تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1191

مساهمون:

ص١١٩١
53 / 42 و آنكه بسوى پروردگار تست بازگشت ( 42 ) 53 / 43 و آنكه او خندانيد و گريانيد ( 43 ) 53 / 44 و آنكه او ميرانيد و او زنده كرده ( 44 ) 53 / 45 و آنكه خدا آفريد دو قسم نر و ماده ( 45 ) 53 / 46 از نطفه چون ريخته شده در رحم ( 46 ) 53 / 47 و آنكه بر خدا لازم است آن پيدا كردن ديگر ( 47 ) 53 / 48 و آنكه او توانگر ساخت و سرمايه داد ( 48 ) 53 / 49 و آنكه همونست پروردگار ستاره شعرى ( 49 ) 53 / 50 و آنكه او هلاك ساخت عاد نخستين را ( 50 ) 53 / 51 و هلاك كرده ثمود را پس هيچ‌كس را باقى نگذاشت ( 51 ) 53 / 52 و هلاك كرد قوم نوح را پيش ازين هر آئينه ايشان بودند ستمكارتر و از حد گذشته‌تر ( 52 )
شرح
وَ أَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهىو آنكه بسوى پروردگار تست نهايت همه خلائق و رجوع ايشانوَ أَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَ أَبْكىو آنكه خداى او است كه مىخنداند و مىگرياند يا شاد و غمگين مىگرداند يا مىخنداند اهل بهشت را در بهشت و مىگرياند اهل دوزخ را در دوزخ يا زمين را مىخنداند بنباتات و مىگرياند ابر را بباران نزد بعضى خنده و گريه بوعده و وعيد است يا به طاعت و معصيت يا باقبال به حق و اعراض ازووَ أَنَّهُ هُوَ أَماتَ وَ أَحْياو آنكه خدا اوست كه مىميراند و زنده مىسازد يعنى قادر بر احيا و اماتت اوست و بس يا مىميراند بوقت اجل در دنيا و زنده مىسازد در قبر يا اوست سازنده اسباب موت و حيات - و گفته‌اند مرده مىسازد كافران را به نكرت و زنده مىگرداند مؤمنان را به معرفت و بقول جمعى اماتت و احيا بجهل و علم است يا ببخل و جود يا بعدل و فضل و نزد محققان به هيبت و انس است يا باستتار و تجلى امام قشيرى فرمود كه مىميراند نفوس زاهدان را آثار مجاهدت و زنده مىگرداند قلوب عارفان را بانوار مشاهدات يا هرك را بمقام فنا فى اللّه رساند جرعه از جام بقاء باللّه چشاند مثنوىهرك را از بود او فانى كنى * پر ز گوهرهاى روحانى كنىكشتگان را شربت حيوان دهى * بعد كشتن جان جاويدان دهىوَ أَنَّهُو آنكه در صحف ابراهيم ع و موسى ع است آن است كه خداىخَلَقَ الزَّوْجَيْنِبيافريد انسان را دو صنفالذَّكَرَ وَ الْأُنْثىنر و مادهمِنْ نُطْفَةٍاز آب منىإِذا تُمْنىوقتى كه ريخته شود در رحم آدم ع و حوا ع و عيسى ع ازين حكم مستثنىاندوَ أَنَّ عَلَيْهِو آنكه بر خداى استالنَّشْأَةَ الْأُخْرىآفريدن ديگر كه بعث است در قيامتوَ أَنَّهُ هُوَ أَغْنىو آنكه اوست آنكه توانگر گرداند بمال فقير راوَ أَقْنىو سرمايه دهد بانعام و امتعه يا غنى سازد به قناعت و راضى گرداند بدانوَ أَنَّهُو آنكه خداىهُوَ رَبُّ الشِّعْرىاوست آفريدگار شعرى و شعريان دو كوكب‌اند يكى را عميصا گويند و او شعرى شاميه است و ديگرى عبور و او يمانيه است و مراد ازين شعرى اوست و ابو كبشه كه يكى از اجداد مادرى پيغمبر ما صلى اللّه عليه و سلّم است او را مىپرستيد و با قريش در عبادت اصنام مخالفت مىكرد و قريش آن حضرت ص را ابن ابى كبشه مىگفتند به جهت خلاف با ايشانوَ أَنَّهُ أَهْلَكَو آنكه خدا است كه هلاك كردعاداً الْأُولىقوم عاد نخستين را گه امت هود بودند على نبينا و عليه السلام و قومى از ايشان كه بنو لقيم مىگفتند در وقت هلاك قوم عاد در مكه مقام داشتند بعد از ايشان اظهار كفر كردند و ايشان را عاد اخرى گويندوَ ثَمُودَو هلاك كرد قبيله ثمود رافَما أَبْقىپس باقى نگذاشت از ايشان كسى راوَ قَوْمَ نُوحٍو هلاك كرد قوم نوح ع رامِنْ قَبْلُپيش از عاد و ثمودإِنَّهُمْ كانُوا هُمْبه درستى كه بودند ايشانأَظْلَمَ وَ أَطْغىستمكارتر و از حد برنده‌تر در شرك و عدوان چه نوح ع را بسيار برنجانيدند و در نه‌صد و پنجاه سال كه دعوت فرموده اندكى بوى ايمان آوردند .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1191 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )