تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1130

مساهمون:

ص١١٣٠
46 / 11 و گفتند كافران در حق مسلمانان اگر دين بهتر بودى سبقت نكردندى بر ما بسوى آن و چون راه نيافتند به آن خواهند گفت اين دروغى است قديم ( 11 ) 46 / 12 و پيش از قرآن كتاب موسى ع بود پيشوا و بخشايش و اين كتابى است باوردارنده زبان عربى آمده براى آنكه بترساند ستمكاران را و براى مژده نيكوكاران را ( 12 ) 46 / 13 هر آئينه آنان كه گفتند پروردگار ما خداست باز قائم ماندند پس هيچ ترس نيست بر ايشان و نه ايشان اندوه خورند ( 13 ) 46 / 14 اين جماعه اهل بهشت‌اند جاويدان آنجا پاداش داده شوند بحسب آنچه مىكردند ( 14 )
شرح
وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُواو گفتند آنان كه كافر بودند از بنو عامر و امثال ايشانلِلَّذِينَ آمَنُوابراى آنان كه ايمان آوردند از جهينه و احزاب ايشانلَوْ كانَ خَيْراًاگر ايمان خير بودى و راستى و درستى داشتىما سَبَقُوناپيشى نه‌گرفتندى بر ما و مسارعت نكردندىإِلَيْهِبسوى او از اراذل قبائل بلكه مادران سابق مىبوديم چه رتبه ما از ايشان بزرگتر است و بزرگى و شهرت ما بيشتر يا يهود بعد از اسلام ابن سلام و اصحاب او رضى اللّه عنهم گفتند كه اگر آنچه محمد آورده خوب بودى ديگران نتوانستندى بر ما پيشى گرفتن چه دانش ما بيش از ايشان استوَ إِذْ لَمْ يَهْتَدُوا بِهِو چون راه نيافتند كفار يا يهود به قرآن يا به‌آنچه پيغمبر آوردفَسَيَقُولُونَپس مىگويندهذا إِفْكٌ قَدِيمٌاين دروغى كهنه است يعنى پيشينيان نيز مثل اين گفته‌اندوَ مِنْ قَبْلِهِو حال آنكه پيش از قرآنكِتابُ مُوسىكتاب موسى يعنى توريت بوده و گردانيديم ما آن راإِماماًپيشواى اهل دينوَ رَحْمَةًو بسبب رحمت باوردارندگانوَ هذا كِتابٌ مُصَدِّقٌو اين قرآن كتابى است تصديق‌كننده مر توريت يا جميع كتب منزله رالِساناً عَرَبِيًّابه زبان تازىلِيُنْذِرَ الَّذِينَ ظَلَمُواتا بيم كند آنان را كه ستم كردند بر نفس خود بكفر و معصيتوَ بُشْرىو مژده‌دهندهلِلْمُحْسِنِينَمر نيكوكاران را برضوان الهىإِنَّ الَّذِينَ قالُوابه درستى كه آنان كه گفتندرَبُّنَا اللَّهُپروردگار ما خداى استثُمَّ اسْتَقامُواپس بايستادند بر ان و عدول نكردند از ان يعنى جمع فرمودند ميان توحيد كه خلاصه علم است و استقامت كه منتهاى عمل است در بحر الحقائق فرموده كه استقامت ورزيدن بجوارح بر تعهّد و اركان شريعت و بنفوس بر تادّب بآداب طريقت و بقلوب بر تصفيه آن از تعلقات و بارواح بر تجليه آن از انوار صفات و سير بر محض توحيد و بخفى بر فنا از غير حق و بقا به حق و كمال استقامت اينست و ببايد دانست كه بىهمراهى استقامت وصول به سرمنزل كمال فكرى است بس باطل و خيالى است به‌غايت محال مصرعه - كرامت نيابى مگر ز استقامتفَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْپس هيچ ترس نيست بر مؤمنان مستقيم از رسيدن مكروهى بديشان در ان جهانوَ لا هُمْ يَحْزَنُونَو نيستند ايشان كه اندوهگين شوند از فوت محبوبى درين جهانأُولئِكَآن گروه يعنى اهل ايمان و استقامتأَصْحابُ الْجَنَّةِملازمان بهشت‌اندخالِدِينَ فِيهاجاويدبودگان در ان و پاداش داده شوندجَزاءًپاداش دادنىبِما كانُوا يَعْمَلُونَبه‌آنچه بودند كه عمل مىكردند -