54 / 48
ياد كن روز كه كشيده شود ايشان را در دوزخ بر روى ايشان گوئيم بچشيد دست رسانيدن دوزخ را ( 48 )
54 / 49
هر آئينه ما هر چيز را پيدا كرديم به اندازه مقرّر ( 49 )
54 / 50
و نيست حكم ما مگر يك كلمه مانند گردانيدن چشم ( 50 )
54 / 51
و هر آئينه هلاك ساختيم امثال شما را پس آيا هيچ پندگيرنده هست ( 51 )
54 / 52
و هر چيزى كه كردهاند مكتوب است در نامهء اعمال ( 52 )
54 / 53
و هر خورد و بزرگ نوشته شده است يعنى در لوح محفوظ ( 53 )
54 / 54
هر آئينه پرهيزگاران در بوستانها و چشمهها باشد ( 54 )
54 / 55
هر آئينه متقيان در مجلس راستى باشند نزديك پادشاه توانا ( 55 )
شرح
يَوْمَ يُسْحَبُونَروز كه كشيده شوندفِي النَّارِدر آتش دوزخعَلى وُجُوهِهِمْبر رويهاى خويش يعنى ايشان را بر روى ايشان مىكشند و به دوزخ مىافگنند و مىگويندذُوقُوابچشيدمَسَّ سَقَرَسودن دوزخ يعنى حرارت آتش و الم آن راإِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُبه درستى كه ما همه چيز را آفريدهايمبِقَدَرٍبه اندازه مقرر ، مرتب بر مقتضاى حكمت يا هر چه آفريدهايم مقدر است و مكتوب در لوح محفوظ و حكم ازلى قبل از وقوع بدان پيوسته لا جرم از صفت تغيير و سمت تبديل دورست شعرقضى اللّه امر او جفّ القلم * فما شاء يوجد و ما لا فلمبيتسر بر خط لوح ازلى دارد خموش * كز هر چه قلم رفت قلم در نكشدوَ ما أَمْرُناو نيست فرمودن ما هر چيزى را كه تكوين آن خواهيمإِلَّا واحِدَةٌمگر كلمه واحده كه آن كن است يا نيست امر ما بقيام قيامت مگر يك فعلكَلَمْحٍ بِالْبَصَرِچون نگريستن به چشم در سرعت و سهولت يعنى اگر خواهيم قيامت را به يكچشم زدن بياريموَ لَقَدْ أَهْلَكْناو به درستى كه ما هلاك كرديمأَشْياعَكُمْاشباه و امثال شما را از كافران در زمانهاى گذشته چنانچه درين سوره شنيديدفَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍپس هست هيچ پندگيرنده كه از حال ايشان عبرت برداردوَ كُلُّ شَيْءٍ فَعَلُوهُو هر چيزى كه كردهاند كفار گذشتهفِي الزُّبُرِمكتوب است در لوح محفوظ زبر كتابها را گويند و لوح را زبر گفت باعتبار آنكه اصل همه كتابها آنست يا همه افعال ايشان نوشته است در نامهاى ايشان كه بدست حفظه استوَ كُلُّ صَغِيرٍ وَ كَبِيرٍو هر خردى و بزرگى از اقوال و افعالى كه از اوّلين و آخرين صادر شده و خواهد شدمُسْتَطَرٌنوشته شده است و بر آن پاداش خواهند يافتإِنَّ الْمُتَّقِينَبه درستى كه پرهيزگاران و ترسكارانفِي جَنَّاتٍدر بوستانهااند روز قيامتوَ نَهَرٍو در جويها و چشمها يعنى بوستانها مشتمل بر انهار و بقول بعضى نهر بمعنى روشنى و گشادگى است يعنى اهل تقوى در بهشتها باشند در غايت وسعت و ضيا بخلاف كفار كه در ضيق و ظلمت گذراننده و ديگر متقيان باشندفِي مَقْعَدِ صِدْقٍدر مكانى پسنديده كه درو نه لغو باشد و نه اثم از امام جعفر صادق رضى اللّه عنه منقول است كه حق سبحانه آن مكان را بصدق وصف كرد پس نهنشينند در وى مگر اهل صدق سلمى رح فرموده كه آن مكانى است كه حق تعالى راست گرداند در آن وعده خود كه با اوليا كرده و دوستان در ان مقام باشندعِنْدَ مَلِيكٍنزديك بادشاهىمُقْتَدِرٍتوانا بر همه چيز صاحب بحر الحقائق فرموده كه مقعد صدق مقام وحدت قربت است كه در مرتبه عنديت متحقق شود و كشف الاسرار آورده كه كلمه عند رقم تقريب و تخصيص دارد يعنى اهل قرب فردا در آن سراى بدان اختصاص خواهند داشت و حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم امروز درين سراى مخصوص بدان بوده كه ابيت عند ربى يطعمنى و يسقينى و چون رتبتى كه فردا خواص بدان نازند امروز پايه ادناى وى بوده پس از رتبه اعلاى فرداى او كه نشان تواند داد نظماى محرم سر لايزالى * مرآة جمال ذىالجلالىمهمان ابيت عند ربى * صاحب دل لا ينام قلبىاز قربت حضرت الهى * هستى به مثابه كه خواهىقربى كه عبارتش نسنجد * در حوصله خرد نگنجدگمگشته بود عبارت آنجا * بلكه نرسد اشارت آنجا .