49 / 6
اى مسلمانان اگر بيارد پيش شما فاسق خبرى را پس تفحص كنيد براى احتراز از آنكه ضرر رسانيد قومى را به نادانى پس پشيمان شويد بر آنچه عمل كرديد ( 6 )
49 / 7
و بدانيد كه در ميان شما رسول خدا است اگر فرمان برد شما را در بسيارى از كارها برنج درافتيد و ليكن خدا دوست گردانيد نزديك شما ايمان را و آراسته كرد آن را در دلهاى شما و ناخوش گردانيد پيش شما كفر را و فسق را و نافرمانى را اين جماعت ايشانند راهيافتگان ( 7 )
49 / 8
باحسان از نزديك خدا و بنعمت و خدا دانا با حكمت است ( 8 )
شرح
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوااى گروه مؤمنانإِنْ جاءَكُمْاگر بيايد بشمافاسِقٌدروغگوى بيرون رفته از فرمان خداىبِنَبَإٍبخبرى يعنى خبرى آورد موحش كه موجب تالم خاطر باشد و بخلاف واقعه گويدفَتَبَيَّنُواپس تفحص كنيد و نيكو در پى آن رويدأَنْ تُصِيبُواتا نرسانيد مكروهىقَوْماًبه گروهىبِجَهالَةٍبه نادانى يعنى گمان بريد كه كافراند و به ايشان حرب كنيد و حال آنكه ايشان مسلمان باشندفَتُصْبِحُواپس گرديدعَلى ما فَعَلْتُمْبر آنچه كرده باشيدنادِمِينَپشيمانان يعنى بخبر فاسق تعجيل مكنيد در ساختن امور تا وقتى كه امارت صدق آن خبر بر شما ظاهر گرددوَ اعْلَمُوا أَنَّ فِيكُمْ رَسُولَ اللَّهِو بدانيد آنكه ميان شما فرستاده خداى است و تعظيم او اقتضاى آن مىكند كه سخن دروغ و بيهوده به حضرت او عرض نكنيدلَوْ يُطِيعُكُمْاگر فرمان برد شما را يعنى اگر قول شما بشنود و براى شما كار كندفِي كَثِيرٍ مِنَ الْأَمْرِدر بسيارى از كارهالَعَنِتُّمْهر آئينه در رنج افتيد و هلاك شويدوَ لكِنَّ اللَّهَو ليكن خداىحَبَّبَدوست گردانيده استإِلَيْكُمُ الْإِيمانَبسوى شما گرويدن و توحيد راوَ زَيَّنَهُو آراسته است ايمان رافِي قُلُوبِكُمْدر دلهاى شما اى مؤمنان بنصب ادلّه و توضيح حجج و براهينوَ كَرَّهَو مكروه گردانيده استإِلَيْكُمُ الْكُفْرَبسوى شما پوشيدن حق راوَ الْفُسُوقَو بيرون رفتن از راه راستوَ الْعِصْيانَو نافرمانى كردنأُولئِكَآن گروه كه تحقيق اخبار كنندهُمُ الرَّاشِدُونَايشانند راهيافتگان بطريق صلاح و آن تزيين ايمان و تنزيه از كفرفَضْلًابراى فضلى استمِنَ اللَّهِاز خداى يعنى فضلى كه خداى بشما خواستهوَ نِعْمَةًو نعمتى است از حضرت اووَ اللَّهُ عَلِيمٌو خداى داناتر است بصدق و كذب مخبرانحَكِيمٌحكمكننده و محكم كارست در امور بندگان و از حكمتهاى اوست كه بتحقيق اخبار مىفرمايد كه از خبرهاى ناراست انواع فتنهها ميزايد رباعىهرگز سخنان شبههآميز مگوى * وان راست كه هست فتنهانگيز مگوىخامش كن و گر چاره ندارى ز سخن * شوخى مكن و تند مشو تيز مگوىآوردهاند كه در ميان عبد اللّه بن رواحه رض و ابن ابى بحضور حضرت رسالتپناه صلى اللّه عليه و سلّم مجادله رفت و بدان انجاميد كه از قوم هر دو جماعتى بمدد آمدند و مهم از شتم و سب بحرب و ضرب منجر شد حق سبحانه و تعالى آيت فرستاد .