهل ترازو را به جهت آنست كه بوقت وضع ميزان روز قيامت شرمنده نشوند نظم هر جو و هر حبه كه بازوى تو * كم كند از كيل و ترازوى تو هست يكايك همه بر جاى خويش * روز جزا جمله بيارند پيش با تو نمايند نهانيت را * كم دهى و بيشستانيت را وَ الْأَرْضَ وَضَعَها و زمين را بگسترد يا بنهاد بر سطح آب لِلْأَنامِ براى آدميان تا برو قرار گيرند فِيها در زمين فاكِهَةٌ انواع ميوه است وَ النَّخْلُ و خرمابنان ذاتُ الْأَكْمامِ خداوندان غلاف يعنى اوعيه خرما چه خرما مادامىكه منشق نشده در غلاف باشد و تخصيص خرما از فواكه بذكر به جهت تفضيل اوست و مشابهتى كه با انسان دارد چنانچه در جواهر التفسير مبين شده .