تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1162

مساهمون:

ص١١٦٢
49 / 9 و اگر دو گروه از مسلمانان با يكديگر جنگ كنند پس صلح كنيد ميان ايشان پس اگر تعدى كرد يكى ازين دو گروه بر ديگرى پس جنگ بكنيد به آن گروه كه تعدى مىكند تا آنكه رجوع كند بسوى حكم خدا پس اگر رجوع كرد صلح كنيد ميان ايشان بانصاف و داد دهيد هر آئينه خدا دوست مىدارد داد دهندگان را ( 9 ) 49 / 10 جز اين نيست كه مسلمانان برادران يكديگراند پس صلح كنيد ميان دو برادر خويش و بترسيد از خدا تا بر شما رحم كرده شود ( 10 ) 49 / 11 اى مسلمانان تمسخر نكند گروهى با گروهى احتمال است كه آن گروه بهتر باشند از ايشان در نفس الامر و نه زنان تمسخر كنند با زنان ديگر احتمال است كه آن زنان بهتر باشند از ايشان و عيب مكنيد در ميان خويش
شرح
وَ إِنْ طائِفَتانِو اگر دو گروهمِنَ الْمُؤْمِنِينَاز گرويدگاناقْتَتَلُواكارزار كنند با يكديگرفَأَصْلِحُواپس صلح كنيدبَيْنَهُماميان ايشان به نصيحت و دعوت كنيد ايشان را به حكم خدا و رسول اوفَإِنْ بَغَتْپس اگر ستم كند و افزونى جويدإِحْداهُمايكى از ان دو طائفهعَلَى الْأُخْرىبر آن ديگر و از صلح عدول نمايد و بفرمان خداى راضى نشودفَقاتِلُوا الَّتِي تَبْغِيپس قتال كنيد به آن گروه كه بغى مىكندحَتَّى تَفِيءَتا بازگردندإِلى أَمْرِ اللَّهِبه حكم خداى و گردن نهند بر انفَإِنْ فاءَتْپس اگر بازگردند آن طائفه باغى براى حق و ترك ستم نموده احكام شرع را منقاد شوندفَأَصْلِحُوا بَيْنَهُماپس اصلاح كنيد ميان ايشانبِالْعَدْلِبه راستى يعنى ميل مكنيد به يك طائفه و از راه حق تجاوز منمائيدوَ أَقْسِطُواو داد كنيد در همه كارهاإِنَّ اللَّهَبه درستى كه خداىيُحِبُّ الْمُقْسِطِينَدوست دارد عدل‌كنندگان را كه در قول و فعل رعايت بقانون عدالت مىكنند چه مدار كار ملك و دين بر عدل است رباعىعدل چون لشكريست جان‌افزاى * عدل مشاطه‌ايست ملك‌آراىعدل كن زان كه در ولايت دل * در پيغمبرى زند عادلإِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌجز اين نيست كه مؤمنان برادرانند مر يكديگر را در دين چه همه منتسب‌اند با اصل واحد كه آن ايمان استفَأَصْلِحُواپس صلاح آريدبَيْنَ أَخَوَيْكُمْميان برادران شما هرگاه كه شقاقى و خلافى واقع شود و تخصيص اخوين بذكر جهت آنست كه اقل جمع كه ميان ايشان مخالف افتد دو كس‌اند يا مراد ابناى اوس و خزرج باشد و ايشان دو برادر بودندوَ اتَّقُوا اللَّهَو بترسيد از عذاب الهى در مخالفت فرمان اولَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَشايد كه رحمت كرده شويد شما آورده‌اند كه جمعى از بنى تميم استهزاء مىكردند بر درويشان صحابه چون عمار رض و بلال رض و سلمان رض و خباب رض و صهيب رضى اللّه عنهم اجمعين حق سبحانه آيت فرستاد كهيا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوااى كسانى كه گرويده‌ايدلا يَسْخَرْبايد كه فسوس نكنند و استخفاف ننمايندقَوْمٌگروهى از شمامِنْ قَوْمٍاز گروهى ديگرعَسى أَنْ يَكُونُواشايد كه باشند آنهاخَيْراً مِنْهُمْبهتر از استهزاءكنندگان و بعضى از ازواج طاهرات رض ام سلمى رضى اللّه عنهن را بقصر قامت يا صفيه رض را به يهوديت عيب كردند حق سبحانه فرمودوَ لا نِساءٌو نشايد كه زنان استهزا كنندمِنْ نِساءٍاز زنانعَسى أَنْ يَكُنَّ خَيْراً مِنْهُنَّشايد كه باشند آنها كه استهزاء كرده شدند بهتر از استهزاءكنندگان و ثابت بن قيس عيب يكى از صحابه رض گفت از ان نيز نهى آمدوَ لا تَلْمِزُواو عيب مكنيدأَنْفُسَكُمْنفسهاى خود را يعنى اهل دين خود را چه مؤمنان به مثابه نفس واحداند پس هر كه ديگرى را عيب كند خود را عيب كرده باشد مصرعهعيب هر كس كه كنى هم به تو مىگردد بازابو مالك انصارى عبد اللّه بن ابى حديد رض را گفت يا نصرانى او در جواب فرمود يا يهودى خداى تعالى حكم فرمود