48 / 18
هر آئينه خوشنود شد خدا از مسلمانان وقتى كه بيعت مىكردند با تو زير درخت پس دانست آنچه در دل ايشان است پس فرودآورد اطمينان دل بر ايشان و ثواب داد ايشان را فتحى نزديك ( 18 )
48 / 19
و غنيمتهاى بسيار كه بدست آرند آن را و هست خدا غالب با حكمت ( 19 )
48 / 20
وعده داده است شما را خدا غنيمتهاى بسيار كه بدست آريد آنها را پس زود عطا كرد اين غنيمتها و بازداشت دست مردمان را از شما و تا باشد اين مقدمه نشانه مسلمانان را و تا بنمايد خدا شما را راه راست ( 20 )
شرح
لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُبتحقيق كه خداى خوشنود گشتعَنِ الْمُؤْمِنِينَاز گرويدگان صحابه رضإِذْ يُبايِعُونَكَوقتى كه بيعت كردند با توتَحْتَ الشَّجَرَةِدر زير درخت سمرهفَعَلِمَپس مىداند خداىما فِي قُلُوبِهِمْآنچه در دلهاى ايشانست از اخلاص و وفا و صدق و صفافَأَنْزَلَ السَّكِينَةَپس فروفرستاد آرامشعَلَيْهِمْبر ايشانوَ أَثابَهُمْو پاداش داد ايشان رافَتْحاً قَرِيباًفتحى قريب كه فتح خيبر است يا مكهوَ مَغانِمَ كَثِيرَةًو غنيمتهاى بسيار از اخوّت و نقود و ضياع و عقاريَأْخُذُونَهافرا مىگيرند آنها را از يهود خيبر و غير آنوَ كانَ اللَّهُ عَزِيزاًو هست خدا غالب و غلبهدهنده دوستان خود راحَكِيماًحكمكننده به مغلوبيت دشمنانوَعَدَكُمُ اللَّهُوعده كرده است شما را خدا اى امتمَغانِمَ كَثِيرَةًغنيمتهاى بسيار در بلاد فارس و روم بلكه در اطراف و اكناف عالمتَأْخُذُونَهافرامىگيريد آن را تا قيامتفَعَجَّلَپس تعجيل نقد دادلَكُمْمر شما راهذِهِاين غنيمت خيبروَ كَفَّو بازداشت و كوتاه كردأَيْدِيَ النَّاسِدستهاى مردمان را يعنى اهل خيبر و حلفاى ايشان را كه بنى اسد و غطفان بودندعَنْكُمْاز شما تا حلفاى يهود ترسيده به جنگ درنيامدند و ايشان از خوف شما حصارى شدند تا از شما سالم مانندوَ لِتَكُونَو تا باشد آن غنيمتآيَةً لِلْمُؤْمِنِينَنشان مر مؤمنان را به راستى قول پيغمبر ص بر فتح خيبر يا صدق قول الهى در وعده غنايموَ يَهْدِيَكُمْو براى آنكه نمايد شما راصِراطاً مُسْتَقِيماًراهى راست كه منهج توكل است و مستوثق بودن بفضل ازلى و بازگذاشتن كار بلطف لميزلى ارباب سير رحمهم اللّه برآنند كه چون حضرت رسول صلى اللّه عليه و سلّم از سفر حديبيه مراجعت فرمود به حكم وعده و اثابهم فتحا قريبا كارسازى حرب خيبر فرموده با هزار و چهارصد تن از مدينه بيرون آمده متوجه قلاع خيبر شدند و از منزل صهبا به راه مرحب روان شده سحرى بود كه از طريق وادى حرضه ميان قلعههاى خيبريان درآمدند و ايشان بىخبر از قلعه بيرون آمده با بيل و تيشه و ادوات زرع ميلى به حدايق و مزارع خود داشتند كه ناگاه لشكر اسلام در نظر ايشان درآمد گفتند و اللّه محمد ص و الخميس در وى بحصار خود آوردند و آن حضرت ص فرمود كه اللّه اكبر خربت خيبر انا إذا نزلنا بساحته قوم فساء صباح المنذرين القصه يهود حصارى شده دل بر قتال بنهادند و مسلمانان اوّل باهل نطاة حرب كردند و آن قلعه گرفته و بعد از ان حصار شق مفتوح گشت و در مغازى محمد ابن اسحاق مذكورست كه اول از حصون خيبر حصن ناعم را فتح كردند پس نطاة شق از بعد از ان يهود بحصن صعب بن معاص متحصن گشتند و به جنگ بسيار گرفته شد و اقمشه و امتعه و اطعمه ايشان بسيار بدست مسلمانان افتاد پس به محاصره حصار قموص اشتعال فرمودند و حضرت را صداعى طارى شده به خود سوارى نمىتوانست فرمود قلعه بهغايت محكم بوده آنجا حرب فراوان وقوع يافته و آخرالامر بدست مرتضى على كرم اللّه وجهه مفتوح گشت و در ان قلعه مرحب خيبرى را كشت و در آهنين آن حصار بركنده سپرى خود ساخت و يهود زينهار خواستند و غنائم بسيار بدست صحابه رض افتاد و گنج ابو الحقيق بازيافتنده و آنجا آن حضرت صلى اللّه عليه و سلّم را زهر دادند برهء زهرآلوده با وى به سخن درآمد كه يا رسول اللّه ص از من مخور كه مرا بزهر آلودهاند بيتز خوان معجزه او گر نواله طلبى * حديث بره بريان شنو كه ما حضر است .