تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1156

مساهمون:

ص١١٥٦
48 / 25 اين كفار قريش آنانند كه كافر شدند و بازداشتند شما را از مسجد حرام و بازداشتند قربانى را موقوف داشته از آنكه برسد بجاى خود و اگر نبودى مردمان مسلمانان و زنان مسلمانان كه نمىدانيد ايشان را اگر نبودى خوف آنكه پى سپر كنيد ايشان را پس برسد بشما گناهى به غير دانست فتح را مؤخر كرد خدا تا در آرد هر كرا خواهد بر رحمت خود اگر هم جدا مىبودند اين هر دو فريق البته عقوبت مىكرديم كافران را عقوبت درددهنده ( 25 ) 48 / 26 آنگاه كه مصمم كردند كافران در دل خويش غيرت را از جنس غيرت جاهليت پس فرودآورد خدا اطمينان خود را بر پيغامبر خود
شرح
هُمُ الَّذِينَايشانند آنان كهكَفَرُواكافر شدندوَ صَدُّوكُمْو بازداشتند شما راعَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِاز طواف مسجد حراموَ الْهَدْيَو منع كرد شتران را كه از براى قربان آورده بوديدمَعْكُوفاًدر حالتى كه بازداشته شده بودندأَنْ يَبْلُغَاز آنكه برسدمَحِلَّهُبجاى او كه مكان نحرست يعنى منى خلاصه معنى آنكه كفار مكّه بسبب آنكه شما را از عمره منع كردند و قربانى را به محل او نگذاشتند مستحق قتال و استيصال گشتند ليكن ما شما را درين سال از قتال ايشان باز مىداريم جهت گرويدگان كه در مكه هستندوَ لَوْ لا رِجالٌ مُؤْمِنُونَو اگر نبودندى مردان گرويدهوَ نِساءٌ مُؤْمِناتٌو زنان ايمان آورده در مكّه كه شمالَمْ تَعْلَمُوهُمْندانسته‌ايد ايشان را و آن هفتاد و دو تن زن و مرد بودند كه كتمان ايمان مىكردند حق سبحانه فرمود كه اگر نبودندى ايشان در مكه و شما ايشان را نمىدانيد باعيان ايشان زيرا كه با مشركان مختلطاندأَنْ تَطَؤُهُمْبدل است از رجال يعنى اگرنه آن بودى كه آن مؤمنان هستند و نه آن بودى كه شما ايشان را در اثناى قتال پى سپر مىكرديد يعنى هلاك مىساختيدفَتُصِيبَكُمْپس مىرسيد بشمامِنْهُمْاز جهت هلاك ايشانمَعَرَّةٌمكروهى يعنى غمى و اندوهى بقتل مؤمنان يا تاوانى چون كفارت و ديتبِغَيْرِ عِلْمٍمتعلق به آن تطؤهم است يعنى مىكشتيد ايشان را بىآنكه دانيد هر آئينه ما دست شما از ايشان كوتاه نمىكرديم پس منع كرديم شما را از قتل اهل مكه جهت نگاه داشت ايشان و اين از براى آنستلِيُدْخِلَ اللَّهُتا داخل گرداند خداىفِي رَحْمَتِهِدر بخشش خودمَنْ يَشاءُهرك را خواهد مراد از رحمت توفيق زيادتى خيرات است و گفته‌اند كه دين اسلاملَوْ تَزَيَّلُوااگر جدا شدندى آن مؤمنان از كافران و در مكه نبودندىلَعَذَّبْنَا الَّذِينَ كَفَرُواهر آئينه عذاب مىكرديم آنان را كه كافر شدندمِنْهُمْاز اهل مكّهعَذاباً أَلِيماًعذابى مولم در عقبى و موجع در دنيا بقتل و سبىإِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُواو ياد كن اى محمد ص كه چون كردند و درآوردند آنان كه نگرويدندفِي قُلُوبِهِمُدر دلهاى خودالْحَمِيَّةَتعصب و تكبر و غيرت راحَمِيَّةَ الْجاهِلِيَّةِحميت جاهليت كه بنده را از فرمان‌بردارى خداى بازدارد يعنى با يكديگر گفتند كه محمد ص را با ياران او در مكه نه‌مىگذاريم چه ايشان در بدر و احد پدران و برادران ما را كشته‌اند بلات و عزى كه بمنازل ما درنيايند چون ايشان عصبيت پيش آوردندفَأَنْزَلَ اللَّهُپس فروفرستاد خداىسَكِينَتَهُآرام و وقار خود راعَلى رَسُولِهِبر فرستاده خود .