54 / 2
و اگر كافران ببينند نشانه اعراض كنند و گويند سحرهاست قوى ( 2 )
54 / 3
و دروغ شمردند و پيروى خواهش خود كردند و هر چيز در وقت خود قرار گرفته است ( 3 )
54 / 4
و هر آئينه آمده است بديشان از چيزها آنچه دران پند است ( 4 )
54 / 5
و آمده است دانش تمام پس فائده نمىدهد ترسانيدنها ( 5 )
54 / 6
پس اعراض كن از ايشان آن روز كه بخواند خواننده بسوى چيزى ناخوش نيايش ( 6 )
54 / 7
ظاهر شده باشد بر چشم ايشان برآيند آن روز از قبور گويا ايشان ملخ پراگندهاند ( 7 )
54 / 8
شتابكنان بسوى آن خواننده گويند كافران اين روزيست دشوار ( 8 )
54 / 9
دروغ شمردند پيش از ايشان قوم نوح پس دروغ داشتند بندهء ما را و گفتند ديوانه است و با او سخن درشت گفته ( 9 )
شرح
وَ إِنْ يَرَوْاو اگر بينند كافرانآيَةًنشانه از آيات قدرت ما در اظهار معجزه پيغمبر ع كه دليل صدق مدعاى او باشديُعْرِضُوااعراض كنند از ايمان بدان يا روى بگردانند از تامل در انوَ يَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّو گويند جادوييست دائم و رونده از زمين تا آسمانوَ كَذَّبُواو تكذيب كنند پيغمبر راوَ اتَّبَعُواو پيروى نمايندأَهْواءَهُمْآرزوهاى خود را يعنى آنچه شيطان در نظر ايشان آراسته باشد از لجاج و عنادوَ كُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّو هر كار كه مقرر كرده شده واقع است يعنى آنچه از شقاوت كافران و سعادت مؤمنان مقرر شده بديشان خواهد رسيدوَ لَقَدْ جاءَهُمْو به درستى كه آمد بديشان يعنى باهل مكّه در قرآنمِنَ الْأَنْباءِاز خبرهاى پيشينيان يا از بيان امور اخروىما فِيهِ مُزْدَجَرٌآنچه در ان بازداشتن بود از مناهى و منع از تمرد و سركشىحِكْمَةٌ بالِغَةٌآن حكمت تمام است رسنده به سرحد كمالفَما تُغْنِ النُّذُرُپس نفع نكند ايشان را و سود نرسانند بيمكنندگان يعنى پيغمبران و موعظه قرآن اگر آيند بر ايشان يكى از پى ديگرىفَتَوَلَّ عَنْهُمْپس روى بگردان از ايشان تا بوقت امر بقتال و منتظر باش جزاى ايشان رايَوْمَ يَدْعُ الدَّاعِدران روز كه بخواند خواننده يعنى اسرافيل عليه السلام ايشان راإِلى شَيْءٍ نُكُرٍبه چيزى صعب و زشت كه اهوال قيامت استخُشَّعاً أَبْصارُهُمْفراهم رفته باشد چشمهاى ايشان از هوليَخْرُجُونَبيرون آيندمِنَ الْأَجْداثِاز قبرهاكَأَنَّهُمْگويا ايشانجَرادٌ مُنْتَشِرٌملخهاى پراگندهاند يعنى در بسيارى و پراگندگى بهم برمىآيند و از هر طرف سرگردان و حيران مىروندمُهْطِعِينَشتابكنندگانإِلَى الدَّاعِبسوى خواننده يعنى بدان طرف كه آواز مىآيد مىشتابنديَقُولُ الْكافِرُونَمىگويند ناگرويدگانهذا يَوْمٌ عَسِرٌاين روزى دشوارست بر ماكَذَّبَتْ قَبْلَهُمْتكذيب كردند پيش از قوم توقَوْمُ نُوحٍگروه نوح ع بعث و قيامت رافَكَذَّبُوا عَبْدَناپس تكذيب كردند و به دروغ داشتند بنده ما نوح عليه السلام راوَ قالُوا مَجْنُونٌو گفتند او ديوانه استوَ ازْدُجِرَو بازداشته شد از دعوت خلق يعنى هرگاه كه ايشان را خواندى بتوحيد او را ايذا كردندى و تهديد نمودندى و سنگ برو زدندى تا بىهوش شدى و از دعوت بازماندى .