2 / 35
و گفتيم اى آدم بمان تو و زوجهء تو در بهشت و بخوريد از بهشت خوردن بسيار هرجا كه خواهيد و نزديك مشويد به اين درخت كه خواهيد شد از گناهكاران ( 35 )
2 / 36
پس بلغزانيد هر دو را شيطان از آنجا پس بر آورد ايشان را ازان نعمتها كه بودند در ان و فرموديم فرورويد بعض شما دشمن باشد بعضى را و شما راست در زمين آرامگاه و بهرهمندى تا مدتى ( 36 )
2 / 37
پس فرا گرفت آدم از پروردگار خود سخنى چند پس بازگشت خدا به مهربانى به روى هر آئينه اوست بازگردنده مهربان ( 37 )
2 / 38
فرموديم فرورويد از آنجا همهء شما اگر بيايد بشما از من هدايتى پس هر كه پيروى كرد هدايت مرا هيچ ترسى نيست بران جماعة و نه ايشان اندوه خورند ( 38 )
شرح
وَ قُلْنا يا آدَمُو گفتيم از محض كرم كه اى آدم عاسْكُنْ أَنْتَساكن شو تووَ زَوْجُكَو جفت تو يعنى حوّاالْجَنَّةَدر بهشتوَ كُلاو بخوريدمِنْهااز بهشت يعنى ميوههاى آنرَغَداًخوردنى بسيارحَيْثُ شِئْتُماهرجا كه خواهيد شماوَ لا تَقْرَباو نزديك مگرديدهذِهِ الشَّجَرَةَاين درخت را يعنى شجرهء انگور يا انجير و اشهر گندم استفَتَكُوناپس باشيد شما اگر بدين شجره نزديك شويدمِنَ الظَّالِمِينَاز ستمكاران بر نفسهاى خود بارتكاب نافرمانىفَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُپس بلغزانيد و از جاى ببرد آدم ع و حوّا ع را آن ديو سركش نافرمان بردارعَنْهااز بهشت بعد از آنكه به دستيارى مار و طاوس به بهشت درآمده بود و آدم ع و حوّا ع را وسوسه كردفَأَخْرَجَهُماپس بيرون كرد ايشان را اسناد اخراج به شيطان مجاز است چه حق سبحانه بيرون كرد آدم ع و حوّا ع رامِمَّا كانا فِيهِاز آنچه بودند در آن چيز از نعمت و كرامتوَ قُلْنَا اهْبِطُواو گفتيم ما طاوس و مار و آدم ع و حوّا ع و ابليس را كه همه فرورويد از بهشت به دنيابَعْضُكُمْبرخى از شمالِبَعْضٍ عَدُوٌّمر برخى را دشمن باشيد چون ابليس و مار كه دشمن آدم ع و حوّا ع و اولاد آدماندوَ لَكُمْو مر شما را است و ذرّيت شما رافِي الْأَرْضِدر زمينمُسْتَقَرٌّموضع قراروَ مَتاعٌو برخوردارى و منفعتإِلى حِينٍهنگام رسيدن آجال و بسر آمدن اعمارفَتَلَقَّى آدَمُپس فرا گرفت آدممِنْ رَبِّهِاز پروردگار خويشكَلِماتٍسخنى چند كه آن بقول اشهر اين استرَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَو اين تلقى وقتى بود كه آدم بعد از هبوط بر كوه سرانديب دويست سال بگريست حق تعالى اين كلمات وى را تلقين نمود ، و چون آدم اين مناجات كردفَتابَ عَلَيْهِپس خداى تعالى قبول فرمود و بپذيرفت توبه او راإِنَّهُبه درستى كه حق تعالىهُوَ التَّوَّابُاوست توبهدهندهء بندگانالرَّحِيمُمهربان بر تائبانقُلْنَاگفتيم ما ديگر باراهْبِطُوافرورويدمِنْهااز بهشت يا از سماواتجَمِيعاًهمه شمافَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْپس اگر بيايد بشمامِنِّياز نزديك منهُدىًدلالتى و بيانى بارسال رسل و انزال كتبفَمَنْ تَبِعَپس هر كه پيروى كند و در پى رودهُدايَدلالت و بيان مرافَلا خَوْفٌپس هيچ ترسى از تخيل حلول مكاره نيستعَلَيْهِمْبر ايشان كه متابعت كردند رسول مرا چه ايشان از آفات ايمن باشندوَ لا هُمْو نيستند ايشان كه از تحقق فوت مقاصد از ايشانيَحْزَنُونَاندوهناك شوند زيرا كه به نيل مرادات فائز گردند