تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1181

مساهمون:

ص١١٨١
52 / 17 هر آئينه متقيان در بوستانها و نعمتها باشند ( 17 ) 52 / 18 خوشحال شده بسبب آنكه نعمت داد ايشان را پروردگار ايشان و بسبب آنكه نگاهداشت ايشان را پروردگار ايشان از عذاب دوزخ ( 18 ) 52 / 19 بخوريد و بنوشيد گوارا بسبب آنچه مىكرديد ( 19 ) 52 / 20 تكيه زده بر تختها برابر يكديگر گسترده و كدخدا كنيم ايشان را بحوران گشاده چشم ( 20 ) 52 / 21 و آنان كه ايمان آوردند و بر پى ايشان رفت اولاد ايشان در ايمان برسانيم بديشان اولاد ايشان را و نقصان نكنيم ايشان را از جزاى عمل ايشان چيزى هر مردى به آنچه عمل كرد در گرو باشد ( 21 ) 52 / 22 و پىدرپى عطا كنيم ايشان را ميوه و گوشت از جنسى كه طلب كنند ( 22 )
شرح
إِنَّ الْمُتَّقِينَبه درستى كه پرهيزگاران از كفر و شركفِي جَنَّاتٍدر بوستانهااند و چه بوستانهاوَ نَعِيمٍو در نعمتهااند و چه نعمتهافاكِهِينَشادمان و لذّت‌يابندگانبِما آتاهُمْبه‌آنچه عطا كرده است ايشان رارَبُّهُمْآفريدگار ايشان از كرامتهاى جاودانىوَ وَقاهُمْو به‌آنچه نگاه داشته است ايشان رارَبُّهُمْآفريدگار ايشانعَذابَ الْجَحِيمِاز عذاب دوزخ و خزنه بهشت پيوسته ايشان را مىگويندكُلُوابخوريد از طعامهاى بهشتوَ اشْرَبُواو بياشاميد از شرابهاى وى خوردنى و آشاميدنىهَنِيئاًگوارنده بىتخمه و تنغيص طبع و اين پاداش است مر شما رابِما كُنْتُمْبسبب آنچه بوديد كه در دنياتَعْمَلُونَعمل مىكرديد امام زاهد فرموده كه هر چند وعده به كردار بنده است اما اصل فضل اوست و اگرنه پيدا است كه مزد كار ما چه خواهد بود نظمندارد فعل من آن زور بازو * كه با فضل تو گردد هم ترازوبفضل خويش و لطفت شو مرا يار * بعدل خود مكن با فعل من كارمُتَّكِئِينَتكيه‌زنندگان يعنى متقيان در بهشت تكيه‌زده باشندعَلى سُرُرٍ مَصْفُوفَةٍبر تختهاى بافته بزر يا بعضى به بعضى پيوستهوَ زَوَّجْناهُمْو جفت گردانيديم ايشان رابِحُورٍ عِينٍبه زنان سفيد روى گشاده چشموَ الَّذِينَ آمَنُواو آنان كه گرويده‌اند به خدا و رسول صوَ اتَّبَعَتْهُمْو از پى درآمده‌اند ايشان راذُرِّيَّتُهُمْفرزندان ايشانبِإِيمانٍدر ايمان و با ايمان ذرية در روز ميثاقأَلْحَقْنا بِهِمْدر رسانيم بديشانذُرِّيَّتُهُمْفرزندان ايشان را در دخول بهشت يا در وصول بدرجات ايشان يعنى اگر درجات آبا بلند باشد درجه ذرّيت را نيز مانند آن بلند گردانيم تا چشم پدران بدان روشن گرددوَ ما أَلَتْناهُمْو ما كم نكنيم پدران را بسبب اين الحاقمِنْ عَمَلِهِمْاز ثواب كردار ايشانمِنْ شَيْءٍهيچ چيزى يعنى فرزندان را به درجه آبا رسانيم بىآنكه نقصان به ثواب ايشان رسد بلكه بفضل و كرم خود اولاد را رفعت درجه ارزانى داريم شيخ الاسلام حسين مروزى از استاد خود خواجه احمد بن على سرخسى رح نقل مىكند كه ايمان و عمل مر بهشت را و درجات بهشت را علّت نيست وعده بهشت و درجات وى جز بر ايمان و عمل نيست و وعده ايمان و عمل جز بر فضل لم يزل نيست بيتدر فضل خدا بند دل خويش مدام * تا فضل نباشد نشود كار تمامكُلُّ امْرِئٍهر مردى عاقل و بالغ مكلّفبِما كَسَبَبه‌آنچه كرده باشدرَهِينٌدر گرو است روز قيامت يعنى وابسته است به پاداش كردار خود است و به عمل ديگرى مؤاخذ نيست و زن مكلّفه نيز همين حكم داردوَ أَمْدَدْناهُمْ بِفاكِهَةٍو مىافزائيم مر متقيان را يعنى زياده بر آنچه داديم ايشان را مىدهيم ميوه از هر نوع كه خواهندوَ لَحْمٍ مِمَّا يَشْتَهُونَو گوشت از آنچه آرزو برند .