52 / 31
بگو انتظار بكشيد هر آئينه من با شما از انتظار كشندگانم ( 31 )
52 / 32
آيا مىفرمايد به اين عقيده عقلهاى ايشان يا ايشان گروهى سركشاند ( 32 )
52 / 33
آيا مىگويند كه بربسته است قرآن رانى بلكه ايمان نمىآرند ( 33 )
52 / 34
پس بايد بيارند سخنى مانند اين اگر راستگو هستند ( 34 )
52 / 35
آيا ايشان آفريده شدهاند به غير آفريننده يا ايشان خود آفريدگاراند ( 35 )
52 / 36
آيا ايشان آفريدهاند آسمانها و زمين را بلكه ايشان باور نمىكنند ( 36 )
52 / 37
آيا نزديك ايشان خزانهاى پروردگار تست يا ايشانند چيرهدست ( 37 )
52 / 38
آيا ايشان را نردبانى هست كه بران صعود كرده مىشوند پس بايد كه بيارد شنوندهء ايشان دليل ظاهر را ( 38 )
شرح
قُلْ تَرَبَّصُوابگو انتظار بريد مرگ مرافَإِنِّي مَعَكُمْپس به درستى كه من با شمامِنَ الْمُتَرَبِّصِينَاز منتظرانم يعنى انتظار هلاك شما مىبرم چنانچه شما منتظر هلاك منايدأَمْ تَأْمُرُهُمْيا مىفرمايد ايشان راأَحْلامُهُمْعقلهاى ايشانبِهذابه اين سخنان متناقض كه ترا كاهن مىگويند كه كهانت را فطانت لازم است و مجنون مىخوانند و خرد با جنون جمع نشود و بشعر نسبت مىدهند شاعر را كلامى متسق مخيل بايد و آن با جنون هم ميسر نمىگردد پس اين سخنان نه بر مقتضاى عقل استأَمْ هُمْ قَوْمٌبلكه ايشان گروهندطاغُونَاز حد درگذشتگان در مكابره و عنادأَمْ يَقُولُونَبلكه مىگويندتَقَوَّلَهُبربافته است قرآن را و از خود گفته و چنان نيست كه ايشان مىگويندبَلْ لا يُؤْمِنُونَبلكه ايشان از استكبار و حسد نمىگروندفَلْيَأْتُواپس بگو بياريدبِحَدِيثٍ مِثْلِهِبه سخنى مانند قرآنإِنْ كانُوااگر هستندصادِقِينَراستگويان در آنكه قرآن را از خود مىتوان ساخت يعنى اگر قرآن بربافتنى و ساختنى است ايشان كه فصحا و بلغاى عرباند گو كه مانند او حديثى انشا كنيدأَمْ خُلِقُوايا آفريده شدهاند ايشانمِنْ غَيْرِ شَيْءٍبىچيزى يعنى بىپدرى و مادرى مراد آنست كه ايشان آدمىاند از آدميان زاده شده نه جمادند كه تعقل امور نكنند و بعضى معنى آيت برين وجه گفتهاند كه آيا ايشان مخلوقاند بىخالقى و محال است كه محدث بىمحدثى باشدأَمْ هُمُ الْخالِقُونَيا آنكه ايشان آفرينندگانند مر خود را و اين نيز ظاهر البطلان است كه معدومى چگونه وجود تواند داد چيزى راأَمْ خَلَقُوا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَآيا ايشان آفريدهاند آسمانها و زمين را نه چنين استبَلْ لا يُوقِنُونَبلكه ايشان بيقين در نمىآيند و گرد گمان مىگردندأَمْ عِنْدَهُمْآيا نزديك ايشان استخَزائِنُ رَبِّكَخزانههاى پروردگار تو يعنى خزائن فضل تا نبوت بهر كه خواهند دهند يا خزينههاى علم تا دانند كه لائق منصب نبوت كيستأَمْ هُمُ الْمُصَيْطِرُونَيا ايشان سركشان و غالباناند و مسلّطشدگان كه هرچه خواهند بكنندأَمْ لَهُمْيا مر ايشان راستسُلَّمٌنردبانى كه بدان بر آسمان رونديَسْتَمِعُونَ فِيهِمىشنوند درو كلام ملائكه و آنچه از غيب بدانها وحى كرده مىشود و اگر چنين استفَلْيَأْتِپس بايد كه بياردمُسْتَمِعُهُمْشنونده ايشان كه بر آسمان رفته و پيغام غيب شنيدهبِسُلْطانٍ مُبِينٍبحجتى روشن كه گواه باشد بر صدق استماع وى .