تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1184

مساهمون:

ص١١٨٤
52 / 39 آيا خدا را دختران پيدا شوند و شما را پسران ( 39 ) 52 / 40 آيا سؤال مىكنى از ايشان مزدى بر رسالت پس ايشان از غراست گران بار شده‌اند ( 40 ) 52 / 41 آيا نزديك ايشان علم غيب است پس ايشان مىنويسند ( 41 ) 52 / 42 آيا مىخواهند بدانديشى پس كافران ايشانند در ضرر بدانديشى گرفتار شده ( 42 ) 52 / 43 آيا ايشان را معبودى هست بجز خدا پاكى خداى راست از آنكه شريك مقرر مىكنند ( 43 ) 52 / 44 و اگر ببينند يك پاره را از آسمان افتاده گويند اين ابرى است بر هم نشسته ( 44 ) 52 / 45 پس بگذار ايشان را تا آنكه ملاقات كنند به آن روز خود كه دران بىهوش كرده شوند ( 45 ) 52 / 46 روز كه دفع نكند از ايشان مكر ايشان چيزى را و نه ايشان نصرت داده شوند ( 46 )
شرح
أَمْ لَهُ الْبَناتُيا مر خداى را است دخترانوَ لَكُمُ الْبَنُونَو مر شما راست پسران درين سخن تسفيه و تجهيل مشركانست و غير مرة گذشتهأَمْ تَسْئَلُهُمْآيا مىخواهى مر ايشان را بر تبليغ رسالتأَجْراًمزدى تا تاوان زده شوندفَهُمْپس ايشانمِنْ مَغْرَمٍاز التزام آن تاوانمُثْقَلُونَگران‌بار شوند در وى از تو بتابندأَمْ عِنْدَهُمُ الْغَيْبُيا نزديك ايشان است آنچه غيب در ان مكتوب شده يعنى لوح محفوظفَهُمْ يَكْتُبُونَپس ايشان مىنويسند از آن كه خبر پيغمبر ص در امر قيامت و بعث باطل است يا كتابت كنند كه موت تو كى خواهد بود و اين چنين نيستأَمْ يُرِيدُونَبلكه مىخواهندكَيْداًمكرى و قصدى درباره تو مراد مكريست كه در دار الندوه مىكردند نسبت با حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم از قتل و حبس و اخراجفَالَّذِينَ كَفَرُواپس آنان كه نگرويدندهُمُ الْمَكِيدُونَايشانند كيدكرده‌شدگان يعنى سزاى آن كيد و مكر و و بال آن بديشان بازگردد و مقتول شوند در بدرأَمْ لَهُمْيا مر ايشان راستإِلهٌ غَيْرُ اللَّهِمعبودى بجز خداى به حق كه عذابى كه مكافات مكر ايشان است از ايشان بازداردسُبْحانَ اللَّهِپاكى مر خداى راستعَمَّا يُشْرِكُونَاز آنچه شريك مىآورند بوى يا شريك مىگيرند براى وى قطعهنزديك عزتش نه‌نشيند غبار شرك * با وحدتش كسى دم شركت چه‌سان زندهر طرح كه فگنند به وصفش خيال و وهم * دست كمال آتش غيرت در ان زندمعاندان قريش مىگفتند مر حضرت رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلّم را فاسقط علينا كسفا من السماء پاره از آسمان بر ما فرود آر اگر در وعده عذاب راست گوئى حق سبحانه فرمود كهوَ إِنْ يَرَوْاو اگر ببينندكِسْفاً مِنَ السَّماءِپاره از آسمانساقِطاًفرود آينده بر سر ايشانيَقُولُواگويند از فرط عناد و محض استكبار كه نه قطع آسمان است بلكه اينسَحابٌ مَرْكُومٌابريست درهم بسته و بر هم چسبيده يعنى به‌آنكه آثار عذاب ببينند هم از كفر بار نمىايستندفَذَرْهُمْپس دست بدار از ايشان يعنى حرب مكن با ايشان كه هنوز بقتال مأمور نيستى و مكافات ايشان را بگذارحَتَّى يُلاقُواتا وقتى كه ببينند معاينهيَوْمَهُمُ الَّذِي فِيهِآن روز را كه خود در ان روزيُصْعَقُونَهلاك كرده شوند يا بىهوش گردند از نفخه اولىيَوْمَ لا يُغْنِيروز كه نفع نكند و بازنداردعَنْهُمْاز ايشانكَيْدُهُمْمكر ايشانشَيْئاًچيزى را از عذابوَ لا هُمْ يُنْصَرُونَو نه ايشان يارى داده شوند يعنى هيچ‌كس يارى نكند كه بازدارد از ايشان عذاب را مراد از چنين روز روز قيامت است و بعضى گويند روز بدرست .