54 / 10
پس دعا كرد بجناب پروردگار خود كه من مغلوب شدهام پس انتقام بكش ( 10 )
54 / 11
پس بگشاديم درهاى آسمان را به آب بسيار ريزنده ( 11 )
54 / 12
و روان كردم از زمين چشمها پس جمع شد آب از هر جانب بنا بر كارى كه مقدر شده بود ( 12 )
54 / 13
و سوار كردم نوح را بر كشتى خداوند تختها و ميخها ( 13 )
54 / 14
مىرفت بحضور چشم ما به جهت انتقام براى كسى كه باور نداشته بودند او را ( 14 )
54 / 15
و هر آئينه گذاشتيم اين عقوبت را نشانه پس آيا هيچ پندگيرنده هست ( 15 )
54 / 16
پس چگونه بود عقوبت من و ترسانيدنهاى من ( 16 )
54 / 17
و هر آئينه آسان كرديم قرآن را تا پند گيرند پس آيا هيچ پند پذيرنده است ( 17 )
54 / 18
دروغ شمردند قوم عاد پس چگونه بود عذاب من ترسانيدنهاى من ( 18 )
54 / 19
هر آئينه ما فرستاديم بر ايشان باد تند را در روز شوم به غايت سخت ( 19 )
شرح
فَدَعا رَبَّهُپس نوح عليه السلام بخواند آفريدگار خود راأَنِّي مَغْلُوبٌبهآنكه من مغلوب قوم خود شدم و با ايشان مقاومت نمىتوانم كردفَانْتَصِرْپس تو انتقام كش از ايشان براى منفَفَتَحْناپس بگشاديم براى عذاب ايشانأَبْوابَ السَّماءِدرهاى آسمان را از طرف مجرهبِماءٍ مُنْهَمِرٍبه آبى ريزان كه چهل شبانهروز از آسمان مىريخت بر دوام و درين مدّت منقطع نگشتوَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَو بگشاديم در زمينعُيُوناًچشمها تا از وى نيز آبها برآمدفَالْتَقَى الْماءُپس لاقى شد آب آسمان به آب زمينعَلى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَبر كارى كه قضا شده بود بر ايشان يعنى هلاكت بطوفانوَ حَمَلْناهُو برداشتيم نوح عليه السلام را با هر كه به دو ايمان داشت يعنى سوار گردانيديم ايشان راعَلى ذاتِ أَلْواحٍبر كشتى كه خداوند لوحها بود يعنى تختهاى پهناوروَ دُسُرٍو خداوند ميخها و مسمارها كه كشتى را بدان بند كنندتَجْرِيمىرفت آن كشتىبِأَعْيُنِنابنگاه داشت ما و اين طوفان واقع شدهجَزاءً لِمَنْ كانَبراى پاداش كسى كهكُفِرَنگرويده بودند يا ناسپاسى كرده بودند بر نعمت وجود او يعنى نوح عليه السلاموَ لَقَدْ تَرَكْناهاو به درستى كه ما بگذاشتيم اين قصّه راآيَةًنشانه در ميان مردمان يا كشتى نوح عليه السلام را در زمين كوهى از جزائر علامتى و عبرتى و در قصص هست كه اوائل اين امت آن كشتى را ديدهاندفَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍپس هيچ پندگيرنده هست كه از ان عبرت گيردفَكَيْفَ كانَ عَذابِيپس چگونه بود عقوبت من در دنيا كه همه را بطوفان هلاك كردموَ نُذُرِو بيم كردن من آن قوم را به تبليغ نوح عليه السلاموَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَو هر آئينه ما آسان گردانيديم قرآن رالِلذِّكْرِاز براى ياد كردن احوال امم گذشتهفَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍپس هيچ موعظه شنونده هست كه پند گيرد بدانكَذَّبَتْ عادٌتكذيب كردند گروه عاد مر هود را عليه السلامفَكَيْفَ كانَپس چگونه بودعَذابِيعذاب كردن من ايشان را بباد صرصروَ نُذُرِو ترسانيدن من ايشان را از وعيد قيامت به زبان پيغمبر ايشانإِنَّا أَرْسَلْنابه درستى كه فرستاديم ماعَلَيْهِمْبر ايشانرِيحاً صَرْصَراًبادى سخت به آواز مهيب و هولناكفِي يَوْمِ نَحْسٍدر روز شوممُسْتَمِرٍّپيوسته و استحكام يافته شامت او و آن روز چهارشنبه آخرين بود از ماه صفر .